چهره‌ها و حادثه‌ها

کلنگ من، دفن جسد و ماموران

کاوه موسوی، قهرمان پرتاب چکش ایران، متولد 1364 در شهر ارومیه است. او ورزش دوومیدانی را از سن 14 سالگی آغاز کرده و رکورددار پرتاب چکش در رده نوجوانان و جوانان بوده است. رکوردی که او در رده جوانان به ثبت رسانده هنوز شکسته نشده است. او هم اکنون عضو تیم ملی دوومیدانی ایران و تیم نفت است. موسوی اولین بار که به تماسمان پاسخ داد در چین بود و نتوانست صحبت کند. از چین یک مقام پنجمی به سوغات آورد و از حادثه‌ای جنجالی برایمان گفت که در همسایگی خانه‌شان اتفاق افتاده است. یکشب زنگ در خانه موسوی‌ها به صدا در می‌آید. کاوه برای باز کردن در می‌رود و مرد همسایه با چهره‌ای برآشفته از او می‌پرسد: «کلنگ دارید؟» کاوه کلنگشان را به او قرض می‌دهد و چند روز بعد پس می‌گیرد.
کد خبر: ۳۰۲۳۸۸

از این ماجرا می‌گذرد و کاوه متوجه می‌شود که مرد همسایه در عرض یک هفته گاراژ خانه‌اش را موزاییک کرده است. حدود یک سال از این ماجرا می‌گذرد. باقی ماجرا را کاوه توضیح می‌دهد: چند ماه پیش دوباره زنگ خانه را زدند. دیدم یک مامور نیروی انتظامی دم در است و می‌پرسد: آقا ببخشید کلنگ دارید؟ کلنگ را به او دادم و سری به کوچه زدم. دیدم سراسر کوچه پر از پلیس است. مامورها گاراژ خانه همسایه را با کلنگ ما کندند و یک جسد و مقداری پول کشف کردند. متوجه شدم که یک سال پیش که همسایه‌مان کلنگ ما را قرض گرفته بود جسد را دفن کرده و حالا با همان کلنگ جسد کشف شده است.

همسایه کاوه قاچاقچی موادمخدر بوده و کارهای مشکوک زیاد انجام می‌داده است. اما کسی فکر نمی‌کرده او بتواند قتل انجام دهد. قسمت جالب ماجرا به نظر کاوه موسوی، کلنگ آنهاست که یک روز جسدی را پنهان کرد و روز دیگر رازی را فاش کرد.

این پرتابگر چکش یک بار دیگر هم با کلنگ روبهرو شده است. چندی پیش در مجموعه آفتاب انقلاب در حال مسابقه، چکشی را پرت می‌کند که به خطا می‌رود. درست به سمت 12 کارگر افغان که در اطراف مجموعه مشغول ساخت و ساز بودند. موسوی می‌گوید: «چهارمین مرحله لیگ بود و حدود ساعت 10 صبح من مشغول انجام مسابقه بودم. چکش گاهی اوقات به دست گیر می‌کند. چون به آن چسب می‌زنیم که چکش در دست بماند و گاهی که چسب زیاد می‌شود چکش گیر می‌کند. این بار هم گیر کرد و از زاویه پرتابی منحرف شد و درست به سمت این 12 نفر رفت. وزن چکش 7 کیلو و 260 گرم است و با نیرویی که به آن وارد می‌شود وزنی برابر 100 کیلو گرم پیدا می‌کند. وقتی چکش داشت به سمت این افراد می‌رفت، پیش خودم گفتم حتما یک نفر می‌میرد. اما خوشبختانه به هیچ کس برخورد نکرد. در همین حال کارگرها که فکر کرده بودند من مخصوصا این کار را کردم می‌خواستند با بیل و کلنگ به جان من بیفتند که با وساطت دوستان این اتفاق نیفتاد.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها