در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
لابد میگویی که خب همه این حرف را میزنند، اما دوست خوبم من دلایلی منطقی برای این حرفهایم دارم. نخست این که اگر دقت کنی تو در یک دور تسلسل افتادهای که با ادامه دادنش فقط حلقههای زنجیر بیشتر و بیشتر میشوند، بدون آن که بتوانی یکی از آنها را باز کنی. تازه باز کردن آن هم هیچ فایدهای ندارد. فرض بگیر که آن مزاحم تلفنی از طرف پسرخالهات به تو زنگ میزده، دراصل ماجرا چه تغییری میدهد؟ تو با آدم خودخواهی روبهرو شدهای که برای رسیدن به خواستهاش از هیچ کاری فروگذار نمیکند و برایش مهم نیست که در این میان به تو چه ضرر و آسیبی میرسد. به خاطر همین باید به کلی این آدم را از زندگیات حذف کنی و تمام حاشیههایش را هم پاک کنی. در واقع من هم گمان میکنم که حدس تو درباره این مزاحم تلفنی درست است. آنها میخواهند از تو مدرکهایی به دست بیاورند که بعد بتوانند تو را زیرفشار بگذارند. به خاطر همین است که میگویم باید همه چیز را فراموش کنی. سیمکارتت را عوض کن یا حتی اصلا بیخیال داشتن موبایل شو. چون بهش واقعا احتیاج نداری. با مادرت همه ماجراها را در میان بگذار و اجازه بده او در روند همه اتفاقات قرار بگیرد چون نشان داده است که غیرمنطقی نیست. اصلا هیچ حواست هست که چه زمان زیادی را به جای درس خواندن و تلاش کردن برای رسیدن به هدفت صرف موضوعات بیهوده کردهای؟ چرا اینقدر اصرار داری کنجکاویات را ارضا کنی؟ البته من به تو حق میدهم که بخواهی بدانی چه کسی دارد تو را بازی میدهد، اما آنها از همین کنجکاوی تو دارند نهایت استفاده را میبرند، به خاطر همین اجازه نده بیشتر از این به هدفشان برسند. من اگر جای تو بودم، همه چیز را فراموش میکردم و برمیگشتم به خانه اولم؛ یعنی درس خواندن برای کنکور. آن هم برای تو که در مدرسه تیزهوشان درس خواندهای و احتمال قبولیات در یک رشته عالی بسیار بالا است. امیدوارم از حرفهای من ناراحت نشده باشی و آنها را به گوش بگیری. مرا از تصمیمت با خبر کن و اگر اتفاق جدیدی افتاد که ناراحتت میکرد، برایم بنویس. موفق باشی.
خب دیگر جا نیست... تا هفته بعد درود و بدرود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: