در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مریم از روزهایی میگوید که رابطه عاشقانهای با همسرش داشت، از روزهایی که گلهای سرخ رز و لبخند همسرش، خستگی کار روزانه را از او دور میکرد، از خانه اجارهای 40 متری، از موتوری که دوترکه آنها را به اطراف تهران میبرد، اما از 5 سال قبل همه چیز رنگ دیگری گرفت. علیرضا در یک معامله تجاری سود بالایی به دست آورد و خانه 140 متری و اتومبیل زانتیا جای زندگی ساده و صمیمیشان را پر کرد. «فکر میکردم با آوردن یک پسر، وضعیت بهتر میشه، اما بچه دومم دختر شد و علیرضا بیشتر از ما دوری کرد.»
روانشناسان معتقدند برای شکلگیری یک ازدواج وجود رابطه عاشقانه میتواند شرط لازم برای نزدیکی دو نفر باشد، اما آنچه به بقای این رابطه کمک میکند، حفظ و پایبندی به معیارهایی است که این رابطه را شکل داده و میتواند افراد را در عشق نگاه دارد. در بسیاری موارد با گذشت زمان علاقه بین زن و مرد کمرنگ شده و رابطه آنان چنان سرد میشود که گویی هیچ احساس عاشقانهای آنها را به هم وصل نکرده و زیر یک سقف قرار نداده است. برای خانوادههایی که روابط ساده و صمیمی دارند، باور کردن این که برخی زن و شوهرها به خاطر سردی روابط ماهها و شاید سالها با هم درددل نمیکنند و روابطشان از ابراز علاقه و احساسات تهی است، دشوار باشد، ولی متاسفانه نوعی روابط زناشویی در خانوادهها در حال شکلگیری و افزایش است که آن را به «زناشویی خاموش» تعبیر میکنند و این همان جدایی یا «طلاق عاطفی» است.
با وجودی که همسران در این نوع طلاق به طور رسمی از هم جدا نشدهاند یا حتی هنوز با هم زیر یک سقف زندگی میکنند، اما سردی روابطشان، پیامدی به مراتب بدتر از طلاق رسمی بر اعضای خانواده دارد. در طلاق عاطفی زن و شوهر عواطف خود را از هم دریغ میکنند، شاید ساعتها زیر یک سقف باشند، با هم غذا بخورند، اما غریبهاند، حوصله ابراز عشق و علاقه را ندارند، فقط به نوعی همخانه محسوب میشوند.
زندگی در سکوت
مجید م. از جمله این افرادی است که برای مشاوره به دفتر یک روانشناس آمده. ژولیده و بیحوصله است، زیاد حرف نمیزند حتی وقتی که مقابل مشاور مینشیند. 38 ساله است، فوقلیسانس معماری دارد و همسرش همکار و همرشته اوست. «احساس تنهایی میکنم، من و سپیده از صبح تا شام کار میکنیم، اما هیچ حسی به هم نداریم. اوایل من ابراز علاقه میکردم، اما در این 5 سال که ازدواج کردیم، او حتی یک جمله ساده «دوستت دارم» بهم نگفته، بدون من غذا میخوره، بدون من مهمانی میره، بدون من میخوابه، بدون من بیدار میشه، از خونه بیرون میره، به نظرم فقط با هم سلام و علیک میکنیم وگرنه هیچ حس و عشقی بین ما وجود نداره ... .» او قصد جدایی دارد پیش از آنکه به گفته خودش مجبور شود انسان بیگناه دیگری را به این زندگی وارد کند.
طلاق عاطفی را نمیتوان نادیده گرفت. متاسفانه بسیاری از خانوادهها تصور میکنند با آمدن عضو جدید، مهر و محبت بین زوجین افزایش مییابد و به عبارتی حل مشکل زناشویی را به گذر زمان میسپارند، اما بیاهمیت دانستن سردی روابط بین همسران تنها بار مشکلات را سنگینتر میکند.
طلاقی که در هیچ دفتری ثبت نمیشود
براساس آمارهای رسمی میزان طلاق در تهران و در 6 ماهه اول امسال بیش از 20 درصد افزایش یافته است؛ اما سردی روابط یا طلاق عاطفی همسران با هیچ مقیاسی جز درون افراد قابل سنجش نیست، به همین دلیل افراد مادامی که زیر یک سقف زندگی میکنند، نوع روابطشان قابل ثبت نیست و میزان طلاق عاطفی نیز در هیچ گزارشی نیامده است، منتها برخی کارشناسان در پایگاههای اطلاعاتی خود اعلام میکنند که براساس تجربه میزان طلاق عاطفی 2 برابر طلاقهای رسمی است، بنابراین طلاق عاطفی در کلانشهری مانند تهران نزدیک به 40 درصد برآورد شود. علیرضا یادقلی، مشاور خانواده در سلامتنیوز ضمن بیان این نکته میگوید: «عشق بین زن و مرد مانند نهالی است که در صورت عدم رسیدگی خشک خواهد شد. به این مساله اکتفا نکنید که یکبار برای همیشه ابراز علاقه کردهاید، رسیدگی روزانه به این نهال الزامی است.»
سازش اجباری، چرا؟
در طلاق عاطفی براساس قانون زن و شوهر هنوز به قرارداد اجتماعی میان خود پایبند هستند، بنابراین بسادگی نمیتوان آنها را مطلقه خواند حتی اگر جدا از هم زندگی کنند، در این صورت باید پرسید، چه عواملی زوجین را وامیدارد تا به این قرارداد به رغم سردی روابط، پایبند بمانند؟
«تنها روی نیمکت چوبی پارک نشسته، 60 ساله به نظر میرسد اما خودش میگوید 50 ساله است. موهای سفیدش را با دست زیر روسری پشمی پنهان میکند. اما خطوط چهرهاش، قابل پنهان کردن نیست، میخندد و میگوید: «زمونه پیرم کرده مادر، اگه تو هم 4 تا پسر و دختر را تک و تنها روانه خونه بخت میکردی مثل من پیر میشدی.» از 35 سال پیش میگوید و از زمانی که با سردی رابطه با شوهرش، خطهای چهرهاش بیشتر و بیشتر شده. «از این که به من مطلقه بگویند میترسیدم، جایی نداشتم، درآمدی نداشتم. با 4 تا بچه کجا میرفتم؟ شوهرم زن صیغهای داشت. میدونستم کجا میره، شبها کجا میمونه ولی جرات اعتراض نداشتم، خونه را روی سر من و بچهها خراب میکرد، خدا نیامرزدش...» آهی میکشد و گوشه چشمش خیس میشود.
برخی کارشناسان میگویند: دیدگاههای سطحی افراد در انتخاب همسر، سن پایین، تربیت نادرست والدین و دوستیهای خیابانی از عوامل گسترش طلاق عاطفی در خانوادههاست.
علیرضا کاظملو، روانشناس بالینی میگوید: بیشتر مراجعهکنندگان به مراکز مشاوره، از میانگین سنی 18 تا 25 سال برخوردارند و اغلب آنها جزو اقشار پایین جامعهاند.
البته طلاق عاطفی اختصاص به سن و طبقه خاصی ندارد. این روانشناس بالینی بر ضرورت مشاوره به ویژه قبل از ازدواج تاکید میکند. در مجموع مهمترین عواملی که میتواند طلاق عاطفی را تشدید کند شامل موارد زیر است:
بیاعتمادی و تغییر شخصیت زوجین به مرور زمان
تولد فرزند که به همان اندازه میتواند امکان با هم بودن را افزایش دهد، باعث غفلت زن و شوهر از یکدیگر و کمرنگ شدن روابط عاطفی خواهد بود.
چندپیشگی زن و شوهر که دوری فیزیکی و خستگی در بیتوجهی و سردی روابط موثر است.
کاهش ابراز علاقه و جذابیت: در بسیاری از خانوادهها، تصور غالب این است که پس از تولد چند فرزند، ابراز علاقه بر آنها حرام است و به اصطلاح از آنها گذشته که به هم بگویند: «دوستت دارم.» این دوری، که در خانوادههای ایرانی بسیار دیده میشود، عامل موثردر سردی روابط عاطفی است.
پرخاشگری و کم نیاوردن مقابل هم، که معمولا همسران حین بگو مگو تلاش میکنند هر طور شده جواب طرف مقابل را درشتتر بدهند که گاه حرفی گفته میشود که جبرانش دشوار است و خاطرات تلخی از خود به جای میگذارد.
ازدواجهای تحمیلی در سنین پایین از یک طرف و پافشاری بیمورد برای ازدواج با وجود مخالفت خانواده از طرف دیگر، دو سر طیفی هستند که میتواند منجر به سرد شدن عواطف به مرور زمان شود.
نسترن 41 ساله و صاحب یک فرزند از زمان عقد خود میگوید: «پدر و مادرم اصرار داشتند ادامه ندهم چون پیشبینی میکردند زندگی پرآشوبی داشته باشم، اما من طور دیگری میدیدم، فکر میکردم اگر وارد زندگی شوم، زندگیام تغییر میکند، بعد گفتم شاید با وجود یک فرزند به آرامش برسم و آن بچه زندگی من شود. از طلاق میترسیدم، اما از آن روزها 17 سال گذشته و آشوب زندگی من کم نشده که بیشتر شده است.»
کارشناسان تنوعطلبی جنسی، بیمیلی جنسی به خصوص در زنان، ازدواج در سنین پایین بخصوص در مردان و همسان نبودن موقعیت خانوادگی و اجتماعی طرفین را از جمله عوامل طلاق عاطفی میدانند.
خصومت کور
بیتفاوتی، بیاعتنایی، لجبازی و سردی روابط اعضای خانواده ارتباط مستقیمی با رفتار والدین نسبت به هم دارد. طلاق یا جدایی احساسی بین زن و شوهر زمانی صورت جدیتری به خود میگیرد که پای فرزند یا فرزندانی در میان باشد، بنابراین مهمترین پیامد اینگونه طلاقها را باید در کودکان و نوجوانان این خانوادهها جستجو کرد.
«تا زمانی که به یاد دارم هیچوقت با پدر و مادر به تفریح نرفتهام. همیشه جای مامان یا بابا خالی بوده، آنها هیچوقت حرفهای محبتآمیز به هم نزدهاند، هیچوقت ندیدهام دست هم را بگیرند، بابا میگه: مادرت پررو میشه و مامان هم عارش میآد با بابا بیرون بره.»
مسعود 17 ساله با گفتن این جملات از سردی روابط پدر و مادرش میگوید، طوری که چند بار گوشه ناخنش را با دندان میکند و چشمهایش پر از اشک میشود و میگوید: «به خودم قول دادهام وقتی ازدواج کردم با همسرم این رفتار را نداشته باشم، اما واقعا نمیدانم و یاد نگرفتهام که چطور باید به کسی محبت کنم.»
روانشناسان بر این باورند که پدر و مادر بیمحبت، فرزندانی عصبی دارند و این فرزندان در برابر متغیرهای محیطی آسیبپذیرترند.
همچنین زنان در طلاق عاطفی به دلیل داشتن روابط اجتماعی کمتر و درگیری با فرزندان و وابستگی بیشتر به خانواده و از همه مهمتر نداشتن استقلال مالی بیش از مردان آسیب میبینند.
البته در طلاق عاطفی گفته میشود که کارایی مردان در اجتماع بشدت کاهش مییابد. گاه تصور میشود مردان به دلیل اشتغال در بیرون خانه، نیاز کمتری به ابراز علاقه دارند، در صورتی که در طلاق و سردی روابط عاطفی با همسر، مردان نیز عصبی و آسیبپذیر شده و تمرکز و پویایی و ابتکار عملشان کاهش مییابد.
همه چیز دست شماست، ترمزها را بکشید!
«دوستش نداشتم، هیچوقت... این جمله را طوری میگوید که تمام عضلات صورتش منقبض میشود تا صداقت او را تایید کند، اما چشمانش چیز دیگری میگوید. وقتی میشنود مردی که 7 سال با او زندگی کرده به خاطر سردی رابطه و بیعلاقگی با فرد دیگری ازدواج کرده است، حلقهای از اشک چشمانش را میپوشاند اما به روی خودش نمیآورد....»
متینه سلیمانی، کارشناس ارشد روانشناسی در مقالهای به راهکارهای مفیدی برای پیشگیری از طلاق عاطفی اشاره میکند و مینویسد:
باید بدانیم دوست داشتن آموختنی است. بیشتر زوجها در طول روز حتی یک بار به صورت هم نگاه نمیکنند یا حرف تازهای برای گفتن ندارند.
اگر زن و مرد با تفاوت اخلاقی و رفتاری هم آشنا باشند، دچار سوءتغبیر نمیشوند. سعی کنید حالات، روحیات، نیازها و توقعات همسرتان را به خوبی بشناسید.
بسیاری از زن و شوهرها نمیدانند که طرز نگاه و صحبت کردن با همسر باید به گونهای جدا از سایر افراد باشد.
زمانی را برای گفتگو، ابراز محبت و تبادل نظر با همسرتان اختصاص دهید و این فرصت را به بهانه اشتغال و امور فرزندان و آشپزی و خرید و... به تعویق نیندازید. به مرور زمان گفتگوی خصوصیتان را افزایش دهید. دقت کنید که صحبتهای شما در این مدت زمانی تنها به بیان مشکلات کاری و گزارش عملکرد روزانه محدود نشود. حرفهای دلتان را به همسرتان بگویید و با او همدلی کنید.
در بسیاری موارد اگر بدانید که در زمان بگومگو و عصبانیت چطور از مهارتهای زبانی نه برای از میدان در کردن حریف بلکه برای آوردن استدلال استفاده کنید، رنجشها در دل انباشته نمیشود. ناآگاهی زوجها از روش گفتگوی سالم، بیشتر صحبتها را به مشاجره میکشاند.
چه ایرادی دارد هنگام مشکلات خود را مقصر معرفی کنید و ابتدا شما عذر بخواهید و بگویید هدفتان فقط حل مساله و رسیدن به تفاهم است. در ضمن مانع حرف زدن همسرتان نشوید و به او فرصت اظهارنظر بدهید.
طعنه، زخم زبان، کنایه ممنوع
از سرزنش کردن یکدیگر خودداری کنید. تصور نکنید در زندگی مشترک قربانی شدهاید.
تصور نکنید یک زندگی ایدهآل، زندگی بدون هیچ اختلاف نظری است، بلکه اختلاف نظر و تفاوت همیشه وجود خواهد داشت. مهم این است که نحوه حل اختلاف را بدانیم و فراموش نکنیم اختلافات در بسیاری موارد باعث تفاهم بین همسران میشود.
اگر رنجشی قابل چشمپوشی است از آن بگذرید ولی اگر برایتان مهم است، هرچند که مساله کوچکی باشد، آن را به طرز صحیحی با همسر خود درمیان بگذارید.
همسرتان را (چه زن باشید یا مرد) با تلفن، یادداشت، هدیه کوچک و غافلگیرکننده، یاد کنید.
در ابراز عشق از او پیشی بگیرید.
همسرتان را با بهترین القاب صدا بزنید و هنگام صدا کردن و صحبت با او به صورتش نگاه کنید.
رنجشهای گذشته را مرتب یادآوری نکنید.
و در آخر بدانید اگر هدف از زندگی مشترک، داشتن رابطهای عاشقانه است، بهای این زندگی را باید با گذشت و ایثار بپردازید نه با لجاجت، سردی و مقابله به مثل...
کتایون مصری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: