در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با این حال او پس از ناکامی در رسیدن به این هدف برخلاف آنچه گمان میرفت با پایان دوره زمامداریاش اقدام به برگزاری سومین انتخابات ریاستجمهوری پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و واگذاری قدرت به دیمیتری مدودف، رئیسجمهور منتخب کرد.
اگرچه این روند در نگاه اول ستودنی به نظر میرسد لیکن بررسی دقیقتر تحولاتی که در روند برگزاری انتخابات اتفاق افتاد بخوبی نشان میدهد عملکرد پوتین کاملا هدفمند و با نگاه به آینده بوده است.
پوتین که در سال 2000 میلادی و پس از یک دوره هرج و مرج ناشی از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به قدرت رسید کشوری را تحویل گرفت که از هرج و مرج فراگیر، بحران اقتصادی گسترده و ناتوانی سیاسی و نظامی رنج میبرد.
تدوین برنامهای 4 ساله که ساماندهی اقتصاد، اعاده نظم و ثبات به کشور و احیای قدرت سیاسی و اقتصادی روسیه را دربر میگرفت گام اول پوتین برای پایان دادن به مشکلات روسها بود. بخت با پوتین بود چون رشد گام به گام سیاسی نفت و گاز به عنوان منبع اصلی درآمد روسیه موجب شد او با تزریق نقدینگی به جامعه بتواند مردم را در مسیر اجرای برنامهاش با خود هموار سازد.
دولت او باندهای جنایتکار را قلع و قمع کرد، اقتصاد را با حمایت از احیای فعالیت واحدهای صنعتی و عقد قراردادهای همکاری بین شرکتهای روس و موسسات بزرگ خارجی به تحرک دوباره واداشت و با تعیین بودجههای کلان نظامی به ارتش جان تازهای بخشید.
هنوز چندماهی از ورود پوتین به کرملین نگذشته بود که غربیها پس از حدود یک دهه حاشیهنشینی مسکو در دنیای سیاست بینالملل اندک اندک شاهد ایفای نقش روسها در عرصه بینالمللی بودند.
رزمایشهای نظامی از سر گرفته شد، صنایع موشکی و هوایی شروع به فعالیت کردند، پرواز جنگندههای روس بر فراز حاشیه قلمرو آبی اتحادیهاروپا و ایالاتمتحده از سر گرفته شد و ناوگان دریایی این کشور به سوی آبهای دوردست گسیل شد تا دنیا بداند خرس روس از خواب زمستانی بیدار شده است.
حاکمیت پوتین با وجود اقداماتی چون سرکوب مبارزان چچنی و جلوگیری از فعالیت سازمانهای غیردولتی مخالف به دلیل رضایت عمومی از بهبود شرایط معیشتی، کاهش نرخ جرم و جنایت و وجهه تازهای که روسیه در دنیا پیدا کرده بود به محبوبترین چهره روسیه تبدیل شد تا آنجا که نرخ حمایت عمومی از او هیچگاه از 60 درصد پایینتر نیامد.
پوتین سرمست از این موفقیتها از لزوم تدوین برنامه درازمدت برای مدیریت کشور میگفت و حتی چند بار با تاکید بر این که «مدیریت موثر کشور نیازمند تثبیت کادر مدیریت است» به طور غیرمستقیم برای ماندن در کرملین پس از پایان دومین دوره زمامداریاش ابراز علاقه کرد.
اگر با خواندن آنچه پیش از این گفته شد به این تصور رسیدهاید که پوتین مخالفی نداشته است به خطا رفتهاید. احزاب مخالف پوتین و بهویژه گروههای حقوق بشری فعال در روسیه دولت او را هدف انتقادات تندی قرار میدادند.
پاشنه آشیل پوتین گسترش فساد مالی در روسیه بود که دست بر قضا بسیاری از چهرههای نزدیک به او که اکثرشان از افسران پیشین دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی و عضو گروهی موسوم به سیلویکی بودند هم در مظان اتهام سوءاستفاده از امکانات دولتی و فساد مالی قرار داشتند.
وقتی نمایندگان حزب روسیه متحد که بهرغم آن که پوتین در آن عضو نیست تحت رهبری او فعالیت میکند در سال 2006 میلادی برای اولین بار از احتمال بازنگری قانون اساسی با هدف فراهم آوردن امکان حضور پوتین در انتخابات سال 2008 برای سومین بار در مغایرت با محدودیت 2 دورهای پیشبینی شده در قانون خبر دادند این پیشنهاد با واکنش سرد مردم، رسانهها و حتی اعضای پارلمان مواجه شد.
تحرکات گسترده رسانههای نزدیک به پوتین برای جلب توجه مردم به مساله بازنگری قانون به نفع او با ناکامی مواجه شد. مخالفان بهویژه روی طرح مبارزه با فساد پوتین مانور میدادند که در عمل هیچ دستاوردی به ارمغان نیاورده بود.
اردوگاه پوتین عاقبت پس از جمعبندی شرایط به این نتیجه رسید که شاید بهتر باشد او 4 سال از کرملین خارج شود تا فضا برای بازگشت او به قدرت هموار شده و موانع قانونی هم از میان برداشته شود.
ظهور چهره جدید
مدودوف در دور دوم ریاستجمهوری پوتین رئیس دفتر او بود و قبل از آن برای مدتی ریاست گازپروم (شرکت گاز دولتی روسیه) را برعهده داشت.
هر چند پس از معرفی مدودوف به عنوان یکی از نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری مارس 2008 از حزب روسیه متحد بود که مردم برای اولین بار با او به طور جدی آشنا میشدند لیکن سابقه دوستی او و پوتین به سالهای اولیه دهه 90 باز میگشت که رئیسجمهور مسوولیت شهرداری سنپطرزبورگ را به عهده داشت.
پوتین در سال 2005 میلادی مدودوف را به معاونت نخستوزیری، پستی تازهتاسیس گماشت که توجه خاص رسانههای مخالف بر این مساله و تمرکز آنها بر این که مدودوف شخص مورد نظر پوتین برای جانشین اوست باعث سر و صداهای زیادی شد.
بعدها سرگئی ایوانف، وزیر دفاع وقت به عنوان جانشین پوتین معرفی شد که گمانهزنیها در مورد او تکرار شد. حتی در مرحلهای نگاه به ویکتور زبکف، نخستوزیر دوخته شد که گفته میشد قرار است پس از پوتین راهی کرملین شود.
روز 10 دسامبر سال 2007 و طی نشستی در کرملین با حضور پوتین، مدودوف و بوریس گریزلف، رهبر حزب روسیه متحد بود که پوتین آب پاکی را روی دست هم ریخت. او به طور رسمی از مدودوف برای مشارکت در انتخابات ریاستجمهوری مارس 2008 حمایت کرد.
مدودوف که وکیلی از سنپترزبورگ است از دانشگاه این شهر موفق به اخذ دکترای حقوق شده است. هر چند در ابتدا گمان میرفت حمایت پوتین از مدودوف نوعی دهن کجی به کسانی باشد که سابقه فعالیت در سرویسهای اطلاعات امنیت روسیه را دارند اما بعدها مشخص شد این پشتیبانی دلایل دیگری هم دارد.
پیشینه مدودف
مدودف متولد 1965 در سن پطرزبورگ و از پدر و مادری است که هر دو استاد دانشگاه بودند. او در آپارتمان صد متری در حومه سن پطرزبورگ رشد کرد. در مدرسه شماره 305 تحصیل کرد و در17 سالگی عضو یکی از گروههای زیرزمینی راک محلی شد.
در کلاس هفتم با همسرش سوتلانا آشنا شد. در سال 1982 باهم از دبیرستان فارغالتحصیل شدند. در همانسال در دانشگاه حقوق دانشگاه سن پطرزبورگ ثبتنام کرد. در 23 سالگی به خواست خودش مسیحی شد. پس از فارغالتحصیلی تصمیم گرفت به عضویت کنگره نمایندگان خلق (پارلمان) شوروی درآید. او از مریدان آناتولی سوبچاک، از فعالان سیاسی ضد رژیم هوادار آزادیهای مدنی بود.
با این حال به جای او سوبچاک به پارلمان راه یافت و زمینهساز فعالیتهای سیاسی بعدی مدودف شد. او در سال 1991 و مقارن با سقوط شوروی اولین کتاب حقوق خود را که به بازنگری قوانین حقوقی کشور در راستای تحولات سیاسی کشور اختصاص یافته بود، منتشر کرد.
حدفاصل سالهای 1991 تا 1999 یک شرکت حقوقی خصوصی داشت و همزمان با حلقه نزدیکان سوبچاک که جملگی بعدها به دولت راه یافتند در ارتباط بود.
دوستی او و مدودف از سال 1993 میلادی و در زمانی که مدودف شهردار سنپطرزبورگ بود، شروع شد. رویکردهای عملگرایانه پوتین و نارضایتی گسترده مردم از دولت مرکزی موجب شده بود او سوار بر این موج با سرعت تمام مرزهای شهرت را درنوردد.
جدیترین موضوع سیاسی روسیه در سال 2008 میلادی آینده ریاست جمهوری بود. احزاب و جناحهای مخالف 2 استراتژی را مدنظر داشتند. غلبه هواداران پوتین بر مخالفان در دوما و ابقای او به عنوان رئیسجمهور یا به رئیسجمهوری رسیدن یکی از چهرههای نزدیک به پوتین که عملا او را در موقعیت کنترل کشور و بازگشت به قدرت در انتخابات سال 2012 قرار میداد.
عبور از دروازه قدرت
مدودف تنها یک روز پس از نشست 10 دسامبر 2007 در کرملین و حمایت پوتین از او اعلام کرد چنانچه به ریاستجمهوری برسد پوتین را به عنوان نخستوزیر منصوب خواهد کرد.
نظرسنجیهای پس از این موضعگیری نشان میداد 80 درصد مردم از به قدرت رسیدن مدودف حمایت میکنند. تحلیلگران غربی پیشبینی میکردند مدودف در انتخابات 2 مارس 2008 حداقل 60 درصد آرا را کسب کند. اگرچه نهادهای نظارت فراملیتی از جمله سازمان همکاری و امنیتی اروپا به دلیل آنچه «موانع موجود بر سر راه فعالیت آزاد ناظران مستقل» خواند از اعزام ناظر به روسیه برای نظارت بر انتخابات ریاستجمهوری 2 مارس 2008 این کشور خودداری کرد لیکن انتقادات به صحت و سلامت این انتخابات به حدی نبود که شائبه تقلب گسترده در آن را به وجود آورد. مدودف با 3 چهره دیگر در آن انتخابات رقابت کرد. جدیترین رقیب او گنادی زیوگانف از حزب کمونیست بود که تنها 13 درصد آرا را کسب کرد و مدودف با به دست آوردن 25/71 درصد آن به ریاست جمهوری روسیه رسید. ولادیمیر ژیرینفسکی از حزب لیبرال دمکرات و آندری بوگوانف، نامزد مستقل دیگر رقبای او بودند که روی هم رفته 10 درصد آرا را به دست آوردند.
مدودف برای راهیابی به کرملین تلاش چندانی نکرد. او به لطف حمایت پوتین اطمینان داشت به همه رقبا پیروز خواهد شد. شعارهای انتخاباتی او مبارزه با فساد دولتی، بهبود وضعیت معیشتی مردم و پیگیری برنامههای پوتین را در بر میگرفت.
شبکه خبریBBC یک روز پس از معرفی مدودف به عنوان رئیسجمهور جدید روسیه در روز 5 مارس 2008 از او به عنوان اولین رهبر روسیه پس از دههها یاد کرد که ارتباطی با سرویس مخفی این کشور یا حزب کمونیست ندارد و از آن به عنوان نقطه عطفی در تاریخ این کشور یاد کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: