در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما اکنون که برای اولین بار پس از 20 سال تابوی نداشتن برنامه توسعه در حال شکسته شدن است، ممکن است این سوال به ذهن خیلیها خطور کند که اصلا داشتن برنامهتوسعه برای ما چه ضرورتی دارد؟
ظاهر این پرسش شاید منطقی به نظر برسد. به هر حال در طول 4 برنامه توسعهای که در سالهای پس از انقلاب گذراندیم، بسیاری از اهداف پیشبینی شده محقق نشد و خیلی از اهداف روی کاغذ ماند و به بایگانی کتابخانهها رفت. شرایط البته برای برنامه چهارم بسیار بغرنجتر شد.
اکنون که در سال پایانی برنامه چهارم هستیم و بهرغم اینکه در برخی حوزهها موفقیتهای خوبی حاصل شده است، هیچ کدام از شاخصهای کلان اقتصادی از جمله تورم ، بیکاری و رشد اقتصادی به آنچه که در برنامه پیشبینی شده بود، نرسیده است.
اما آیا میتوان به صرف داشتن یک تجربه نه چندان موفق در برنامهریزی از تجربههای موفق آینده چشمپوشی کرد؟ مسلم است که اجرای ناقص یا ناکام یک برنامه نمیتواند و نباید موجب سستی در ادامه این راه شود.
برنامهریزی پنجساله و حرکت بر مدار آن البته در صورتی که اهداف برنامه براساس واقعیتهای اقتصادی کشور تنظیم شده باشد، یک معیار کمی را در اختیار کارشناسان و صاحبنظران اقتصادی میگذارد تا مبتنی بر آن عملکرد دولت در دستیابی به اهداف میانمدت را مورد ارزیابی قرار دهند و از این جهت فرصت نقد اصولی عملکرد دولت را به کارشناسان اقتصادی میدهد.
همین امکان البته میتواند دولت را (چنانچه دولتی قانونگرا و متعهد به مصوبات مجلس باشد) نسبت به عملکرد و حیثیت کاری خود مسوولیتپذیرتر بار آورد.
برنامهریزی پنجساله، کشور را از گرفتار شدن در ورطه روزمرگی نجات میدهد و انگیزه کار و تلاش را دوچندان میکند.
اما آنچه که ضرورت حرکت بر مدار برنامههای توسعه را در سال آینده و سالهای پیش رو بیش از پیش نمایان میسازد ، در پیش بودن چشمانداز 20 ساله کشور در سال 1404 است؛ سندی که تمام ارکان کشور خود را نسبت به آن متعهد میدانند ؛ سندی که به موجب آن قرار است ایران تا 16 سال دیگر قدرت اول اقتصادی منطقه باشد و بدیهی است که رسیدن به این هدف بلندمدت جز با برنامهریزیهای گام به گام میان مدت امکان پذیر نیست.
درست است که به اعتقاد برخی کارشناسان، بسیاری از فرصتهایی که در برنامه چهارم به عنوان نخستین برش از سند چشمانداز و گام اول در رسیدن به اهداف آن پیش بینی شده بود، از دست رفت اما اگر بخواهیم ادامه راه را هم با سستی و بدون برنامه ریزی مدون حرکت کنیم، بدون تعارف باید قید قدرت اول شدن را در منطقه بزنیم و با همین روزمرگی خود سر کنیم.
حمید اسدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: