پس از برداشتن چسب نواری از دهان او و باز کردن دست و پایش، وی توضیح داد که مورد حمله سارقان قرار گرفته است.
به این ترتیب از او خواستم با پلیس تماس بگیرد و خودم وارد شرکت شدم که مشاهده کردم اثاثیه شرکت به هم ریخته است و رایانهها و میز و صندلیهای شرکت تخریب شده و اسناد محرمانه شرکت، پول، دلار، مدارک شناسایی و قراردادهای کاریام به سرقت رفتهاند. پس از شکایت این مرد، پروندهای تشکیل شد و نگهبان شرکت به عنوان تنها شاهد سرقت به مرکز پلیس تهران انتقال یافت و مورد بازجویی قرار گرفت.
این مرد در اظهاراتش به پلیس گفت: شب حادثه پس از رفتن تمامی کارمندان و مدیرعامل شرکت، به اتاقک سرایداری رفتم و شام خوردم. نیمهشب زنگ شرکت به صدا درآمد. وقتی برایباز کردن در بیرون رفتم، ناگهان 3 مرد مسلح به من حملهور شدند و با زور و تهدید مرا به اتاقم کشاندند و پس از بستن دست و پا و دهانم، زندانیام کردند و هر چه برای رهایی تلاش کردم، بیفایده بود.
آن شب تا صبح در اتاقک سرایداری زندانی بودم و سرانجام با آمدن مدیرعامل شرکت نجات یافتم و پس از آزادی متوجه شدم سارقان مسلح پس از تخریب اموال شرکت، اقلام قیمتی و اوراق محرمانه شرکت را به سرقت بردهاند. ماموران با ثبت اظهارات تنها شاهد حادثه، به چهرهنگاری رایانهای از 3 سارق مسلح پرداختند و جستجو برای یافتن آنها آغاز شده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم