در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از میان جشنهای بزرگ ایرانیان دو جشن نوروز و شب یلدا همچنان زنده و پویا هستند. این دو جشن بزرگ که به مفاهیمی چون روز نو و آغاز سال نو و همچنین زایش مهر و خورشید که منجر به روشنایی بیشتر میشود تکیه دارند، هر ساله به صورت یک مراسم آئینی ویژه برگزار میشوند.
هر چند نوروز بزرگترین و مهمترین جشن ایرانیان بوده و هست اما یلدا در میان ما از اهمیت خاصی برخوردار است. در شب یلدا خانوادهها، دوستان و اقوام گرد هم میآیند و با برخی خوردنیهای مخصوص این شب کنار هم تا پاسی از صبح بیدار میمانند و زایش خورشید را جشن میگیرند.
از سال 1386 طی تلاش برخی انجمنهای دوستدار میراث فرهنگی، اقداماتی برای ثبت نام این روز در تقویم رسمی کشور انجام شد. همزمان با این تلاشها سازمان میراث فرهنگی نیز اقداماتی را برای ثبت شب یلدا در میراث معنوی کشور را آغاز کرد.
«رضا نیکپور»، دبیر انجمن دیدهبان یادگاریهای فرهنگی دراینباره میگوید: «در زمستان سال 1386 تعداد 50 انجمن دوستدار فرهنگ و میراث فرهنگی درخواستی را مبنی بر ثبت شب یلدا در تقویم شمسی مطرح کردند که این موضوع در شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح شد.»
وی در ادامه میگوید: «در اینباره جلسات متعددی با این شورا و همچنین بخش مناسبتهای تقویمی داشتیم که بالاخره در تابستان 1387، شورای عالی انقلاب فرهنگی دستور داد تا از این پس نام شب یلدا در تقویم سالیانه منتشر شود.»
به گفته وی نوروز و شب یلدا جشنهای زنده و باستانی ایران هستند که هنوز هم برگزار میشوند و به همین دلیل خواسته شد تا نام این جشن و این شب در تقویم گنجانده شود.
شب یلدا یا شب چله بلندترین شب سال در نیمکره شمالی زمین است. این شب به زمان غروب آفتاب از 30 آذر تا طلوع آفتاب در 1 دی اطلاق میشود، که برابر با 21 دسامبر یا 22 دسامبر است.
این شب در نیمکره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن شب به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاهتر میشود. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی مییابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا میکردند.
«هوشنگ طالع»، پژوهشگر تاریخ و آئینهای ایرانیان دراینباره میگوید: «جشنهای ایرانیان بیشتر روی گاهشماری قرار داشته است. ایرانیان در گذشته چهار جشن بزرگ داشتند که دو جشن در تعادل بهاری و پائیزی با نام نوروز و مهرگان و دو جشن نیز در انقلاب تابستانی و زمستانی با نام تیرگان و آنچه امروز یلدا یا شب چله بوده برگزار میشد.»
وی در ادامه میگوید: «احتمالا جشن شب چله همان جشن صده بود که با آتشافروزی و مراسمی چون یلدا را داشته است. در شب یلدا، نور خورشید به کمترین زمان خود میرسد و طولانیترین شب سال اتفاق میافتد. از آن پس کمکم تیرهگی و یا همان شب کوتاهتر میشود و به نور خورشید افزوده میشود. به این ترتیب این شب را شب زایش مهر و خورشید مینامند.»
یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است. ایرانیان باستان این شب را شب تولد ایزد مهر «میترا» میپنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن میگرفتند و گرد آتش جمع میشدند و شادمانه رقص و پایکوبی میکردند. آن گاه خوانی الوان میگستردند و «میزد» نثار میکردند. «میزد» نذری یا ولیمهای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی میگستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآوردهها و فرآوردههای خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژهای که آن را «میزد» مینامیدند، بر سفره جشن مینهادند.
طالع درباره قدمت جشنهای ایرانیان به خصوص شب یلدا میگوید: «جشنهای ایرانیان بسیار کهن است. مثلا درباره نوروز گفته میشود که برگزاری آن به حدوده هزاره 9 یا 10 پیش از میلاد بازمیگردد. ایرانیان عمر جهان را 12 هزار سال میدانستند و معتقد بودند که پس از آن دوباره جهان نو میشود. به همین دلیل روز 13 عید را که عدد مقدسی است به طبیعت و در واقع به دامان جهان میرفتند و جشن میگرفتند. البته امروز این روز به نام سیزده به در معروف است که در آن عدد 13 نحس طلقی شده است. شب یلدا یا روز زایش مهر نیز از سالها قبل در میان ایرانیان به عنوان جشنی بزرگ بوده است. ما میدانیم که سالها آیین اشکانیان بر پایه آئین مهری بوده و در دوره ساسانیان نیز این آیین از ایران به رم میرود و آئین مهری سالها آئین رسمی رمیها بوده است.»
ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنه کوههای البرز به انتظار باز زاییده شدن خورشید مینشستند. برخی در مهرابهها (نیایشگاههای پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول میشدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شب هنگام دعایی به نام «نی ید» را میخواندند که دعای شکرانه نعمت بودهاست. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را "خورروز" (روز خورشید) و دیگان میخواندند و به استراحت میپرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز مینامیدند). در این روز کار دست میکشیدند که نمیخواستند احیاناً مرتکب بدی کردن شوند که میترائیسم ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ میشمرد.
طالع درباره این شب میگوید: «شب یلدا جشن انقلاب زمستانی است و در آن روزگار تیره به پایان میرسد و از فردای آن روشنایی آغاز میشود. در این شب هندوانه و انار میخورند که نماد سرخی است و آتش به پا میکنند. حتی در این روز ایرانیان لباس ارغوانی به تن میکردند که امروز در غرب هنوز هم شخصیتهای مذهبی از لباس ارغوانی استفاده میکنند.»
واژه «یلدا» واژه ایست برگرفته از زبان سریانی (که از لهجههای متداول زبان «آرامی» است) به معنای تولد. زبان «آرامی» یکی از زبانهای رایج در منطقه خاورمیانه بوده است. (برخی بر این عقیده اند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبا از راست به چپ نوشته میشده، وارد زبان پارسی شده است).
شب یلدا به همت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، در 30 آذرماه سال 1387 در فهرست میراث معنوی به ثبت رسید. در حال حاضر دو جشن زنده ایرانیان یعنی نوروز و یلدا در فهرست میراث معنوی به ثبت رسیده و نوروز فراتر از مرزهای ایران در پروندهای مشترک میان ایران و 6 کشور دیگر در فهرست میراث معنوی یونسکو نیز به ثبت رسیده است.
منبع: chn
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: