شهریار امینیان، دبیر کمیته مردمی استرداد اموال تاریخی:

برخی با غارت میراث فرهنگی به دنبال تغییر تاریخ‌اند

بحث غارت اموال تاریخی و میراث فرهنگی یکی از مسائلی است که از دیرباز، کشورهای با تمدن کهن را در معرض خطر قرار داده است. ایران نیز از این دایره خارج نبوده و شاید بیش از سایر کشورها از این چالش رنج برده و می‌برد. یکی از مجموعه‌های عظیمی که حدود 74 سال قبل تحت عنوان مطالعات تاریخی توسط دانشگاه شیکاگو آمریکا به امانت گرفته شده و هنوز به ایران بازگردانده نشده است شامل 34 هزار لوح گلی متعلق به دوره هخامنشیان است. البته چند سالی است که دستگاه قضایی آمریکا براساس ادعای واهی صهیونیست‌ها، این الواح را به عنوان غرامت، توقیف کرده است. شهریار امینیان، دبیرکمیته مردمی استرداد اموال تاریخی معتقد است بحث غارت اموال تاریخی کشورها و از جمله غارت همین الواح گلی، تنها با مسائل مادی قابل توجیه نیست. او معتقد است برخی کشورها و گروه‌ها با غارت اموال تاریخی، قصد تغییر مسیر تاریخ را دارند.
کد خبر: ۳۰۱۱۷۴

بحث غارت اموال تاریخی، بخصوص در کشور ما با چه اهدافی صورت گرفته است؟ آیا تنها انگیزه‌های منفعت‌طلبانه پشت این ماجرا بوده یا این که اهداف دیگری نیز در این قضیه دیده می‌شود؟

بحث غارت یا تخریب اموال فرهنگی که به عنوان میراث فرهنگی یک ملت شناخته می‌شوند، می‌تواند ناشی از اهداف مختلفی باشد. خوشبینانه‌ترین این غارت‌ها و تخریب‌ها به مواردی برمی‌گردد که از روی ناشیگری یا عدم اطلاع و تخصص یک فرد انجام شده است. گاهی اوقات این مساله برمی‌گردد به منفعت‌های مادی که برخی افراد به عنوان قاچاقچیان اموال تاریخی، به این میراث فرهنگی و تاریخی آسیب می‌رسانند. اما گاهی متاسفانه عده‌ای به خاطر سهولت در چپاول اموال تاریخی با عناوین علمی و برای تحقیقات، این اموال را به یغما می‌برند. نمونه‌های زیادی از این مورد را در طول تاریخ در سرزمین‌های مختلف و از جمله جمهوری اسلامی ایران که از یک هویت تاریخی و برجسته و درازمدتی برخوردار است، مشاهده کرده‌ایم. به هر حال، در خاطراتی که بسیاری از باستان‌شناسان به ثبت رسانده‌اند، نمونه‌های زیادی از این موارد را می‌توان دید. به عنوان مثال، یک باستان‌شناس اعتراف می‌کند تا جایی که توانسته، بناهای تاریخی ایران را برده و در برخی موارد هم که از توان او خارج بوده و نمی‌توانسته این اموال تاریخی را خارج کند، دست به تخریب آنها زده است. طبیعتا پیداست که در امحا و از بین بردن نشانه‌ها و نمادهایی که بازتاب‌دهنده فرهنگ و تمدن جمهوری اسلامی ایران است، تعمدی در کار بوده است. این قضایا تنها به همین بحث به یغما بردن اموال تاریخی محدود نمی‌شود و گاهی در مراحل بعد، شاهد تلاش عده‌ای برای تغییر مسیر تاریخ هستیم که این هدف را می‌توان در بسیاری از فعالیت‌های باستان‌شناسی صهیونیست‌ها که تمرکز خودشان را هم در نقاطی در کشور عراق قرار داده‌اند، ‌جستجو کرد. همچنین ‌از جمله این نمونه‌ها می‌توان به موضوع الواح و گل‌نوشته‌های ایرانی اشاره کرد.

در مورد الواح گلی بد نیست موضوع را باز کنید. تاریخچه خروج این الواح به چه زمانی بازمی‌گردد و و از ابتدا این الواح با چه هدفی از کشور خارج شدند؟

موضوع گل‌نوشته‌ها که برخی از آنها به الواح گلی عصر هخامنشی یاد می‌کنند، به سال 1935 یعنی حدود 74 سال قبل بازمی‌گردد. در دوره‌ای که این اتفاق افتاد، کاوش‌های باستان‌شناسی در منطقه تخت‌جمشید شدت گرفته بود و کشور در آن زمان تحت نفوذ انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها قرار داشت. همچنین در آن زمان دانش ایرانیان در حوزه باستان‌شناسی آنچنان پیشرفتی نکرده بود و طبیعتا احساسی هم که نسبت به باستان‌شناسان غربی وجود داشت، یک احساس خوشبینانه و توام با تصورات خیرخواهانه بود. بر همین اساس، در آن زمان گروهی از باستان‌شناسان در شیراز، به عنوان مطالعه آثار باستانی تخت‌جمشید و تحت پوشش موسسه شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو، از ایران درخواست می‌کنند که نزدیک به 34 هزار گل‌نوشته را برای مطالعه و بررسی از ایران خارج کنند. دولت وقت ایران هم این امکان را به آنها می‌دهد و متاسفانه این الواح در آن زمان بدون این‌که صورتجلسه‌های دقیقی از آنها تهیه شود، به آنها تحویل داده شده است.

آیا از همان ابتدا می‌شد پیش‌‌بینی کرد که سرنوشت این الواح به چنین جایی ختم شود و یا این که حوادث تاریخی که بعدها صورت گرفت باعث شد الواح گلی در آمریکا ماندگار شوند؟

بله، قطعا بی‌تدبیری وجود داشته است و اگر ما با نگاهی که امروز داریم به آن زمان بازمی‌گشتیم قطعا این اتفاق نمی‌افتاد. در آن زمان غربی‌ها در هر کشوری که جای پا باز می‌کردند، یکی از نقاط تمرکز خود را روی آثار تاریخی آن کشورها قرار می‌دادند. به هر حال، با آن بی‌تدبیری‌ها این اموال به آمریکا تحویل می‌شود و جای تاسف بیشتر اینجاست که تا چندین دهه بعد، کسی پیگیر این اموال نمی‌شود.

اگر اشتباه نکنم، بعد از تحویل این الواح، برای اولین بار ایران در سال 1955 سراغ آنها را می‌گیرد و بعد دوباره مساله فراموش می‌شود تا سال 1375 که دوباره ایران پیگیر این الواح می‌شود.

اولین پیگیری‌های موثر به چه زمانی بازمی‌گردد؟

اولین پیگیری‌های موثر به بعد از انقلاب برمی‌گردد و اولین پیگیری به سال 1383 برمی‌گردد که 300 قطعه از این گل‌نوشته‌ها طی توافقنامه‌ای که سازمان میراث فرهنگی با موسسه شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو امضا می‌کند، تحویل ایران می‌شود.

البته پیگیری‌ها برای این قضیه از سال‌های قبل در حال انجام بود که در سال 83 به نتیجه رسید.

البته این توافقنامه‌ای که در این زمان امضا می‌شود، متن انگلیسی‌اش با متن فارسی‌اش تفاوت‌هایی دارد.

حول و حوش همین زمان‌ها بود که عده‌ای از صهیونیست‌ها، با ادعایی تقاضای توقیف الواح گلی باقیمانده توسط دانشگاه شیکاگو را مطرح می‌کنند.

این تقاضا براساس چه ادعایی انجام شد؟

صهیونیست‌ها با اشاره به یک بمب‌گذاری که در سال 1997 در سرزمین‌های اشغال انجام شد و به کشته شدن چند آمریکایی و صهیونیست انجامید، ادعا داشتند که حماس این بمب‌گذاری را انجام داده و در ادامه این ادعای خود با عنوان این که ایران از حماس حمایت می‌کند، مدعی شدند که ایران باید خسارت آنها را پرداخت کند. آنها بعد از این موارد با شکایت به دادگاه، از دانشگاه شیکاگو خواستند که مالکیت الواح گلی ایرانی را به عنوان غرامت به آنها واگذار کند.

ما مشاهده می‌کنیم که اساس تقاضای صهیونیست‌ها بر پایه ادعاهای اثبات‌نشده است و علاوه بر آن، طبق کنوانسیون‌های فرهنگی جهانی، میراث فرهنگی جزو میراث یک ملت است و قابل مصادره نیست و کسی نمی‌تواند به عنوان یک مال مدعی آن شود و آن را تحت تملک بگیرد. از این بالاتر این که،‌گل‌نوشته‌های ایرانی به صورت امانت در اختیار دانشگاه شیکاگو قرار دارند.

تمام این‌ها دلیل بر این است که این اموال ایران، حتی در بدبینانه‌ترین حالت نیز قابل توقیف نیست و این در حالی است که اساس ادعای صهیونیست‌ها نیز کذب و واهی است.

جمهوری اسلامی ایران به چه نهادی می‌تواند شکایت کند تا این اموال خود را به کشور بازگرداند؟

در پی اعتراض‌های زیادی که از سوی جمهوری اسلامی ایران به آمریکا صورت گرفت، وزارت امور خارجه این کشور در سال 2005 اعلام کرد که دستگاه قضایی ما مستقل است و ما نمی‌توانیم در کار آنها دخالت کنیم، ولی به هر حال به آنها تاکید می‌کنیم که موضوع را حل کنند.

آیا مرجع قانونی بین‌المللی برای شکایت در این موارد وجود ندارد؟

چرا، به هر حال ما مکاتباتی با یونسکو به عنوان متولی امر فرهنگ انجام داده‌ایم و به دبیرکل یونسکو هم نامه نوشته‌ایم. با مجاری غیرسمی و اجتماعی نظیر کمیته‌های اجتماعی نیز ما مکاتباتی را داشته‌ایم که متاسفانه پاسخی دریافت نکرده‌ایم. بقیه مجاری، مجاری دیپلماتیک هستند که از دسترس ما به عنوان یک کمیته مردمی خارج هستند و در عهده وظایف دولت قرار می‌گیرد که پیگیر این موضوع باشد و سرانجام این موضوع را به اطلاع مردم برساند.

شما به عنوان کمیته مردمی استرداد اموال تاریخی، تاکنون چه اقداماتی را انجام داده‌اید؟

این کمیته با استفاده از کارشناسان مرتبط، با همین مساله شکل گرفته و متشکل از حقوقدان، باستان‌شناس، مورخ و کارشناس روابط بین‌الملل است و ما حرکت مردمی و ارتباط با رسانه‌ را شروع کرده‌ایم. در همین راستا، با سازمان میراث فرهنگی، وزارت ارشاد و سازمان صدا و سیما ارتباطاتی را برقرار کرده‌ایم و در حوزه بین‌الملل هم با مراکزی که در این امر مسوول هستند از جمله سازمان فرهنگی یونسکو و موسسه شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو ارتباط برقرار کرده‌ایم. ما در مورد الواح گلی 4 طومار آماده‌ کرده‌ایم که هرکدام از آنها حدود 400 امضا از افراد معتبر در حوزه باستان‌شناسی دارد و در آنها تقاضا شده است که درباره این الواح گلی هرچه سریع‌تر تعیین تکلیف شود تا به ایران بازگردانده شوند.

ما همچنین با بخش حقوق بین‌الملل سازمان میراث فرهنگی ارتباط برقرار و از آنها تقاضا کرده‌ایم که با فشار بیشتری پیگیر موضوع باشند. مجموعه این اقدامات که به نظر من نقش تاثیرگذاری در زمان خودش داشت، منجر به تحریک فضای اجتماعی و فعال‌سازی نیروهای اجتماعی نسبت به این موضوع شد. مدتی شاهد افزایش این‌گونه فعالیت‌ها بودیم تا جایی که سازمان میراث فرهنگی، کمیته‌ای را با عنوان کمیته استرداد اموال تاریخی فرهنگی ایران تشکیل و پیگیری‌هایی انجام داد و این موضوع به جایی رسید که آمریکا‌یی‌ها در مورد گل‌نوشته‌های ایرانی تحت فشار قرار گرفتند. منتها مساله اینجا بود که با گذشت زمان و اطاله دادرسی در سیستم قضایی آمریکا، بخش عمده‌ای از نیروهایی که در جمهوری اسلامی فعال شده بودند به عمد یا به سبب فرسایشی بودن موضوع، از میدان خارج شدند و این موضوع تا حدودی به محاق رفت. گرچه پیگیری‌هایی که ما انجام دادیم تا چند ماه گذشته ادامه داشت و حتی در نمایشگاه کتاب سال 2008 برای این موضوع تبلیغات ویژه‌ای داشتیم. آخرین پاسخی که در 12 آگوست سال جاری میلادی دانشگاه شیکاگو به ما داد، این بود که تا تابستان گذشته هیچ اتفاق ویژه‌ای در مورد پرونده الواح گلی ایرانی نیفتاده است. این در حالی است که ما شاهد ادامه توقیف الواح گلی و استمرار مطالعات موسسه شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو روی این گل‌نوشته‌ها هستیم حال ما این سوال را داریم که اگر این الواح، توقیف هستند، چطور همچنان مطالعات و سرمایه‌گذاری‌های فنی روی آنها در حال انجام است؟ همچنین سوال ما این است حال که این مطالعات در حال انجامند، آیا دولت جمهوری اسلامی ایران در جریان نتیجه این مطالعات قرار دارد یا خیر و اگر در جریان است، چرا سازمان میراث فرهنگی، شفاف‌سازی و اطلاع‌رسانی در این زمینه انجام نمی‌دهد؟

متاسفانه ما شاهد یک نوع سکوت خبری درباره موضوع گل‌نوشته‌ها هستیم. ما الان تنها اهرم‌های مهم دولتی را در اختیار داریم و تمام فعالیت‌ها به وسیله این 2 اهرم قابل پیگیری هستند؛ وزارت امور خارجه و دیگری بخش حقوقی سازمان میراث فرهنگی. عملا این اموال به نوعی جزو اموال سازمان میراث فرهنگی محسوب می‌شود و این سازمان تا جایی که من اطلاع دارم، اطلاع‌رسانی دقیقی در این زمینه انجام نداده است؛ در حالی که اهمیت موضوع به حدی است که مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در گزارشی که سال 1385 ارائه کرد، نگرانی‌های خود را نسبت به این موضوع اعلام کرد. در همین گزارش، مصداق‌های دیگری از بی‌توجهی به میراث تاریخی و فرهنگی کشورمان آمده است.

به هر حال ارتباط رسمی این موضوع از طریق سازمان میراث فرهنگی است و عملا نهادهای مدنی و کمیته‌های مردمی، ابزارهای فشار هستند برای پیشبرد امور و حرکت در مسیر درست و نتیجه‌بخش بودن فعالیت‌ها.

اگر بنا باشد کمیته‌های مردمی، فعالیت‌های خودشان را انجام دهند، اما نسبت به این کمیته‌ها بی‌توجهی شود و حمایتی از آنها نشود، نمی‌توانیم به نتیجه قابل قبول و کارنامه مطلوبی دست یابیم. این کمیته‌ها که بدون هیچ‌گونه بودجه‌ای از سیستم دولتی اداره می‌شوند و کاملا خودجوش و مردمی شکل می‌گیرند، می‌توانند ظرفیت‌های بسیار مناسبی را برای دولت ایجاد کنند تا در پیشبرد اهدافش به موفقیت‌های بیشتری برسد.

محمد رضایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها