گامهای نخست این کارگردان برای فیلمسازی چندان مثمرثمر نبود. رویکرد او نسبت به مفاهیم و مضامین اجتماعی و شهری، تا حدی تند و تیز بود و همین مساله عامل توقیف برخی فیلمهایش میشد. الوند در بدو کار نشان داد که از آن دسته کارگردانان نیست که حاضر باشد به هر قیمتی کار کند و به هر قیمتی ماندگار شود. حتی زمانی که فیلمی با حضور ستارههای سینمای آن دوران ساخت، نگاه انتقادیاش به شرایط اجتماعی را فراموش نکرد و در ورای قصه و موقعیتسازیاش، حرف و پیام خود را به صراحت مطرح کرد. استقبال از فیلمهای الوند رفتهرفته او را به فیلمسازی محبوب مردم تبدیل کرد، فیلمسازی که دنبال ایدههای خاص نیست، فیلمهایش با احترام به تماشاگر ساخته میشوند، قصه و بازیگر در آنها اهمیت ویژهای دارند و چشمداشتی به جشنوارههای خارجی ندارند. چنین سینمایی شکلدهنده جریانی شد که سالها بعد از آن به عنوان سینمای بدنه یاد کردند. یعنی فیلمهایی که برای سرگرم ساختن مردم عادی ساخته و نمایش داده میشوند اما حرفهایی هم برای گفتن دارند و تفاوت بسیاری دارند با فیلمهای سطحی و بیخاصیت.
سیروس الوند با بیش از 35 سال سابقه کارگردانی، یکی از کارگردانهای این نوع سینماست. اگرچه در کارنامهاش آثار ماندگار و برجسته بسیاری دیده نمیشود اما از میان آثار شاخصش میتوان به «یک بار برای همیشه» اشاره کرد. در این فیلم که با بازی فاطمه معتمدآریا و خسرو شکیبایی ساخته شد، شاهد نگاه غمخوارانه و در عین حال صادقانه کارگردان هستیم به شخصیتهایش. این فیلم را هنوز بهترین اثر کارگردانش میدانند. البته نباید فراموش کرد که الوند از آن دسته کارگردانهایی است که فیلمهایش همواره از حد مشخصی نزول نکرده و همیشه استانداردهایی در آنها رعایت شده است. با نگاهی به برخی از ساختههای این کارگردان متوجه میشویم که اولا آثار او چه نسبتی با زمان تولیدشان دارند و تا چه اندازه متاثر از جامعهشان هستند و نیز این که چه نقاط ضعف و قوتی دارند.
چهره
این فیلم با بازی ابوالفضل پورعرب و عاطفه رضوی همراه تعدادی دیگر از بازیگران سرشناس سینمای دهه 70، درباره رابطهای عاطفی میان جوانی ظاهرالصلاح است با دختری خوشباور که به خاطر علاقهاش پای همه مشکلات و گرفتاریها میایستد. هدف از نامگذاری این فیلم تاکید بر چهرههای متعددی است که یک انسان میتواند داشته باشد؛ چهرههایی که هر بار بنا به منافع ممکن است تغییر کرده و به ضد خود تبدیل شوند.
دستهای آلوده
این، پرفروشترین فیلم کارنامه سیروس الوند است. فیلمی با بازی هدیه تهرانی، ابوالفضل پورعرب و امین حیایی. داستانش هم درباره زندگی یک زوج است که خیلی شیک و رسمی وارد محافل اشرافی میشوند و آنان را سرکیسه یا از آنان سرقت میکنند. شروع فیلم از جایی است که این زوج تصمیم میگیرند تا آخرین پروژهشان را عملی کنند. به همین دلیل در قالب دکوراتور مراسم عروسی و فیلمبردار وارد حریم یکی از این خانوادهها میشوند و سپس در لحظه موعود، اقدام به سرقت میکنند اما این پایان کارشان نیست و وجود یک مزاحم باعث فجایعی در زندگیشان میشود. «دستهای آلوده» زمانی ساخته شد که پورعرب آخرین سالهای شهرت و معروفیتش را در سینما میگذراند و همچنین ستاره تازهای به سینمای ایران معرفی شده بود به نام امین حیایی. این بازیگر که پیش از «دستهای آلوده» نیز در فیلمها و سریالهای بسیاری بازی کرده بود، سهم عمدهای از موفقیتش در سینمای تجاری را مدیون فیلم سیروس الوند است. اتفاقا نکته بامزه در داستان «دستهای آلوده» هم دلالت بر همین واقعیت دارد. شخصیتی که پورعرب نقشاش را بازی میکند، در آستانه تباهی و نابودی است و دیگر شخصیت جوان با بازی حیایی در آستانه زندگیای تازه است. نوع شخصیتپردازی الوند در این فیلم برای تماشاگر روزگار خودش، جالب و نو بود. او شخصیتهای منفی و ضدقهرمانهایش را در قالبهایی محترم عرضه کرد و جزییاتی از زندگی و شخصیت آنها را به نمایش گذاشت که بسیار متفاوت بود از نمونههای مشابه.
آوار
در دهه 60 فیلمهای سینمای ایران، عموما یا آثار دفاع مقدسی بودند یا فیلمهایی در مذمت مواد مخدر با هدف آموزشی؛ ملودرامهای اخلاقی هم ضلع سوم این فیلمها بودند؛ فیلمهایی مانند «پدربزرگ»، «گلهای داوودی» و «آوار.» داستان «آوار» درباره خانوادهای است که هریک با تفکر و نگاه خاصی به دیدار پدرشان میآیند و سرانجام آن خانه بزرگ بر سرشان آوار میشود و در آن موقعیت خاص آنان به بازنگری عقاید و دیدگاههایشان میپردازند. این فیلم با مضمون اخلاقیاش در ستایش خانواده و با هدف رعایت احترام به والدین ساخته شد. بازی خوب بازیگران پرشمار فیلم یکی از دلایل استقبال تماشاگران از این فیلم بود و تلویزیون نیز طی سالهای اخیر بارها آن را پخش کرده است.
تله
این فیلم با حضور ستارگان سینمای ایران مانند مهناز افشار، ماهچهره خلیلی، امین حیایی و محمدرضا گلزار بر اساس الگوی فیلم «دستهای آلوده» ساخته شد، اما نتیجه فیلم تعریفی نداشت و حتی در گیشه نیز موفقیتی به دست نیاورد؛ داستان زوجی که ناخواسته درگیر ماجرایی خطرناک میشوند. الوند این فیلم را زمانی ساخت که دوره استقبال از این آثار گذشته بود. تماشاگر دهه 80 علاقهمند به فیلمهای کمدی بود و حوصله چندانی برای پیگیری قصههایی از این دست را نداشت.
مزاحم
مزاحم یکی از معدود فیلمهایی است که یک بازیگر مرد در آن در قالب یک زن جلوی دوربین میرود. البته پیش از این اکبر عبدی نیز در «آدمبرفی» ساخته داوود میرباقری چنین نقشی را ایفا کرده بود. امین حیایی زمانی که در «مزاحم» بازی کرد موقعیتش با زمانی که در «دستهای آلوده» بازی کرد بسیار تفاوت داشت. او در زمان تولید «مزاحم» یک ستاره بیرقیب در سینمای ایران بود. همبازی او در این فیلم بازیگر مطرحی به نام خسرو شکیبایی بود. این فیلم یکی از شاخصترین فیلمدرفیلمهای تاریخ سینمای ایران است. سیروس الوند در صحنهای از این فیلم برای مدت کوتاهی هم در نقش خودش ظاهر میشود. داستان «مزاحم» درباره رابطه میان 2 جوان است که پس از آن که یکیشان وارد سینما شده و تبدیل به بازیگری معتبر میشود، به دوست سابقش کممحلی و سرانجام او را آماده انتقام میکند. «مزاحم» در زمان خودش با استقبال خوبی از سوی تماشاگران مواجه شد.
فیلمهای دیگری از این کارگردان هستند که میتوان به آنها پرداخت؛ «مرز»، «ساغر»، «فریاد زیر آب»، «نفسبریده» و... ، اما فیلمهای انتخابی بیشتر به این دلیل بود که تماشاگر امروزی سابقهای از آنها داشته باشد. الوند یکی از کارگردانهایی است که به دلیل این که فیلمهایش در ارتباط با تماشاگر ساخته میشوند، کمتر مجال مطرح شدن یافته اما واقعیت این است که او یکی از سرمایههای فرهنگی ماست. کمتر کارگردانی داریم که با وجود 35سال سابقه، همچنان پرکار و فعال باشد. یکی از ویژگیهای مهم این کارگردان، شناختش از شرایط جامعه است و همین شناخت به او کمک میکند تا فیلمهایش با استقبال مردم و توجه منتقدان روبهرو شوند. بسیاری از کارگردانان سینمای ایران با وجود فعالیت مستمر اما آثارشان بازتابی میان منتقدان ندارد. الوند اما از آن دسته فیلمسازانی است که حتی آثار ضعیفش نیز بازتابهایی میان کارشناسان دارد، به این دلیل که توقعات از او بالاست.
اینک این کارگردان کارکشته سینمای ایران، پس از مدتها دست به کار ساخت سریالی شده به نام «خستهدلان.» این سریال که پخش آن بهتازگی آغاز شده روایت جذابی دارد و درباره شخصیتهای مختلفی است که در قطاری رهسپارند. هر قسمت از این سریال درباره یک بخش از این قطار و عدهای از مسافران آن است. پخش این سریال و موفقیت آن میتواند مسیر تازهای را برای الوند باتجربه بگشاید. شاید از این پس شاهد فعالیتهای تلویزیونی بیشتری از این کارگردان باشیم.
امان جلیلیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم