قاب خوانندگان

قطار «خسته‌دلان»به کجا خواهد رفت؟

«خسته‌دلان» عنوان یک مجموعه تلویزیونی است که چهارشنبه‌شب‌ها از شبکه اول سیما پخش می‌شود. این سریال نمایشی بیش از آن‌که در این روزهای آغازین، از نظر قصه و محتوا مورد توجه قرار گیرد نام کارگردانش در نظر مخاطبان، دارای اهمیت بود. «سیروس الوند» که بیشتر نام و آثار متفاوتش در سینمای ایران، رخ نموده کارگردان این سریال تلویزیونی است و شاید از همین روی است که بینندگان به دقت آن را تعقیب می‌کنند، چرا که در انتظار قصه‌ای متفاوت هستند. با توجه به پخش قسمت‌های نخستین این مجموعه، هنوز اظهار نظر و نقد محتوایی در مورد آن زود است، اما به قول قدیمی‌ها «مشت نمونه خروار است!»
کد خبر: ۳۰۰۰۳۴

در قسمت‌های ابتدایی، داستان با قصه‌ای آرام و تلخ باعنوان «راحله» آغاز شد. قصه‌ای که می‌توانست اشاره‌ای به شرح ماهوی داستان‌های گوناگون «خسته‌دلان» داشته باشد و آن چیزی که می‌شود از شرایط کلی آن گفت، این است که این سریال درصدد بیان مشکلات و دغدغه‌های اجتماعی است، آن هم از زبان و کلام اقشار،‌ جنسیت‌ها و سطوح مختلف جامعه. کارگردان برای بیان موضوعات داستان خود سیر متفاوت با سایر داستان‌ها و سریال‌های نمایشی برگزیده است.

داستان و موضوع قابل پردازش، در داخل قطار اتفاق می‌افتد؛ قطاری که می‌توان مسیر زندگی را در طول جاده آن دید. معمولا قصه‌های جاده‌ای این قابلیت را دارند که همه چیز را در دل خود جای می‌دهند و آن را آرام‌ آرام در طول مسیر و همپای قصه طرح کنند. آنچه در چند قسمت اول «خسته‌دلان» به چشم می‌خورد، این است که کارگردان مترصد بوده تا از ظرف مکانی قطار و حرکت در مسیر جاده به این مهم برسد، منتهی گویا کمی به حاشیه کشیده شده و نتوانسته از این قابلیت بهره گیرد. مثلا در قصه «راحله» بیننده شاهد است که چند شخصیت با ابعاد گوناگون فکری، فرهنگی و اجتماعی قرار است در طول مسیر حرکت قطار باهم آشنا شوند و یک قصه یا به عبارت بهتر یک پدیده اجتماعی، بازگویی شود.

اما در عین ناباوری، قبل از دستیابی به این مهم، قصه به حاشیه‌های غیرضروری کشیده شده و از آنجا با مقدمه‌چینی، پایان‌بندی تصنعی اتفاق می‌افتد. طبیعی است قصه‌های جاده‌ای به‌خصوص در قطار یا اتوبوس به دلیل نبود فضای مناسب کمی با مشکل روبه‌رو می‌شوند، اما تجربه هنرمندان نشان می‌دهد در چنین فضایی می‌توان داستانی ساخت بی‌آن که دچار حاشیه‌سازی، زیاده‌روی و کج‌روی موضوعی شود، مانند فیلم سینمایی اتوبوس شب ساخته کیومرث پوراحمد یا فیلم ارتفاع پست حاتمی‌کیا. از منظر دیگر نیز با توجه به گستره وسیع مخاطب تلویزیون، الوند می‌توانست ابعاد عملی‌‌تری را که برای مخاطب ملموس‌تر است، طراحی کند. صرف بیان مشکلات و دغدغه‌های مردم آن هم در طول مسیر حرکت قطار به نظر می‌رسد کافی نیست. کارگردان گرچه با تشبیه کوپه‌ها به سطوح جاری جامعه و شکل‌گیری وقایع در هر یک از آن، توانسته تا حدودی اهداف و نظرات گوناگون را طرح کند، اما به نظر می‌رسد پردازش صحیح و رسایی را انجام نداده. چند شخصیت ثابت و کلیدی که گویا روابط کاری آنها را مبدل به یک خانواده کرده، از عناصر ثابت «خسته‌دلان» هستند عواملی که هدایت موضوعی قصه را بر عهده گرفته و سعی می‌کنند شخصیت‌های متغیر را معرفی کنند.

سید امیر میرمصطفی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها