جذابیت در فیلم مستند

مستند نیز مثل همه دیگر گونه‌های فیلم‌سازی برای موفق بودن نیازمند جذابیت است. یک مستند خوب اگر بخواهد چیزی بیشتر از یک سری اطلاعات مصور خشک و بی‌روح باشد و اگر بخواهد واقعا هنر به حساب بیاید، می‌باید جذاب باشد و به دنبال این جذابیت، تاثیرگذار. زیبایی، عنصر جداناشدنی هنر است و جذابیت و زیبایی نیز با هم ارتباطی تنگاتنگ دارند. اما عوامل جذابیت در مستند چه چیزهایی هستند؟ ما که در مستند عشق دختر و پسری نداریم! ژانر جاسوسی و اکشن و نوآر هم همین‌طور! اصلاً ما در مستند هیچکدام از مواردی را که معمولا به عنوان جذابیت می‌شناسند در اختیار نداریم، مگر در موارد خاص یعنی در مواردی که موضوع مستند مستقیما مسائل عشقی یا جنایی و حادثه‌ای باشد.
کد خبر: ۳۰۰۰۲۵

 در آن موارد هم دست مستندساز برای جذب مخاطب به اندازه کارگردان فیلم داستانی و نمایشی باز نیست و نمی‌تواند هر چه را که تصور می‌کند و به خیالش می‌آید به تصویر بکشد. مستندساز در بند واقعیت است و نمی‌تواند افسار خیال خود را بی‌هیچ قید و بندی رها کند. البته این محدودیت، خیلی وقت‌ها بیشتر از آن‌که به ضرر مستندساز باشد به سود اوست. راست گفته‌اند که محدودیت خلاقیت می‌آورد. تا نقص و محدودیتی نباشد احساس نیازی نیز برای خلق وجود نخواهد داشت و در نتیجه خلاقیت نیز مجالی برای ظهور و بروز ندارد.

از نمونه‌های این خلاقیت، معادل‌سازی برای عوامل جذابیت فیلم داستانی/ نمایشی (نظیر عشق و ترس و خنده) در فیلم مستند است، یعنی این‌که به جای «آفریدن» موقعیت عاشقانه و ترسناک و طنزآمیز (که در فیلم مستند به دلیل عدم تسلط بر وقایع قادر به آن نیستیم) سعی کنیم لحظات عاشقانه و ترسناک و طنزآمیز واقعیت را از دل آن بیرون بکشیم و به عبارتی این لحظات را «کشف» و برای خودمان شکار کنیم. این کار مستلزم قدرت دید بالا و نیز استعداد لازم برای بداعت و نوآوری است. مستند «دریاهای فصلی» از مجموعه مستند «سیاره آبی» که چهارشنبه‌شب از شبکه 2 سیما پخش شد نمونه‌ای مثال‌زدنی برای بحث ماست. می‌دانیم که یکی از عوامل جذابیت در فیلم‌های داستانی، شیرین‌کاری‌های کودکانه است و در نتیجه همین امر، استفاده از بازیگران خردسال سر و زبان‌دار و شیرین‌زبان به یکی از مهم‌ترین عوامل جذب مخاطب در فیلم‌های تجاری تبدیل شده و سرمایه‌گذاری زیادی هم روی آن می‌شود. در مستند «دریاهای فصلی» نماهایی که از نوزاد خرچنگ و بازیگوشی و شیرین‌کاری او گرفته شده معادل مستند موثری است برای این 2 عامل جذابیت؛ و از همین قبیل است همه تصاویر دیدنی و بامزه‌ای که از بچه‌های موجودات دیگر مرتبط با دریاهای فصلی گرفته و به جای خود در فیلم گنجانده شده است.

نمونه دیگری که در این مستند قابل ذکر است معادل‌سازی برای دو عامل جذابیت ترس و اکشن است. ترس، ایجاد دلهره و اکشن ایجاد هیجان می‌کند. ترکیب این 2 حس را در این قسمت از مجموعه «سیاره آبی» در صحنه‌ای شاهدیم که قرار است سرعت حرکت کوسه به هنگام شکار نشان داده شود و دلیل این سرعت زیاد هم قدرت کوسه در بالا نگه داشتن درجه حرارت خون خود و از این طریق ذخیره انرژی و به دنبالش رها کردن ناگهانی آن برای جهش سریع است. این اطلاعات که به صورت گفتار متن روی تصویر کوسه به مخاطب ارائه می‌شود در او ایجاد دلهره می‌کند و او را آماده می‌کند برای بخش اکشن ماجرا. ما کوسه را دنبال می‌کنیم تا به طعمه‌اش برسد و آنگاه این تدوین خلاقه است که به کمک مستندسازان می‌آید تا با تند کردن ریتم تقطیع و نیز با کات نمودن نماهایی با اندازه‌ها و جهات مختلف به هم، همان حسی را در ما ایجاد کنند که هنگام تماشای صحنه اکشن یک فیلم داستانی ساختگی برایمان به‌وجود می‌آید. همین صحنه می‌توانست جور دیگری اجرا شود؛ مثل این‌که ما در یک لانگ‌شات (نمای باز) کوسه را در حال شکار نشان بدهیم و سپس بگوییم دلیل موفقیت او در این شکار سرعت بالای اوست که از قدرت ذخیره انرژی نشات می‌گیرد. اما در آن صورت مخاطب این واقعه و این اطلاعات را فقط می‌دید و می‌شنید، اما نه آن را باور می‌کرد و نه از آن متاثر می‌شد. فرق مستند هنری با مستند غیرهنری در همین جزئیات به ظاهر کم‌اهمیت نهفته است.

مستندساز برای جبران محدودیت خود در عمل جذب مخاطب، باید به سان یک شعبده‌باز قهار، از هر جیب کت جادویی‌اش شگفتی بیرون بیاورد و لحظه به لحظه مخاطبش را در بهت و ناباوری نگه دارد و در عین حال، این شگفتی‌های باورنکردنی را به او بباوراند. او باید مخاطبش را مسحور کند. برای این کار، جزئی‌ترین حرکات سر و دست و چشم او هم اهمیت دارند. او باید مدام برای مخاطب خود دام بگذارد و تعلیق بچیند و از این طریق تا انتها او را با خود نگه دارد. مستند «دریاهای فصلی» با رعایت دقیق و کامل همین اصول ساخته شده و از همین رو این همه تاثیرگذار در‌آمده است. تماشای از نزدیک موجود لطیف و زیبایی مثل عروس دریایی به خودی خود شگفت‌انگیز است، اما این شگفتی وقتی بیشتر می‌شود که در کمال تعجب در‌می‌یابیم این موجود زیبا از خطرناک‌ترین شکارچیان موجودات ذره‌بینی دریاست. کوسه عظیم‌الجثه‌ای که فقط از ریزترین موجودات دریایی یعنی پلانکتون‌ها تغذیه می‌کند، سمورهای آبی نگهبان جنگل دریایی که وظیفه حفظ تعادل وجود جلبک‌ها در آب را برعهده دارند، پاهای خرچنگ که می‌توانند مزه ماسه‌ها را بچشند و... این شگفتی‌ها وقتی با پرداخت هنرمندانه و مؤثر همراه می‌شوند چه بسا بهتر و بیشتر از هر فیلم نمایشی و ساختگی می‌توانند مخاطب را به خود جلب و جذب کنند و به ما ثابت می‌کنند جذابیت فیلم مستند را به‌هیچ‌وجه نباید دست‌کم گرفت و اگر مشکلی هست، از نابلدی مستندساز است نه از ناکارآمدی قالب مستند.

از دیگر مستندهای پخش شده از سیما در هفته دوم آذرماه، مستندی بود که در برنامه «طنزپیشگان» از شبکه 4 به نمایش درآمد و به زندگی طنزپیشه شهیر و نابغه عالم سینما، چارلی چاپلین اختصاص داشت. عامل جذابیت در این مستند مصاحبه با شخصیت‌های برجسته یا به عبارتی ستاره‌های سینما و نیز فیلم‌های آرشیوی بکر و دیده نشده از زندگی چاپلین بود. در ادامه بحثمان در باب معادل‌سازی جذابیت‌ها می‌توان گفت عامل نخست جذابیت در این مستند معادلی برای همان ستاره‌گرایی فیلم‌های سینمایی داستانی است که از جذابیت‌های مسلط حاکم بر سینمای جهان بخصوص آمریکاست. شاید عامل دوم یعنی فیلم‌های آرشیوی بکر و دیده نشده از جذابیت‌های خاص مستند باشد اما عامل اول بی‌شک مخصوص سینمای داستانی است که معادل آن در اینجا در یک اثر مستند بخوبی به کار گرفته شده است. اگر تنها به آگاهی از این مساله اکتفا نکنیم و درصدد ارزش‌گذاری و مقایسه و قضاوت برآییم معترف خواهیم بود که ستاره‌گرایی در این فیلم مستند بسیار بهتر و انسانی‌تر و منطقی‌تر از استفاده ابزاری از ستاره‌ها در بسیاری نمونه‌های داستانی است. اینجا ما اگر به ستاره‌ها روی آورده‌ایم نه فقط از آن روست که آنها برای مخاطب جذابند و می‌توانند توجه او را جلب کنند، بلکه بیشتر از آن روست که موضوع فیلم‌مان خود یک ستاره مشهور و محبوب است و طبیعی است که او را از دید ستاره‌ها بهتر بتوانیم بشناسیم تا دیگران. حال آن‌که کمتر فیلم داستانی است که برای استفاده از ستاره منطقی اینچنین داشته باشد و هدفش از بهره گرفتن از بازیگران و دیگر عوامل مشهور و محبوب، چیزی بیشتر و مهم‌تر از جذب مخاطب باشد.

در پایان، شایان ذکر است که آنچه اینجا گفته شد، مربوط به گونه‌هایی از مستند است که با اثر نمایشی و داستانی تفاوت مشخص دارند، نه گونه چهارم از مستند بازسازی که به طور کامل وابسته به خلق نمایشی و داستانی است.

آزاد جعفری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها