در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شیرینترین خاطره زندگی شجاعیمهر، 12 سال پیش اتفاق افتاد. وقتی که یکی از دوستانش پیش او آمد و از او خواست یک مجله تاسیس کند. او میگوید: من هیچ آشنایی با مطبوعات نداشتم. همیشه آنها را میخواندم و برایم جالب بود بدانم مدیران نشریات نوشتاری چه میکنند؟ وقتی دوستم این پیشنهاد را داد به او گفتم که از پس چنین کاری برنمیآیم. اصرار دوستش اما باعث میشود امتیاز نشریه خانواده سبز را بگیرد و امروز آنقدر کار برایش جذاب شده که به شیرینترین حادثه در زندگیاش تبدیل شده است. از او میپرسم آیا تا به حال با حوادث و خطراتی که دیگر صاحبان امتیاز مطبوعات با آن مواجهاند، روبه رو شده؟ توضیح میدهد: من آدم محتاط و قانونمندی هستم. تا به حال نشده اشتباه فاحشی بکنم که منجر به شکایت جدی از نشریهام بشود.
تلخترین حادثه اما به زمانی برمیگردد که او در حال اجرای زنده برنامه سیمای خانواده بود. برنامهای با ریتم آرام که اتفاقات تلخ در آن جایی ندارد. او ماجرا را اینگونه شرح میدهد: تلفنی با خبر شدم که پدرم فوت کرده. باید میماندم و اجرا را تمام میکردم. مجبور بودم ظرف آن چند ساعت غم خود را پنهان کنم. در آن مدت کوتاه فشار زیادی را تحمل کردم. آن ساعات بدترین ساعات زندگیام بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: