دیدنی روز

یک مثلث هنری

مهدی غلامحیدری: محمدرضا هنرمند، پرویز پرستویی و فاطمه معتمدآریا ،اینها نام‌هایی است که وقتی گرد هم جمع می‌شوند باید مطمئن بود اثری قابل اعتنا را خلق خواهند کرد. تلویزیون اخیرا اثری از این هنرمندان به آنتن پخش سپرده است به نام «آشپزباشی.» اگرچه تنها دو قسمت از این سریال به آنتن سپرده شده است اما همه شواهد نشان از آن دارد که باز با یک اثر متفاوت روبه‌روییم. طبق معمول پرویز پرستویی و فاطمه معتمدآریا در نقش‌های اصلی ظاهر شده‌اند. آنها نقش زوج خوشبختی را بازی می‌کنند که کارشان در راه‌اندازی یک رستوران غذاخوری گرفته است.
کد خبر: ۲۹۹۳۳۳

مرد در نقش سرآشپز و زن در نقش مدیر این رستوران فعالیت می‌کنند اما ناگهان اتفاقی می‌افتد که این پایه‌های خوشبختی دیر‌یافت‌شده به لرزه می‌افتد. پرویز پرستویی در این سریال نقش سرآشپز خویشتندار و جاافتاده‌ای را بازی می‌کند که آرام‌آرام پایش به نزاعی کشیده می‌شود که حریفانش آشناها و نزدیکان خود اویند. معتمدآریا هم نقش زنی را بازی می‌کند که به طور غریزی می‌داند چطور مدیریت کند. همین خصلت او باعث می‌شود که در خیلی از امور با همسرش مشورت نکند و پاره‌ای اوقات او را در برابر کار انجام شده قرار دهد. موضوعی که سرانجام باعث می‌شود مرد آرام خانواده در برابر آن موضع بگیرد و همه چیز سمت‌ و سویی غیر از آنچه پیش‌بینی می‌شد، بگیرد. تا همین جا هم سریال آشپزباشی نشان داده می‌خواهد رویه دیگری در داستانگویی در پیش گیرد و وسواس و دقت محمدرضا هنرمند هم به کار آمده و اثر سر و شکل مطبوعی گرفته است. با وجود اینها در نظر بگیرید که خود اضافه کردن «غذا» تا اندازه یکی از عناصر مهم اثر چقدر بر حفظ و ثبات «دلپذیر» بودن اثر کمک کرده است.

محمدرضا هنرمند در مقام کارگردان مانند همیشه توانسته به خوبی از حضور تعیین‌کننده پرویز پرستویی و فاطمه معتمدآریا استفاده کند. اگر چه آنها پیشتر در آثار دیگری چون مرد عوضی، عزیزم من کوک نیستم و خصوصا سریال زیر تیغ همکاری خلاقانه‌ای از خود نشان دادند و یکی از تاثیرگذارترین سریال‌ها را در بین مخاطبان عرضه کردند.

به نظر می‌رسد در ادامه آن حرکت «آشپزباشی» حاوی همه نشانه‌هایی است که پیشاپیش از موفقیتش خبر می‌دهد. آشپزباشی تلاش می‌کند داستانش را بدون لکنت و بدون پرداخت به حواشی بازگو کند و به همین دلیل به عمد از وجود آدم‌ها و حوادث اضافه، عاری است. محمدرضا هنرمند نشان می‌دهد تا همان اندازه که به اوج و فرودهای طنز تصویری در دو مدیوم سینما و تلویزیون آشناست به همان اندازه هم با قواعد بازی با مصالح اثری که استعداد «تراژدی» شدن را دارد، آشناست. «زیر تیغ» و «عزیزم من کودک نیستم» همان آثاری است که او در این حوزه جلوی دوربین برده است. هنرمند کارگردانی است که به طور مشخص تلاش کرده در حوزه طنز و تراژدی با مخاطبش ارتباط برقرار کند و با کمی دقت متوجه می‌شویم او توانسته در هر دو حوزه به چشم بیاید و متمایز باشد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها