آقای جنابی و همسرش خیاط خانهای دارند که سخت در آن مشغول به کار هستند. جنابی که رویای ترقی و پیشرفت سریع را در سر میپروراند با سرمایهگذاری به نام فرا دنبه برای برگزاری یک شوی لباس همکاری میکند و میخواهد هرجور شده کارها را به موقع تحویل دهد. در حالی که فرا دنبه با ایرادهای دائمی به لباسهای دوخته شده و مانکنها عرصه را بر جنابی تنگ کرده، پری نیز از کار زیاد خسته شده و بنای ناسازگاری با شوهرش گذاشته است. اما این پایان ماجرا نیست و ظهور یکباره چند جن در خانه و کارگاه خیاطی مشکلاتی دیگر را پیش میآورد. از اینجا به بعد داستان مسیری فانتزی و بسیار خندهدار را میپیماید و به پایانی نه چندان خوش میرسد.
فضای فانتزی و شخصیتهای غیر انسانی
بیشتر آثار کورش نریمانی در یک فضای فانتزی رخ میدهند و شخصیتهایی در آن روی صحنه میآیند که جنبه انسانی ندارند و بیشتر موجوداتی هستند که فقط در خیال انسانها میگنجند. برای مثال در «شبهای آوینیون»، نریمانی به عروسکها جان میبخشد، در «شوایک» یک سگ را به صحنه میکشاند و در «والس مرده شوران» یک مرده را زنده میکند.
فضاها و شخصیتهای اینچنینی، دستمایهای را در اختیار نریمانی قرار میدهند تا او با پدید آوردن موقعیتها و کاراکترهای کمیک، ابتدا تماشاگر را بخنداند و سپس مضامین خیلی گسترده و جدی بشری را از دل آن بیرون کشیده، وارد فضای انسانی کند. این وضعیتی است که اگرچه در نمایش جنگیر هم شکل میگیرد و بستر کار را چون آثار قبلی این کارگردان آماده میکند، اما متاسفانه به طور کامل به هدف مورد نظر منتهی نمیشود. این ناکامینسبی را در چند علت باید جستجو کرد.
لکنت زبان
اگر تاکنون بیشتر نمایشهای نریمانی سرشار از مضامین انتقادی اجتماعی بودهاند و قالب کمدی این امکان را به او میداده است تا بدون دغدغه، مسائلش را به طور صریح مطرح کند، اما این بار به نظر میآید حساسیت موضوع و برداشتهایی که از آن میتواند به دست آید، زبان تیز کمدیش را کند کرده و به لکنت انداخته است. بیگانگانی در هیبت جن به خیاط خانه وارد میشوند، ابتدا با ساکنان از در صلح و دوستی در میآیند، در باغ سبز وسرخ نشان میدهند، آقای جنابی را که عاشق پول است، با نهادن شبانه سکههایی در زیر بالش خام میکنند، پری را با وعده بچهدار شدن میفریبند و... در یک کلام اعتماد و اطمینان آنان را به خود جلب میکنند؛ اما در ادامه ماجرا متوجه میشوی جنها در همان حال که خود را دوست و شفیق جنابی و همسرش نشان میدادهاند، در حال برهم زدن میانه آنان بودهاند، پروندهسازی میکردهاند و با فرا دنبه سرمایهگذار برای تصاحب خیاط خانه دستشان در یک کاسه بوده است. تنها وقتی جنابی و پری پی به اصل ماجرا میبرند و میفهمند که فرا دنبه و منشیاش هم جن بودهاند که کار از کار گذشته و خیاط خانه را از دست دادهاند و فقط میتوانند از میان چارچوب تنگ یک قاب با نگاهی بلاهت بار ناظر تسلط جنها بر دار و ندارشان باشند.
وقتی برخلاف شفافیت و صراحت کمدی، نریمانی مجبور میشود به بیان سمبلیک روی بیاورد و هر نقش و شیئی را به جای اصلش در جهان واقعی قرار دهد، زبان نمایشاش به لکنت میافتد و در ارتباط موضوعی و محتوایی با مخاطبش دچار مشکل میشود.
دام لودگی و مسخرگی
دیگر مشکل جنگیر در همراه کردن مخاطب با مضمونش این است که نمایش بیدلیل در دام لودگی و مسخرگی میافتد. انواع و اقسام حرکات و سخنان مضحک نقشها و بویژه جنها همانقدر که بر خنده تماشاگر میافزاید، به همان میزان نیز او را از اصل و هدف محتوایی اثر دور میکند. در چنین کمدی شلوغی، مخاطب کمتر فرصت ورود به عمق داستان و وقایع را پیدا میکند و در سطح باقی میماند. برای مثال باید به رقص مسخره جن بچهها در فاصله میان صحنهها اشاره کرد که بارها تکرار میشود و تنها کارکردش قلقلک تماشاگران است؛ خندهای که بیشتر برآمده از فیزیک بدنی این جنهاست تا هنرنمایی آنان در حرکات موزون.
از آنجا که نمایش جنگیر برای بیان داستانش، به بیان سمبلیک روی آورده است، نقشهایش نیز بیشتر تیپ هستند تا شخصیت. جنابی، نماینده گروه بزرگی از آدمهای سادهدل جامعه است که توقعات و خواستهای بسیار ساده خود را در وعده و وعید دیگران جستجو میکند و از هول حلیم در دیگ میافتد. پری نیز نمایشگر زن آسیبدیدهای است که دائم دیگران را لعن و نفرین میکند و برای آگاهی از آنچه دور و برش رخ میدهد، کوچکترین کاری انجام نمیدهد. او که تمام زندگیاش را در همسرش خلاصه کرده است، به تصور خیانت جنابی در دام پروندهسازی فرا دنبه گرفتار میآید و از فرط کینهجویی سهم خود از خیاط خانه را به او میفروشد و اینگونه زمینه فروپاشی زندگیاش را فراهم میسازد. وقتی 2 نقش انسانی نمایش از تیپسازی فراتر نرفته و به شخصیت تبدیل نمیشوند، از جنها دیگر نمیتوان چنین انتظاری داشت. تبدیل نشدن نقشها به شخصیت، مانع همذاتپنداری تماشاگران با آنان گردیده و از این رو دیگر نمیتوان انتظار داشت مخاطب در پایان متوجه چرخش بسیار خوب نمایش از کمدی به تراژدی شده و با سرانجام دردناک خیاط و همسرش همدردی کند. جنابی و پری در پایان در حالی به سرنوشت تراژیک خود میرسند که تماشاگران همچنان در حال خندیدن هستند و با همین خنده سالن را ترک میکنند.
نمایشی موفق
با وجود آنچه در سطرهای قبلی این نقد آمد، باید تاکید کرد که بدون شک جنگیر اثری موفق درتئاتر ایران است . اول آن که بخش عمدهای از کمبودهای تازهترین اثر نریمانی ناشی از تنگناها و ضرورتهای بیرون از دنیای هنرنمایش است. این که نویسنده و کارگردان برای پرهیز از برداشتهای خاص از مضمون و موضوع به زبان استعاره و نماد روی بیاورد تا برای به صحنه بردن نمایش دچار مشکل نشود، اگرچه مشکلاتی را به کار وارد میسازد، اما گریز ناپذیر جلوه میکند. از سوی دیگر، در حالی که در چند سال اخیر تعداد زیادی نمایش به عنوان کمدی روی صحنه رفتهاند و کمتر خندهای را بر لب تماشاگران خود کاشتهاند، این که اجرایی بتواند برای بیش از یکساعت تماشاگرش را خندان نگه دارد، نشاندهنده آن است که در گام و هدف اول کمدی، موفق بوده است. از دیگر نقاط قوت این تئاتر باید به بازیهای خوب آن بویژه نقشآفرینی سیامک صفری، ژاله صامتی، هوتن شکیبا و فروغ قجابگلی اشاره کرد. دیالوگنویسیهای کورش نریمانی در مقام نویسنده هم با فضای نمایش هماهنگ و همراه است و بخوبی بر زبان نقشها مینشیند و عاقبت آن که وقتی نمایشی میتواند هر روز تماشاگران زیادی را به 2 اجرای خود بکشاند و 80 نفر را هم علاوه بر گنجایش سالن راضی به نشستن بر زمین کند، باید قدرش را دانست.
مهدی یاورمنش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: