در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
میتوانیم مثل او فقیر باشیم و سرزنده. میتوانیم مسائل بزرگ را کوچک کنیم و بر آنها پیروز شویم. و در عین حال نمیتوانیم از کنار آدمها عبور کنیم بدون این که رنج و سختیهایشان را نبینیم و فراموش کنیم. البته او شوخی را در همه جا به کار برده بود. برخیها این جمله او را تکرار میکنند: «همه آنچه برای ساختن یک کمدی نیاز دارم عبارت است از: یک پارک، یک پلیس و یک دختر» این که در یک نیمهشب بر ما چه میگذرد. این که در روز روشن بر ما چه میگذرد قطعا با اتفاقاتی که برای چارلی میافتد فرق دارد اما ما همه میتوانیم تصویری از او را در ذهن داشته باشیم و دنیایی که او میدید را باور کنیم.
او که همه ظاهرش هم در تضاد با یکدیگر بود؛ کتی تنگ و کلاهی کوچک و کفشی بزرگ. او میخواست کمی بزرگتر از سنش باشد و شد. حالا ما او را به عنوان یک کارگردان بزرگ و کمدین در خاطر داریم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: