در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با توجه به اینکه پس از پایان دبیرستان همیشه کار میکردهام، حالا مالک یک آپارتمان و اتومبیل و پساندازی مختصر در بانک هستم و هنوز هم کار میکنم. دوستان خوبی هم دارم که گاهی دور هم جمع میشویم و فارغ از مسائل دور و بر و مشکلات، اوقات خوشی را میگذرانیم. من خواهری دارم که 7 سال کوچکتر از من است. برعکس من که هرگز ازدواج نکردهام او خیلی زود ازدواج کرد و حالا یک دختر کوچک زیبا نیز دارد.
گاهی اوقات که تنهایی عذابم میدهد، با خودم میگویم کاش الان فرزندی داشتم که برایش غذا درست میکردم، لباسهایش را میشستم، اتاقش را مرتب میکردم و کاردستی مدرسهاش را با هم درست میکردیم.
کاش ازدواج کرده بودم و همدمی داشتم و میدانستم در هر مرحله از زندگی کنارم است. کسی که به منافع زندگی مشترکمان فکر میکند، کسی که منتظرش هستم تا یک چای داغ در کنارش بنوشم.
به نظر من، زندگی زیباییهای فراوانی دارد اما متاسفانه خواهرم مانند من به زندگی نگاه نمیکند.
او از همه چیز ناراضی است. از اینکه چرا برادر همسرش بیشتر از همسر او به همسرش علاقه دارد. از اینکه چرا فرزند او لجبازتر از بعضی بچههای هم سن و سالش است. چرا پدرمان در زمان زنده بودن بیشتر به فکر ما نبوده و چرا...
هفته پیش، وقتی خواستم حال خواهرم را بپرسم، دیدم گریه میکند و میگوید که زندگیاش به آخر رسیده. میخواهد از همسرش جدا شود، زیرا همسرش در هیچ زمینهای مطابق میل او عمل نمیکند و هزاران مورد دیگر.
از او پرسیدم که آیا واقعا تصمیمش را گرفته و او گفت: «بله. دیگر نمیتوانم او را تحمل کنم. اگر تنها باشم راحتتر خواهم بود.»
به او گفتم در این مورد آخر چندان مطمئن نباشد، زیرا من تنهایی را تجربه کردهام و لذتی از آن نبردهام.
او گفت: «آیا ازدواج من ارزش ادامه دارد؟»
به او گفتم فکر میکنم هر ازدواجی ارزش حفظ و ادامه دارد. البته بسیاری از همسران وقتی به مشکل میافتند، از خود میپرسند که آیا ازدواجشان ارزش ادامه دادن دارد یا خیر.
زیرا حفظ ازدواج یعنی زندگی بخشیدن به یک رابطه و طلاق یعنی مرگ رابطه. پس بدیهی است که هر کمکی به زنده کردن و شادابی رابطه ارزش تلاش را دارد.
از طرف دیگر، در هر ازدواجی روزهایی سرشار از محبت و علاقه وجود داشته. علاقه و ارتباطی منحصر به فرد که دیدنی و لذت بخش بوده. حتی اگر در کل زندگی مشترک این روزهای پر از محبت به عدد انگشتان دست برسد، از آنجایی که عشق ارزش حمایت دارد، زندگی مشترک نیز چنین ارزشی دارد.
به او گفتم هر ازدواجی ارزش ادامه دارد، زیرا نفس ازدواج نشانگر علاقه به تعهد و مسوولیتهایی زیباست. علاقه و اراده برای ساختن یک زندگی جدید، مفهوم دیگری به زندگی افراد میبخشد. انگیزه و امید را در دل افراد تقویت میکند. طرفین از یک روح معنوی برای آغاز زندگی کمک میخواهند، پس چطور میتوان در نیمه راه از این روح بزرگ معنوی غفلت کرد؟
مشکلاتی که در زندگی ایجاد میشود، به هیچوجه یک طرفه نیست و در واقع مالیات روزهای خوش است. افراد باید یاد بگیرند در کنار هم باشند تا بتوانند از روزهای سخت گذر کنند.
یک لحظه دقیقتر فکر کنید. ببینید ازدواجتان واقعا چه معنایی دارد و شما از آن چه میخواهید. فکر کنید اگر آن را تقویت کنید و پایههای آن را به جای خرابی مستحکم کنید، چه میشود؟
فکر کنید چه امکاناتی دارید. چه نکات مثبتی در همسرتان هست که شاید پیش از ازدواج به خاطر آنها تصمیم به ازدواج با او گرفتهاید؟ آیا نمیتوانید روی آن جنبههای مثبت فکر کنید؟
واقعا ارزش دارد که با یک ویرانی، زندگی خودت همسر و فرزندتان تباه شود؟ فرزندی که به خاطر خودخواهی شما در مراحل مختلف زندگی احساس ناامنی، ناکامی و تاسف کند؟خودتان قضاوت کنید. زندگی را میخواهید یا ویرانی را؟ اگر همین تلاش خود را به جای طلاق برای استواری زندگی صرف کنید، نتیجهای بهتر نمیگیرید؟
خواهرم کمی فکر کرد و گفت که باید برود. چند روز بعد با من تماس گرفت و گفت: «راست میگفتی. وقتی تمام تلاشم را برای رضایت همسرم صرف کردم، دیدم که او آن فرد بیملاحظهای که فکر میکردم نیست و برخورد مرا با واکنشی هر چند ضعیف اما مثبت پاسخ میدهد.»
مترجم : سحر کمالینفر
منبع:msn.com
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: