در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او در سال 1311 در تهران به دنیا آمد و در سال 1369 برای اولین بار در فیلم «پرده آخر» جلوی دوربین سینما رفت. سوال این است که چگونه میتوان هنرمندی را تصور کرد که در 58 سالگی برای اولین بار جلوی دوربین میرود و جاودانه میشود و برای مردم به شخصیتی محبوب تبدیل میشود. این در حالی است که بسیاری از هنرمندان سینمای ایران، در جوانی کار خود را شروع میکنند؛ اما به دلایلی نمیتوانند به چهرهای محبوب تبدیل شوند و عدهایشان خیلی زود فراموش میشوند و کسی آنها را به یاد نمیآورد. مگر کسی که از 58 سالگی بازیگری را شروع میکند، چه چشماندازی از این حرفه میتواند داشته باشد که پشتوانه راهش کند و به او چنان اعتماد به نفسی بدهد که بیوقفه تا آخرین روزهای زندگیاش دست از تلاش هنری برندارد؟ تازه نکته جالب اینجاست که بازیگری که در این سن و سال کار خود را در بازیگری شروع میکند، موفق میشود در ادامه کارش 2 بار سیمرغ بلورین بهترین بازیگر جشنواره فیلم فجر را به دست آورد و در زمره پرافتخارترین بازیگران تاریخ جشنواره قرار بگیرد.
نیکو خردمند در سال 1311 متولد شد. همنسلان او برای فعالیت در عرصههای نمایشی، 2 انتخاب بزرگ داشتند؛ یکی پیوستن به جریان سطحی و بازاری تئاترهای تختحوضی و فیلمفارسیها یا گزیدهکاری و شرکت در نمایشهای جدی و هنرمندانه و بازی در فیلمهای آبرومند. نیکو خردمند نیز مانند عزتالله انتظامی، محمدعلی کشاورز، جمشید مشایخی، علی نصیریان، ژاله علو و... به جریان تئاتر متمایل شد.
او در رشته کارگردانی تئاتر تحصیل کرده بود و از معدود افرادی بود که در آن سال و دوران، تحصیلات هنری داشت. سپس کارش را با گویندگی در رادیو آغاز کرد. 26 سال داشت که صدای خاص و دلنشینش مورد توجه قرار گرفت و تکنیک گویندگی آنقدر کمکش کرد که بزودی به چهرهای نامآشنا و مطرح در عرصه گویندگی تبدیل شود. 2 سال بعد، یعنی در 28سالگی، خردمند به دوبله روآورد و از سال 1339 تا زمان مرگش، این حرفه را رها نکرد.
نیکو خردمند طی سالهایی که به دوران طلایی دوبله مشهور است، گوینده نقشهای بسیار مهمی بود و به جای بهترین بازیگران سینمای ایران و جهان حرف زد. پس بیدلیل نیست که صدای او برای تماشاگر سینما و تلویزیون بسیار آشنا بود. در نخستین دوبله فیلم برجسته «کازابلانکا» ساخته مایکل کورتیز، خردمند به جای اینگرید برگمن حرف زد و در برابرش ناصر طهماسب به جای همفری بوگارت گویندگی کرد.
این دوبله که متاسفانه در حال حاضر کمتر در دسترس است، نشانگر اوج توانایی خردمند در عرصهای است که به آن علاقهمند بود. سالهای بعد، این فیلم دوباره دوبله شد و خانم شهلا ناظریان و آقای حسین عرفانی به جای بازیگران اصلی آن حرف زدند. همچنین در فیلم «طلسمشده» ساخته آلفرد هیچکاک نیز نیکو خردمند بار دیگر به جای اینگرید برگمن حرف زد و سپس در شاهکار این کارگردان با نام «بدنام» موفقیت خردمند کامل شد.
دیگر تماشاگران مشتاق سینما عادت کرده بودند که روی چهره این بازیگر بزرگ که 2 بار اسکار بهترین بازیگر را گرفت، صدای زیبای خردمند را بشنوند. علاوه بر اینگرید برگمن، نیکو خردمند به جای بازیگران بزرگ دیگری مثل کلودیا کاردیناله، آوا گاردنر، الیزابت تیلور، فخری خوروش و... هم حرف زد.
حرفه بعدی نیکو خردمند که آن را موازی با دوبله و کار تئاتر انجام داد، مجریگری در تلویزیون بود. او مجری برنامهای جدی در تلویزیون بود که به معرفی تئاتر ایران میپرداخت. از همان زمان بحث ساخته شدن تلهتئاترهای مختلف مطرح شد و خردمند یکی از بازیگران مشهوری بود که در این آثار بازی میکرد. ملاحظه میکنید که هنوز هیچ نامی از سینما در میان نیست و خردمند هرگز تا آن لحظه بازی در فیلمی را تجربه نکرده بود. انتظامی که لقب آقای بازیگر سینمای ایران را یدک میکشد، در سالهای میانسالی به سینما وارد شد. جمشید مشایخی هرگز در کارنامهاش در نقش جوان اول فیلمهای کمارزش و بیخاصیت بازی نکرد و اعتبار بازیگری نزد این افراد که خاستگاهشان تئاتر بود، در حد چهره شدن و محبوبیت بین عوامالناس نبود.
این افراد با شناختی که از مفهوم و مصداقهای هنر داشتند، کار خود را کردند و استعداد و توانایی فراوانشان نشان داد که حتی اگر لازم باشد، میتوانند در نقشی کوتاه و مکمل نیز بدرخشند. «پرده آخر» ساخته واروژ کریممسیحی، در واقع پرده اول فعالیت نیکو خردمند در سینما به عنوان بازیگر بود. کریممسیحی که در انتخاب بازیگران این فیلم وسواس شدیدی داشت، در کنار استفاده از چهرههای مطرح سینما مثل فریماه فرجامی، جمشید هاشمپور و داریوش ارجمند، سراغ عدهای از بازیگران معتبر تئاتری مثل سعید پورصمیمی و نیکو خردمند نیز رفت و مجموعهای از بازیگران را دور هم گرد آورد که کمتر دیده شده بودند. فیلمنامه دقیق، کارگردانی حساب شده و بازی بسیار خوب بازیگران، از «پرده آخر» برای سینمای ایران اثری بینظیر ساخت که هنوز بسیاری از منتقدان و کارشناسان آن را اثری بدیع و تاثیرگذار قلمداد میکنند.
این فیلم که نخستین تجربه حرفهای و بلند کارگردانش بود، برنده جوایز بسیار متعددی از جشنواره فجر شد که از آن جمله میتوان به سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن اشاره کرد که به زندهیاد نیکو خردمند رسید. وجه تشابه این بازیگر و کارگردان «پرده آخر» در این بود که هر دو با سالها تجربه در عرصههای گوناگون، برای نخستین بار در سینمای حرفهای فعالیت میکردند و تجربه فوقالعاده آنها در ابتدای راه، آنقدر اطمینانبخش بود که توشه راه سالهای بعدشان شود؛ اگرچه واروژ کریممسیحی سالها پس از فیلم اولش، فیلمی نساخت و دومین فیلمش با نام «تردید» چندی قبل روی پرده سینماها بود.
حکایت آن مرد خوشبخت، خانه خلوت، مسافران، بازیچه، راز گل شببو، زینت، روزهای خوب زندگی، نگاهی دیگر، غزال، سفر پرماجرا، هفت سنگ، روانی، شراره، هزاران زن مثل من، دختری به نام تندر، تو را دوست دارم، کاغذ بیخط، قلبهای ناآرام، صبحانه برای دو نفر و خاکآشنا از جمله فیلمهایی هستند که نیکو خردمند طی 2دهه فعالیتش در سینما در آنها نقشآفرینی کرد. همچنان که ذکر شد، خانم خردمند علاوه بر «پرده آخر» به خاطر بازی در فیلم دیگرش به نام «بازیچه» نیز جایزه بهترین بازیگر جشنواره فجر را دریافت کرد؛ اما اگر قرار بر انتخاب بازیهای درخشانش طی این سالها باشد، باید علاوه بر فیلم واروژ کریممسیحی از آثار دیگری مانند «خانه خلوت» و «خاک آشنا» نام برد که در هر دو نقشآفرینی بسیار چشمگیری دارد. در فیلم اول که کارگردانش مهدی صباغزاده است، او در کنار عزتالله انتظامی آنقدر روان و باورپذیر بازی کرد که تصویرش هنوز در خاطره دوستداران فیلم هست. اتفاقا یکی از تصاویری که پس از درگذشت این بازیگر از تلویزیون پخش شد، صحنهای بود که این دو بازیگر بزرگ، در حیاط خانه بزرگ در حال گفتگو و شوخی با یکدیگرند. در «خاک آشنا» که درواقع آخرین فیلم این بازیگر است نیز او در دقایق کوتاهی که با رضا کیانیان همبازی است، صحنههای جالبی را رقم میزند.
از مجموعههای تلویزیونی این بازیگر نیز میتوان به نمونههای زیادی اشاره کرد؛ اما بدون شک مهمترین این سریالها، مجموعهای بود با نام «دزدان مادربزرگ» که در آن نیکو خردمند در کنار مرحوم حسین پناهی، فرهاد جم و حبیب اسماعیلی بازی میکردند. خردمند در این سریال در نقش پیرزنی جلوی دوربین رفت که توسط 2 دزد ربوده میشود و سپس با رفتار انسانیاش سعی در جلب محبت آنها میکند و رفتهرفته میانشان دوستی و اعتماد شکل میگیرد. در این فاصله، شخصیتهای دارای نسبت فامیلی با مادربزرگ، هریک ماجرا را از زاویه دید خود تعبیر میکند و این بهانهای میشود برای نمایش شخصیت واقعیشان. در کنار «دزدان مادربزرگ» میتوان از آژانس دوستی، کت جادویی، همه فرزندان من، آپارتمان، غبار نور، مادر و همسایهها هم یاد کرد که یادگارهای این بازیگر خوشنام و اصیل بر صفحه تلویزیون به شمار میروند. روحش شاد و یادش گرامی.
امان جلیلیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: