در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پدرم در جوانی یک بوکسور واقعی بود و من هم در سال اول متوسطه، نخستین مسابقه ورزشیام را تجربه کردم و با یک بوکسور باتجربه که قدرت بدنی خوبی داشت، به پیکار برخاستم که براثر بیتجربگی، یکسره از حریف مشت میخوردم و به زمین میافتادم. من هم دم نمیزدم و هر وقت به او میگفتم «نزن»، جریتر میشد و بیشتر میزد! از آن پس همهاش در این فکر بودم که باخت به حریف را جبران کنم.
در دبیرستان، ورزشهایی مانند فوتبال و دوچرخهسواری را تجربه کرده بودم، ولی به کشتی علاقه بیشتری داشتم و با پدرم به تماشای مسابقههای آن میرفتم. هر کس هم که در مقابلم سبز میشد، کشتی میگرفتم. روزی به پیشنهاد دوستی، به حریف بوکسوری که کماکان برایم کرکری میخواند، پیشنهاد کشتی دادم. او هم به دلیل غروری که داشت، این پیشنهاد را پذیرفت. در روز معین، مسابقه ما شروع شد و من در همان اوایل کار، حریف مغرور را ضربه فنی کردم و پس از آن دیگر هیچ وقت جرا‡ت نکرد مرا بزند. بعدها متوجه شدم که در ورزشهایی مانند بوکس و کشتی، علاوه برقدرت بدنی، دانستن «فن» نیز اهمیت دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: