در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«جیم» در «شورش بی دلیل»1
جیم استارک، جوانی دبیرستانی و طبق معمول شورشی و عصیانگر است. به هنجارها علاقهای ندارد و برعکس به ناهنجاریها گرایش فراوانی دارد. دوست دارد کاری کند که بیندازندش زندان. میخواهد کاری انجام بدهد که میگویند بد است. حتی ناخواسته هم کاری را که نباید انجام دهد انجام میدهد، مثل پا گذاشتن روی نشان دبیرستان که همه حواسشان هست پا روی آن نگذارند. از خانه هم گریزان است و با پدر و مادرش مشکل دارد. هر جوانی برای شورش خود دلیلی دارد و دلیل جیم، ترسو دانستن پدرش است. جیم نمیخواهد به هیچ وجه مثل پدرش ترسو باشد. برای همین هیچ ناسزایی برای او بدتر از کلمه «ترسو» نیست و حساسیت خاصی روی این واژه دارد. متصف نشدن به این صفت آنقدر برایش اهمیت دارد که حاضر است به خاطرش زیر بار شرطبندی دیوانهوار «باز گاندرسن» هم برود. پدر و مادرش اصرار دارند برای خودش دوست پیدا کند، اما حرف او یکی است: «من نمیخوام با کسی دوست بشم.»
اینها همه اما فقط ظاهر شخصیت اوست. جیم مثل دار و دسته «باز» نااهل نیست و تنها چیزی که او را به آنها شبیه کرده، غرور اوست. «جودی» هم همینطور است و چه بسا همین شباهت است که این دو را به هم نزدیک میکند. همان جیمی که گفته بود نمیخواهد با کسی دوست بشود، در آخر جودی را به عنوان دوست خود به والدینش معرفی میکند و همان جیمی که رفتارهای جاهلانه دبیرستانی داشت، در آخر نشان میدهد بخوبی شایستگی آن را دارد شوهر قابل اتکایی برای جودی و پدر خوبی برای پسر بیکس و کار و تنهایی مثل «پلاتو» باشد اگرچه در انجام وظیفه پدری، جایی هم از او کوتاهی سر میزند و به دنبالش مکافات این اهمال را هم میبیند. جیم هنجارشکن، قهرمان رویایی پلاتو است؛ پلاتو شخصیت جیم را برای جودی اینطور توصیف میکند: «زیاد اهل صحبت کردن نیست، اما وقتی صحبت میکنه میدونه که چی میگه. آدم صاف و صادقیه... میدونم اگه خنگ بازی درآرم عصبانی نمیشه. اسمش جیمه. اسم واقعیش جیمزه، اما بیشتر دوست داره جیم صداش کنن و به کسانی که خیلی دوستشون داره اجازه میده جیمی صداش کنن.» کسی اگر نداند فکر میکند این بچه، سالهاست جیم را میشناسد، اما او کمتر از یک روز است که جیم را دیده و شناخته و چه خوب هم شناخته. بهتر از همه، حتی پدر و مادر جیم. جودی هم آن قدر لیاقت دارد که بعد از پلاتو، جیم را بشناسد و تعبیر «با شخصیت و مهربان» را درباره او به کار ببرد. از طرفی، جیم از میان همه، جودی ناخوشنام را برای دوستی برگزیده و این خودش حکایت از این دارد که جودی هم لایقتر از آن است که نشان میدهد. جیم و جودی علاوه بر غرور، در این ویژگی مهم نیز با هم مشترکند که هر دو در ظاهر، ناموجه و نااهل و ناهنجار و در باطن پاک و اهل و لایقاند.
پانوشت:
1- محصول 1955 آمریکا، کارگردان: نیکلاس ری، بازیگران: جیمز دین، ناتالی وود
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: