در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
1 - زمین را به آسمان دوزیم: بدون توجه به 3 شیفت کار طاقتفرسای کارگران تونل که بکوب مشغول کارند و شرشر عرق می ریزند، به جای خسته نباشید گفتن، یقه آنها را بگیریم که چرا چهار پنج شیفت کار نکردید. پس شما چه جور کارگری هستید؟ فوق فوقش 24 ساعت شبانه روز را هدفمند می کردید و با ارائه یک طرح دو فوریتی، خواستار افزایش طول مدت شبانه روز میشدید. کار نشد ندارد. ما کردیم شد.
2 - به کمک بشتابیم: یار شاطر بودن همیشه بهتر از بار خاطر بودن است. از سوی دیگر، حضرت حافظ گفته است که هرکه بیبصر افتد، نظر به عیب کند. از اینرو به عوض خردهگیری و درگیری، با گفتن یک خسته نباشید مجانی و جانانه به تمامی دستاندرکاران ساختوساز تونل، میتوانیم آستینها را تا حدی که بالا میرود، بالا بزنیم و عین طرح 137 شهرداری به کمک آنها بشتابیم تا تتمه کار را سریعتر تمام کنند. کار را که کرد، آن که تمام کرد. مهم، راه افتادن کار مردم است که معتقدیم خیلی مهم است. تونل که مترو نیست برادران....! حتما که نباید سیلی، زلزلهای چیزی بیاید که همه به هم کمک کنیم و نپرسیم این که زیر آوار گیر کرده، مال کدام جناح است؟....! به هر حال، هرکس در این امر خیر، در تونل، نخودی بندازد، زودتر از جمهوری به توحید میرسیم و بالعکس.
دعوت به توحید:
توحید گوی او نه بنی آدمند و بس
هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد
رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: