در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رفتار مرد کت و شلوار پوشیده نشان میدهد که با اصرار از جوانک چیزی میخواهد اما او زیر بار نمیرود. چند دقیقهای نمیگذرد که جوانک چندین بار پدال دستی گاز موتور سیکلت را عقب و جلو میکند. با این کار صدای غرشی از موتورسیکلت به هوا بر میخیزد.
پیرزن نشسته در ایستگاه اتوبوس از صدای اگزوز موتورسیکلت به طرف آنها سر بر میگرداند و زیر لب چیزی میگوید.
جوانک داد میزند: «ببین داداش ما هر مدلشو بگی تا ته تهش رفتیم. ما آخر داستانیم. میفهمی یعنی چی؟ الانش زیر تیغی هستیم. همین الانشم بگیرنم باکم نیست. ولمون کن تورو اجدادت.»
مرد کت و شلوار پوشیده که اینبار انگار بر اصرارش افزوده است با دستهایش به نقطهای دور اشاره میکند. برقی بر چشمان جوانک موتورسوار مینشیند، اما جوانک که انگار خسته شده است و از پیشنهاد مرد صرفنظر کرده است رو به او میگوید: «ببین داداش برو سیگار بکش، هم بهتره هم با کلاس تره. آشپزخونه نزدم که هر دری وری بیاد گدایی دوا. برو سیگار بکش داداش.»
با گفتن این جمله جوانک گازی به موتورسیکلت رنگ و رو رفتهاش میدهد و ثانیهای نمیگذرد که از او فقط دودی سفید بر جای میماند.
با دور شدن جوانک، اتوبوس که به ایستگاه میرسد دود غلیظی فضا را میگیرد. دقیقهای نمیگذرد که اتوبوس هم زوزه کشان از ایستگاه دور میشود.
مرد کت و شلوار پوشیده که جا میماند از اتوبوس، تنها سرماست که زیر کت نیمدارش میپیچد. بیتفاوت سرش را به پایین میاندازد و رو به من میگوید: آقا آتیش داری؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: