در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پدر «صفورا» سوار بر ویلچر
برای تهیه جهیزیه او
خرما به بازار میبرد
حالا جنگ تمام شده است.
واقعیت هم همین است، یعنی شاعر جوان امروز جنگ تحمیلی را تمام شده میداند و میکوشد به عنوان نسلی که جنگ را از نزدیک حس نکرده است، برداشتها و پیامدهای شخصی، اجتماعی و حتی سیاسی آن را در زندگی امروز در دهه 80 به تصویر بکشد و با زبان شعر درآمیزد که اگر غیر این باشد به شعارسراییمتهم میشود.
در ادامه این نوع نگاه برخی از این شاعران افق تماشای خود را حتی به پایداری و مقاومت دیگر کشورها گسترش دادهاند و میبینیم که حمایت از مردم لبنان و فلسطین نیز در محتوای این شعرها حضور پررنگی دارد و البته گاهی نیز با غلتیدن به زبان و منطق نثر تنها به بیانیهای توفانی و کوبنده علیه استکبار جهانی و کانونهای قدرت تبدیل میشوند.
اما نکته دیگری که در این میان وجود دارد و البته محدود به شعر و کنگره لرستان هم نمیشود و قابل تعمیم به جریان شعر دفاعمقدس و ادبیات پایداری است، به حاشیه رفتن شعرهای کلاسیک و در متن قرار گرفتن شعرهای نو باز میگردد، به عبارتی آرام آرام شاهد آن هستیم که شاعران متعهد بویژه آنها که افق نگاهشان فراتر از مرزهای جغرافیایی است و میخواهند مقاومت و پایداری مظلومان جهان را ستایش کنند و همچنین ظلم و تجاوز و اشغالگری را به چالش بکشند بیشتر از قالبهای نو مانند نیمایی و سپید استفاده میکنند تا غزل، مثنوی، رباعی و ... که خود این موضوع قطعا جای بررسی بیشتر از سوی منتقدان و پژوهشگران را میطلبد.
چند شعر از شاعران لرستان
(1)
پرندهها
به عبای «نصرالله» دخیل میبندند
گرگها
به بشکههای نفت
زیتونها جنگ بالا میآورند
(2)
روایت چشمهای تو
از زبان زیتونها شنیدنی است
میان گلوله
و نجوای «نصر من الله و فتح قریب»
(3)
جهان متوقف شد
وقتی کبوتر و درختها
به عصای موسی خیره بودند
و صلح
از سرانگشتان زیتونها شروع میشد
(4)
در دایرهالمعارف جنگ
صلح تنها گلولهای است
که هرگز شلیک نمیشود
فاطمه بیرانوند - خرمآباد
بخشی از یک شعر بلند
دیالوگ
گلهای گلخانه اسیرند
پابندند
و این را عمو خوب میفهمد
که پاهاش را در پاورقی یک شعر بلند
با هشت اپیزود
جا گذاشت
و من خسته از حرفهای شاعرانه
با قطار جنوب
به راه میافتم
دلهرههایم را به اروند گره میزنم
و اشکها را در شلمچه به خاک میسپارم
به دنبال پلاک شاعران جهان
در دهان کوسهها
در دهان دکلهای نفتی پارس جنوبی
گم میشوم
دیالوگهای کارون و عمو
شبیه نارنج و نارنجک
پر از بازیهای زبانیست
کارون فسیلهای پای عموست
و پاهای عمو بوی نفت...
گفتم که عمو این را خوب میفهمید
حالا، آفتاب از چهارسو میتابد و من
عاشق فیلمهای ملاقلیپورم
سعید عسگریراد - الیگودرز
پشت خاطرات
چسبیدهام به 60 سالگی
با موها و ریشهای سفید و
تنها دامنی از خاطره
و هی مرور میکنم سالهای رفته را
سالهایی که تمام جوانیمان را
در کولههایمان جا میدادیم و
میرفتیم جنوب
کمی شهادت بیاوریم
سالهایی که
کودکان مدرسه
مشقهایشان را
زیر تانکها
مینوشتند...
و حالا پسر خاله من
از آن همه خاطرات
یک پلاک کوچه «شهید ابوالحسن شیخالاسلامی» است
و نخلهای خرمشهر
دوباره خرما میدهند
و پدر «صفورا» سوار بر ویلچر
برای تهیه جهیزیه او
خرما به بازار میبرد
حالا جنگ تمام شده است
سنگرها برچیده شدهاند
سربازها به خیابانها برگشتهاند
و من در «آزادی»
برای «عماد رضا» بازیکن عراقی
وقتی به «استقلال» گل میزند
هورا میکشم
و مثل گوینده اخبار شبکه یک
هر شب برای قربانیان انفجارهای عراق
تاسف میخورم
حالا من چسبیدهام به شصت سالگی
و بینهایت خوشحالم
که دیگر «موشکبارانی» در کار نیست
و سنگر مدرسه محل ما
به کتابخانه تبدیل شده است
رضا شیخالاسلامی - بروجرد
به محمدالدوره و کودکان مقاومت
چشمهای بیقافیه
آرام گرفتهای در دستانم و این شعرها
لالایی عاشقانه مرا
برای چشمهایت زمزمه میکنند
از کوچههای نیشابور تا دن آرام آرام آرام
به خواب میروی...
اگر خمیازههای این تانکها
اگر این سیبهای لبنانی
اگر این زیتونهایی که دارند پیاده تا «منهان»
شرابهای فرانسوی مزمزه میکنند بگذارند
اینجا شاعران همیشه خوابآلودند
پنجرهها هر شب کابوس شکستن نمیبینند
سنگها در حسرت پرتاب دست به دامان
سران حافظ صلح شدهاند
محمد/ چشمهای بیقافیه شما خواب را
از این شعرها ربوده است
باکی نیست
همیشه آبشارهایی که به صخره میخورند زیباترند
ایرج زنگنه - الیگودرز
خبر
داشتی میخندیدی
که بمب/ بمب
حالا هر روز «الجزیره»
گریههای مادرت را پخش میکند
و هی به خبری که هماکنون:
عروسکت را زیر آوار پیدا کردهاند
در حالی که چشم در چشم جهان
فریاد میزند
مثل تاریخ سرزمینت
گیسهای بلندی داشتی
عباس آتشی - الیگودرز
سینا علی محمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: