تاریخچه نقالی در شکل جدید آن در ایران به زمان شاه اسماعیل صفوی برمیگردد. «شاه اسماعیل» مشوق و مروج سرسخت آن بود و هدفش رواج مذهب شیعه اثنیعشری بوده است. برای این کار 17 سلسله را مامور کرد تا هر کدام در جایی، با «لباس و قوم خاص» و جداگانه هدف او را تبلیغ کنند. مثلا بعضی مداحی ائمه میکردند، عدهای دیگر در زورخانهها شعر میخواندند و دسته دیگر سخنسرایی میکردند و همه این فعالیتها برای آن بوده است که مردم را به خود جلب کنند و برای آن که این نوع مداحی در ذائقه مردم جا بیفتد داستانها و روایتهای پهلوانی را چاشنی سخن خود میکردند. به مرور خود داستانسرایی رواج یافت و از اهمیت خاصی برخوردار شد. اما متاسفانه نقالی امروزه روبه زوال است و از آن همه داستانسرایان بنام اکنون جز تنی چند نماندهاند!
غلامرضا خوشحالپور، یکی از این نقالهاست که بیش از 37 سال است، شاهنامه را برای مردم نقل کرده و به او بستور میگویند. بستور به معنای زره بسته شده و نام پسرعموی اسفندیار است که مانند بسیاری از شخصیتهای شاهنامه تاریخ آفرین بوده است.
خوشحالپور درباره تاریخچه نقالی در ایران میگوید: پیشتر مردم این سرزمین که سواد خواندن و نوشتن نداشتند و منظومههای پرطول و تفصیل از دسترسشان بیرون بود، داستانهای کهن و سرگذشت پهلوانان باستانی را از راویان و نقالان میشنیدند، اما امروز برای ما دقیقا روشن نیست که روایت و نقل شفاهی داستانها در برابر انبوه شنوندگان، از چه زمانی و با چه روشهایی آغاز شده و چگونه رشد و تکامل یافته است. البته بنا بر پارهای از روایات برخی از متون کهن فارسی و عربی میتوان گفت که این رشته از داستانپردازی از قدیمترین زمانها و حتی پیش از نگارش و نظم ادبی داستانها رواج داشته است.
وی با بیان این که بنا بر نظر عدهای تاریخ نقالی ما به 7 هزار سال پیش و زمان گشتاسب میرسد، میافزاید: از دوران صفویه به بعد، اطلاعات بیشتر و مشخصتری از نقالی وجود دارد، به گونهای که گفته میشود، گذشته از صوفیان و درویشان برگماشته شاه اسماعیل و نخستین جانشینان وی که با خواندن اشعاری در مدح و منقبت پیشوایان شیعه و نقل داستانهایی از قبیل «رموز حمزه»، «حسین کرد شبستری» و «خاورنامه» در تبلیغ مذهب شیعه و جلب مردم میکوشیدند؛ راویان و نقالانی نیز بودند که داستانهای پهلوانی درونمایه نقل و سخنشان باشد، به طوری که با وجود اولویت داشتن روایات و قصههای مذهبی شیعه و زندگینامه ائمه، داستانهای کهن ایرانی نیز به کلی فراموش نشده بود و مسیر خود را طی میکرد.
وی ادامه میدهد: در زمان صفویه و قاجار، حکومت در ایران به طور کلی دگرگون شده و در حقیقت نقالی هم به دو شاخه تقسیم میشود. پردهخوانی و نقالی که نقالان داستانهای شاهنامه را در تاریخ ایران به تصویر میکشیدند و پردهخوانها، داستانهای مذهبی را تعریف میکردند.
خوشحالپور که برای حفظ و احیای هنر نقالی در اصفهان تلاشهای بسیاری کرده است، تصریح میکند: نقالان از گذشته تاکنون، مردانی گشاده زبان، خوشصدا و برخوردار از حافظهای نیرومند و دارای قدرت بازآفرینی، تجسم و تخیلی سرشار بودهاند و به یاری همین استعداد و براثر شاگردی نزد استادان فن و دقت در طومارهای نقالان پیش از خود و گوش سپردن به نقلهای سینه به سینه بود که بتدریج به استادی و مهارت میرسیدند و هزاران نفر را مجذوب و مسحور سخنگویی و داستانپردازی خویش میکردند.
وی میگوید: بیشتر نقالان دورههای اخیر سواد خواندن و نوشتن نداشتند و کاتبی را به خدمت خود در میآوردند تا طومارها را گردآوری و بازنویسی کند و برایشان بخواند تا به خاطر بسپارند و برای مردم بیان کنند و به اجرا درآورند. در واقع آنچه که در این طومارها میآمد، موادخام و خطوط اصلی داستان بود و برای نقال، جنبه یادآوری داشت و هرگویندهای به اقتضای فرهنگ و تربیت شخصی و بنا بر اتکا به ذوق و توانایی خود داستانها را بهگونهای ویژه میپروراند و به شنوندگان عرضه میکرد.
وی درباره وضعیت کنونی این فن و هنر نیز میافزاید: در روزگار ما، بنا به دلایلی چون دست یافتن مردم به رسانهها و وسایل ارتباطی جدید، کار نقالی اندک اندک در حال رنگ باختن است و رشته این فن گسسته است و این جای تاسف دارد.
وی میگوید: وقتی من نقالی میکنم، اسب سوار میشوم، به جنگ با اژدها میروم، کشتی میگیرم و... و مخاطب خودرا که بیشتر جوانان هستند به زاویه زاویه تاریخ میکشانم و نشان میدهم که هر ایرانی با چه انباشته با ارزشی از تاریخ روبهروست. نگرانکننده است اگر این هنر به فراموشی رود، چرا که با خود نقلکنندگان تاریخ را از میان خواهد برد و مردم کمکم به نشنیدن حرفها و نقلها و داستانهای تاریخ سرزمینشان عادت میکنند.
وی میگوید: میتوانیم بهگونهای برنامهریزی کنیم تا وقتی جوانی برای تفریح و زمانی دور شدن از دغدغههای شهر و زندگی به قهوهخانهها و چایخانهها میرود، در اینگونه محلها چیزهای بیشتری از تاریخ شهر و نیاکانش یاد بگیرد و ارتباط مردم و داشتههای تاریخیما برای حفظ و پاسداری و احیاء آنها، بیشتر شود.
وی در پایان گفتههایش تاکید میکند: اگر هنر نقالی باز و همانند گذشته زنده شود، در کنار آن هنرهایی چون پرده خوانی، نقاشی قهوهخانهای و... نیز احیا شده و ماندگار میمانند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم