گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

آیا مجلس در راس امور است

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «چشم انداز آینده درگیری های یمن»،«تضارب آرا؛ مثبت یا منفی»،«در یمن چه می گذرد؟»،«آیا مجلس در راس امور است»،«لااقل حداد عادل باشید» و... که برخی از آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۲۹۷۲۳۹

کیهان:چشم انداز آینده درگیری های یمن

«چشم انداز آینده درگیری های یمن»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی کیهان به قلم سعدالله زارعی است که در آن می‌خوانید؛تحولات یمن طی سه هفته اخیر از شکل «درگیری داخلی» میان دولت صنعا و مبارزان صعده به شکل درگیری منطقه ای با بخشی از مردم یمن تغییر یافت. ورود نیروهای نظامی عربستان و اردن به درگیری های شرق استان صعده و بمباران پی درپی مواضع حوثی ها طی هفته های اخیر در حالی صورت گرفت که دولت علی عبدالله صالح در جبهه های مختلف استان مزبور شکست های سنگینی از نیروهای مبارز خورده بود.

ورود نظامی عربستان و اردن به درگیری های صعده و تمرکز عملیاتی آنان بر منطقه «رازح» و «حدیده» بیانگر آن است که کشورهای عربی منطقه بشدت از دسترسی مبارزان صعده به دریا واهمه دارند و این در حالی است که فاصله مرزهای غربی استان صعده با دریای سرخ بیش از 50 کیلومتر نمی باشد. طی هفته های گذشته بارها «الملاحیط»، «شدا»، «رازح»، «جبل الدخان» و «جبل مدود» در غرب استان صعده از سوی عربستان و اردن بمباران شده است. روز یکشنبه ارتش عربستان با صدور بیانیه ای مدعی شد نیروهای عبدالملک حوثی را از جبال دخان و مدود عقب رانده و شکست سختی را بر آنان تحمیل کرده است و این در حالی است که این دو کشور هیچ نیروی پیاده ای را وارد این دو منطقه نکرده و استنادشان به قلع و قمع کردن شیعیان در این دو منطقه و حجم وسیع بمباران هوایی است. دفتر عبدالملک رهبر جوان حوثی ها ادعای ارتش عربستان را تکذیب و اعلام کرد کماکان بر همه جبال «مران» که شامل جبل الدخان و جبل مدود هم می شود، تسلط دارند.

غرب طی هفته های گذشته موضع محتاطانه ای داشت. حتی آلمان به عربستان در مورد ادامه عملیات در غرب صعده هشدار داد. غرب نگران شکست جبهه عربی از شیعیان مظلوم صعده می باشد چرا که شکست دولت های عربستان، اردن و یمن از شیعیان یمن چشم انداز وحشتناکی را برای آمریکا و اروپا به وجود می آورد. الحاق زیدی های مبارز در صعده به «اسماعیلی ها» در استان های «نجران» و «جیزان» عربستان بنیان حکومت های وابسته عرب را در شبه جزیره عربستان متزلزل می گرداند. شیعیان اثنی عشری و اسماعیلی و زیدی در اکثر کشورهای عرب شبه جزیره بین 03 تا 57 درصد جمعیت این کشورها را شامل می شوند و در کل بین 53 تا 04 درصد کل جمعیت شبه جزیره را شامل می گردند. از نظر آمریکا و اروپا شکست اردن و عربستان می تواند به یک انفجار بزرگ در منطقه منجر شود و موقعیت امنیتی غرب را در شبه جزیره، خلیج فارس، اقیانوس هند و دریای سرخ به خطر اندازد.

درباره تحولات یمن گفتنی های دیگری هم وجود دارد.
1- با ادامه درگیری ها، وقوع اختلاف میان خاندان «الاحمر» که رئیس جمهور هم از این خاندان می باشد، محسوس شده است. خاندان الاحمر بطور کلی به دو بخش سکولار و سلفی تقسیم می شود، علی عبدالله صالح مظهر سکولارهای این طایفه و علی محسن الاحمر مظهر سلفی های آن است. در جنگ ششم که از اواسط مردادماه آغاز گردید، علی محسن الاحمر فرمانده نیروهای شمال غرب به زودی از صفحه خبری محو گردید و این در حالی بود که او در جریان پنج جنگ قبلی نقش کلیدی بعهده داشت.غیبت او و سایر سلفی های خاندان الاحمر این زمزمه را شدت بخشید که ممکن است او جایگزین علی عبدالله صالح گردد. از دیرباز این گمانه زنی وجود داشت که میان آمریکا، اروپا و عربستان بر سر حاکم یمن اختلاف نظر وجود دارد، عربستان روی علی محسن و غرب روی علی عبدالله صالح تاکید دارند.
ادامه درگیری ها در یمن وضع علی عبدالله صالح را بشدت بحرانی می کند چرا که او از یک سو از ائتلاف سیاسی نیروهای جنوب با نیروهای حوثی در شمال تهدید می شود و از سوی دیگر عدم توفیق او در کنترل بحران صعده، ادامه حمایت آمریکا و غرب را از حکومت او با تردید جدی مواجه می گرداند. علی عبدالله صالح بخوبی می داند که اگر او نتواند به قیام شیعیان خاتمه دهد، غرب فردی را با روکش مذاکره و صلح طلبی وارد میدان می کند تا حوثی ها را از درون صخره ها به درون دولت بکشاند و حتی الامکان به ماجرا خاتمه دهد. مجموعه این مباحث آینده دولت صالح را با ابهام زیادی مواجه کرده است.

2- اعلام پیروزی از سوی عربستان سعودی از شکست نظامی این دولت خبر می دهد چرا که آنان هنوز نتوانسته اند مبارزان صعده را حتی از یک پایگاه بیرون برانند و این در حالی است که طی 4-5 ماه گذشته حداقل 06 پادگان و پایگاه نظامی به تصرف آنان درآمده که یکی از آنان پایگاه «جبل الدخان» متعلق به تیپ 4 ویژه عربستان می باشد. با این وصف باید گفت عربستان به احتمال زیاد با اعلام پیروزی می خواهد پای خود را از معرکه بیرون بکشد و دولت صنعا را با مبارزان صعده تنها بگذارد. اگر این اتفاق بیفتد هیچ راهی به جز مصالحه با حوثی ها و شریک کردن آنان در حکومت باقی نمی ماند. دستاورد وضع فعلی برای عربستان هم کاملا مشخص است. اگر اعلام پیروزی زودهنگام عربستان به معنای پایان عملیات نظامی سعودی در شمال یمن باشد، دولت های صنعا و ریاض ناچارند به دو خواسته مهم حوثی ها - شامل رفع تبعیض اقتصادی از استان برخوردار صعده و رفع محدودیت ها علیه مراکز مذهبی شیعیان- تن دهند و این تن دادن به رشد جنبش شیعیان در شمال یمن و جنوب عربستان کمک می کند.

3- زمزمه نارضایتی از عملکرد دولت صنعا حتی در میان خاندان «الاحمر» به گوش می رسد. فرزندان شیخ عبدالله الاحمر- شامل شیخ صادق که اینک جای پدر نشسته است، حمید و حسین که نبض اقتصادی این خاندان را در دست دارند- به همراه علی محسن الاحمر که در پنج جنگ قبلی فرمانده ناحیه شمال غرب یمن بود و در جنگ ششم جای او به «احمد» فرزند بزرگ رئیس جمهور سپرده شد، پیوسته اند و بحث عدم کفایت رئیس جمهور را مطرح می کنند. اختلافات موجود در این خاندان به هر سمتی که کشیده شود و هر کدام از دو جناح آن که غلبه کنند به تضعیف قدرت خاندان حاکم منتهی می گردد، مصالحه با حوثی ها یک گزینه مهم فراروی حاکمیت یمن خواهد بود.

4- با پایمردی و ایستادگی شیعیان و شکست نظامی دولت های صنعا، امان و ریاض از آنها، به احتمال زیاد غرب و جبهه عربی روی آلترناتیو مذهبی تمرکز خواهند کرد. نیروهای شمال یمن با برخورداری از اعتقادات مذهبی و با شعارهای «الموت لامریکا»، «الموت لاسرائیل»، «اللعنه علی الیهود» و «النصر للاسلام» به مبارزه می پردازند و نزدیک به 01سال است که به مقاومت خود ادامه می دهند این گروه روز به روز تقویت شده اند، اینک آنان بر مرزهای شمالی یمن با عربستان تسلط دارند و به در اختیار گرفتن مرزهای یمن در دریای سرخ نزدیک شده اند عدد جنگجویان آن از حدود 020 نفر در سال 0200 میلادی اینک به بیش از یکصد هزار نفر رسیده است و از آنجا که آنان از نیروهای ضداسرائیلی و ضدآمریکایی و ضد وهابی تغذیه می کنند عدد مبارزان آن می تواند به زودی از چند میلیون نفر فراتر برود. مراکز نظرسنجی غرب بارها اعلام کرده اند که بیش از 09درصد مردم در شبه جزیره عربی از آمریکا نفرت دارند. با این وصف آمریکایی ها و غربی ها از تداوم مبارزه شیعیان صعده به شدت بیمناکند. اگر مبارزان صعده با ورود در حکومت تن به مهار ندهند، غربی ها قطعاً درگیری مذهبی را در این سرزمین فعال خواهند کرد.

یمن از دیرباز مهد «القاعده» بوده و اینک این کشور در بردارنده دو دسته از نیروهای موسوم به القاعده است؛ نیروهایی که به ریاض و بعضی دیگر از پایتخت های عربی وابسته اند و نیروهایی که با آمریکا درگیری دارند. خبرهایی وجود دارد که از تلاش آمریکا و عربستان برای ایجاد وحدت میان این دو طیف از القاعده حکایت می کند این وحدت طبعاً باید با نشان دادن یک جبهه مخالف توام باشد و در عین حال، محکمترین جبهه مخالف مشترک غرب و ریاض و نیز مهمترین مخالف غرب گرایی و تحجرگرایی، شیعیان صعده می باشند از این رو باید نسبت به شرایط آینده حساس بود و البته رهبران حوثی ها- علامه بدرالدین رهبر معنوی و عبدالملک رهبر مبارزاتی- تاکنون درایت زیادی از خود نشان داده اند.

5- خبرهای دیگری وجود دارد که از تلاش اروپا و آمریکا برای مدیریت بحران یمن حکایت می کند. یک پایه این خبرها بر جایگزینی نیروهای نظامی بین المللی در منطقه صعده و بین المللی کردن بحران استوار است. بعید نیست که پس از شکست فاحش رژیم های عربی از جنگ 4 ماهه صعده، سازمان ملل تحت عنوان دفاع از جان انسان ها، قطعنامه ای صادر کند و به بهانه آن ناتو پا در منطقه بسیار استراتژیک و استثنایی خلیج عدن و سواحل یمن در دریای سرخ بگذارد. از این رو جهان اسلام باید پیش از آنکه دیر شود نقش تاریخی خود را در بحران یمن ایفا کند به گونه ای که هم حقوق انسانی و مذهبی مردم مبارز یمن تامین شود و هم فتنه از این کشور برخیزد.

مردم سالاری:تضارب آرا؛ مثبت یا منفی

«تضارب آرا؛ مثبت یا منفی»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی مردم سالاری به قلم جواد نصیری اوانکی است که در آن می‌خوانید؛موضوع تضارب یا برخورد آرا در جوامع مدرن امروزی یکی از اصلی ترین پایه های پیشرفت علم و فرهنگ را شامل می شود، به گونه ای که در این جوامع اصل نقد و نقادی همواره یکی از مهمترین ارکان فضای عمومی کشور و رسانه ها  به شمار می رود و هیچ اندیشه فاخری این اصل لایتغیر را به زیر سوال نبرده و بلکه برای تحقق آن تلاش های زیادی انجام می شود.

نگاهی به تاریخ پیشرفت علم و دانش در کشورهای مدرن نشان از آن می دهد که اندیشمندان، فلاسفه و دانشمندان علوم تجربی در این کشورها یکی پس از دیگری تلاش داشتند تا نظریات نوینی را در عرصه مطالعاتی خود ارائه دهند، از اینرو در بسیاری اوقات شاگرد بر استاد پیشی می گیرد و حتی نظریات استاد خود را در کل رد  کرده و فاقد اعتبار دانسته و خود نظریات جدیدی را پایه گذاری می کند و از دل همین برخورد آرا، راه کشف ناشناخته ها باز شده اند.

زمانی سقراط، فیلسوف برجسته یونان باستان نظریاتی داد، پس از او شاگردش افلاطون آن نظریات را در برخی موارد نامعتبر دانسته و در برخی بخش ها تکمیل کرد، سپس ارسطو که دست پرورده افلاطون بود دوباره نظریات خود را با تغییرات عمده ای نسبت به استاد خود مطرح کرد و اینگونه شد که مسیر جدیدی گشوده شده و جلوی بسیاری تکرارها و اشتباهات گرفته می شود.

در دیگر سو مطالعه سیر تکامل اندیشه در افلاطون نیز نشان می دهد که این فیلسوف برجسته در درون خود نیز دچار تناقض ها و پارادوکس های مشخصی بود و آرا و نظریات وی در دوران جوانی و حتی میانسالی با دوران کهولت سن تفاوت های چشم گیری دارد; اما نکته حائز اهمیت آن است که خود افلاطون در کتاب های سیاستمدار و قوانین بر این موضوع تصریح دارد که نظریات پیشین وی در کتاب جمهوریت یک الگو برای جامعه است و در عالم واقع امکان تحقق آن بسیار ناچیز  یا ناممکن است. اینگونه است، زمانی که یک فیلسوف آرای خود را در دوران کهولت سن تغییر می دهد و به واقع نظریات دوران جوانی و میانسالی خود را رد می کند، به معنای آن است که راه نقد همواره بازگذاشته شده است و در نتیجه پیشرفت از این طریق حاصل می شود.

چرا اروپای مدرن امروزی در سده های طولانی وسطی پیشرفتی نداشت و در مقابل کشورهای شرق از جمله بلاد اسلامی کشفیات زیادی را در همین سال ها به نام خود به ثبت رساندند و دانشمندان فراوانی را به جهانیان عرضه داشتند؟ در پاسخ باید گفت که بی شک یکی از دلایل مهم و تاثیرگذار وجود روحیه نقد و انتقاد به اندیشه های پیشینیان در تعالیم اسلامی بوده که اندیشمندان و فیلسوفان همواره نظریات، روش ها و منش های دیگر را مورد نقد عادلانه قرار داده اند، ولی این تحول و دگرگونی در دنیای غرب آن زمان به سبب وجود عقاید خرافی که خود را به مذهب نیز منتسب کرده بودند، دیده نمی شد.

حال باید نگاهی به جوامع مدرن امروزی کرد که به سبب افزایش جمعیت و امکان کم دسترسی توده مردم به حاکمان و صاحبان قدرت، غالبا نظریات مردم با واسطه نمایندگان آن ها در پارلمان  یا احزاب و رسانه ها و در مجموع نهادهای مدنی باید به گوش صاحب منصبان برسد; آژیر خطر آنجا به گوش می رسد که یا در درجه نخست نهادهای مدنی واسط وجود ندارند و اصولا شکل نگرفته اند و یا دوم، این نهادهای مدنی به صورت ظاهری وجود دارند  و در حقیقت کارکردهای ویژه خود را به انجام نمی رسانند و سوم، نهادهای مدنی شکل گرفته اند و صدای مردم به هر طریقی به گوش صاحبان قدرت می رسد اما دولتمردان  روحیه نقدپذیری را در خود پرورش نداده اند.

کشورهای مختلف امروز تلاش دارند برای کسب حداکثر حمایت مردمی و اعتمادسازی در جریان تصمیم گیری ها از گروه های فکری مختلف در قدرت بهره جویند و در این شرایط تکثر قدرت است که امکان نظریه پردازی در عرصه های مختلف از اختراعات فیزیکی تا کشورداری پدید می آید و غرب در جهان معاصر به خوبی این راه را می پیماید; غرب از دوران رنسانس به بعد هیچگاه بر یک تفکر متوقف نشده است و انجماد فکری در این جوامع دیده نمی شود که در نتیجه همیشه نظریات جدید در راهند.

از سویی کشورهایی که راه نقد و ابراز اندیشه های جدید را بسته اند در واقع نهاد قدرت  را از یک نعمت و خیر کثیر محروم کرده اند، حال آنکه این منتقدان به آسانی و با هزینه کم می توانند مسیرهای نادرست را شناسایی کرده و در یک فضای کارشناسی و به دور از سیاست زدگی، فرصت ها و راه کارهای جدید و بهتری را در اختیار صاحبان قدرت قرار دهند تا همگی در چارجوب اصول قانون اساسی که مورد پذیرش واقع شده است روش بهتری را در شرایط مختلف تجربه کنند، اما اگر دولتی خود را پاک و طاهر معرفی کرده و امکان بروز هر نوع نقادی را به شکل های گوناگون از بین برده باشد و یا با شنیدن صدای مخالف بر آشفته شود  قطعا راه به سوی کمال نمی برد.

از این رو است که دانشمندان علوم سیاسی همواره بر این نکته تاکید دارند که دولت ها به عنوان نهادهایی برخاسته از رای مردم باید به نظرات و عقاید گوناگون- در چارچوب پذیرفته شده قانون اساسی- احترام گذارند و از آن ها برای یافتن بهترین روش کشورداری و حکومت بهره برند، چراکه همین برخورد آرا و فعل و انفعالات درونی آن موجب شکفته شدن گل های پیشرفت و حرکت به سوی کمال خواهد شد.

رسالت:هنرانقلابی و انقلاب هنری

«هنرانقلابی و انقلاب هنری»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی رسالت به قلم صالح اسکندری است که در آن می‌خوانید؛هنرانقلابی و انقلاب هنری نوعی واژه آرایی و لفاظی نیست بلکه ضرورت دیروز، امروز و فردای انقلاب اسلامی است. روز گذشته رهبر فرزانه انقلاب در دیدار با هنرمندان سریال حضرت یوسف فرمودند: “ایده های جدید جمهوری اسلامی باید با شیوه های هنرمندانه مطرح شوند.” ایشان با تاکید بر اینکه پیشرفت وسایل ارتباطاتی و هنری، صنعت سینما و فیلم سازی را به ابزاری تاثیرگذار برای بیان افکار و همچنین اهداف سیاسی تبدیل کرده، فرمودند: “نظام جمهوری اسلامی ایران حرف ها و ایده های جدیدی برای گفتن دارد که باید با استفاده از شیوه های هنرمندانه و تاثیرگذار مطرح شوند.”

هنرانقلابی و انقلاب هنری نوعی واژه آرایی و لفاظی نیست بلکه ضرورت دیروز، امروز و فردای انقلاب اسلامی است.

روز گذشته رهبر فرزانه انقلاب در دیدار با هنرمندان سریال حضرت یوسف فرمودند: “ایده های جدید جمهوری اسلامی باید با شیوه های هنرمندانه مطرح شوند.” ایشان با تاکید بر اینکه پیشرفت وسایل ارتباطاتی و هنری، صنعت سینما و فیلم سازی را به ابزاری تاثیرگذار برای بیان افکار و همچنین اهداف سیاسی تبدیل کرده، فرمودند: “نظام جمهوری اسلامی ایران حرف ها و ایده های جدیدی برای گفتن دارد که باید با استفاده از شیوه های هنرمندانه و تاثیرگذار مطرح شوند.”
انقلاب های بزرگ دنیا هر یک به نوبه خود موجد هنر متعهد به مبانی و اصول انقلابی خود بودند. انقلاب فرانسه، انقلاب روسیه، انقلاب چین و ... هر کدام نوع خاصی از هنر انقلابی را در
 قالب های کلاسیک و مدرن ترویج می کردند.

انقلاب اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست اما ادعایی اضافه برسایر انقلابات دنیا دارد. انقلاب اسلامی علاوه بر اینکه مولد هنر انقلابی مختص خود است درعین حال داعیه انقلاب در قالب، فرم و محتوای هنر دارد. هنر پیش از آنکه ابزاری برای ترویج انقلاب باشد در این گفتمان اصالت دارد و باید انقلابی اساسی در آن رخ دهد تا به مضمون هنر متعهد و دینی نزدیک گردد.

هنرمندان مومن پس از انقلاب، هنر منتسب به انقلاب اسلامی و محصولات هنری30  سال گذشته در عرصه های مختلف را ضرورتا نمی توان هنر انقلابی و انقلاب در هنر نامید. آثار نادری در بعضی
 رشته ها می درخشند اما این موضوع هیچ وقت عمومیت پیدا نکرده است.

در عصر صفوی که مرحله جنینی تمدن سازی ایرانی- اسلامی قلمداد می شود هنر در همه عرصه ها شروع به رشد کرد که امروز نیز بقایا و آثار به جامانده از آن دوران مایه فخر و مباهات ملی و دینی است. نگارگری، فلزکاری، معماری، خاتم کاری، نقاشی، گچبری و... در صفویه عصر طلایی هنر در ایران را رقم زدند. هنر ایرانی در صفویه جهانی شد و از هند گرفته تا روسیه و اروپا و آفریقای شمالی با فرهنگ های مختلف ارتباط تعاملی یافت.

انقلاب اسلامی واقعیت جدیدی است که داعیه تمدن سازی در جهان معاصر دارد. این انقلاب نمی تواند از هنر غفلت کند و هنر نیز قادر نیست انقلاب اسلامی ایران را نادیده بینگارد. انقلاب اسلامی مملو از مفاهیم و مضامین عالی است که دستمایه سالها تلاش شبانه روزی هنرمندان درعرصه های مختلف را فراهم می کند.  

هنر انقلاب اسلامی با فطرت و حقیقت انسانی در هماهنگی کامل است. هنر غیر انقلابی حدیث نفس و هنر انقلابی معرفت حق است. هنر انقلابی بهترین زبان برای واگویی حقایق انقلاب اسلامی است. هنر انقلابی شاید در چارچوب های هنر غربی نگنجد وجایزه های رنگین و فریبنده جشنواره ها را نگیرد اما با حقیقت و فطرت انسان ها ارتباط برقرار می کند.

به تعبیر سید شهیدان اهل قلم مرتضی آوینی “هنر غرب بیان خودپرستی انسان امروز است، هنری شیطانی است . حال آن که هنر حقیقی حدیث شیدایی حقیقت است... هنر جدید خاص عالم جدید است .

هنر جدید مولود تکنولوژی است . هنر جدید هنر خواص است . . . عوام درکش نمی کنند . . .”
امروز وقت آن رسیده است که هنرهای انقلابی، انقلابی در هنر ایجاد کنند و به هنروری متعهد عمومیت ببخشند. تجربه نشان داده است هنر انقلابی و حقیقت محور با جوامع انقلابی و حقیقت مداری مثل جامعه ایران و سایر جوامع مسلمان ارتباط وثیق تر و گسترده تری پیدا می کند. سریال یوسف پیامبر، مینیاتورهای فرشچیان، فیلم سینمایی اخراجی ها، مستند های تلویزیونی روایت فتح و ... هر  یک به نوبه خود رکورد مخاطبین را در حوزه خود به جا گذاشته اند.

سخن آخر اما اینکه هنر انقلابی باید روش های هنرمندانه را فرا بگیرد و با جستجوی حکمت در مسیر معرفت حقیقت گام بردارد. استعداد تمدن سازی انقلاب اسلامی با زبان هنر مقدور و میسر است. واگویی هنرمندانه حقیقت های انقلاب اسلامی با فطرت بشر ارتباط وثیقی برقرار خواهد کرد و می تواند در پروسه ساختن تمدن اسلامی را تسریع و تسهیل کند.

ابتکار:در یمن چه می گذرد؟ 

«در یمن چه می گذرد؟»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی ابتکار به قلم حمید صفرزاده است که در آن میب‌خوانید؛حدود 5سال است که درگیریهای خونین یمن میان دولت دیکتاتور و بعثی یمن و شیعیان الحوثی آغاز شده و با وقوع 6 جنگ پیاپی هم اکنون شاهد جنگ ششم هستیم. این جنگ که از مرداد ماه سال جاری شروع شده و با ورود علنی رژیم سعودی دریکماه پیش و حمایت دولتهای عرب از این اقدام،ابعاد تازه ای به خود گرفته است. متاسفانه این مساله علیرغم ابعاد گوناگون مهمی که تاکنون داشته بازتاب بسیار ضعیفی در مجامع ضد استکباری و علی الخصوص ایران داشته و این خود مظلومیتیست مضاعف برای شیعیان که به جرم استکبارستیزی و پافشاری بر آیین و اعتقادات خود مورد سنگین ترین و بیرحمانه ترین هجمه های خونین در قالب جنگی کاملا نابرابر، قرار گرفته اند. این نوشته در پی آن است که در این سکوت مسلمانان و بخصوص شیعیان ایرانی و فقدان منابع آگاهی بخش موثق، پرده از مشی مذهبی و ایدئولوژیک شیعیان یمن ومبارزین الحوثی برداشته و اعلام کند که اینها ارادتمندان مکتب علی(ع) و پیروان خط خمینی(ره) هستند.

عقاید شیعیان و مبارزان یمن
کشور یمن در جنوبی ترین منطقه شبه جزیره عربستان قرار دارد و سرزمینی است سبز و خرم. از لحاظ مذهبی حدود 45 درصد جمعیت یمن را پیروان مکتب زیدیه تشکیل می دهند در حالیکه اهل سنت که اغلب شافعی مذهبند 53 درصد و درصد اندکی هم شیعیان اسماعیلیه هستند. شیعیان و اهل سنت یمن همگی محب و شیفته اهل بیت (علیهم السلام) هستند و آداب و رسوم مذهبی آنان بسیار مشابه به شیعیان دوازده امامی است. ولی با کمال تاسف در سالهای اخیر وهابیت در این کشور قدرتمند شده و تلاش دارد اصالت های فرهنگی و مشترکات مذاهب را تحت پوشش باورهای خود قرار دهد. یمنی ها اسلام خود را مدیون حضرت علی(ع) می دانند چراکه نخستین بار پیامبراعظم(ص) حضرت علی(ع) و چند نفر دیگر از صحابه را برای تبلیغ اسلام به یمن فرستادند. نکته جالب توجه اینکه از جمعیت 20 ملیونی یمن حدود 5 ملیون از سادات و ذریه پیامبر بوده که %90 آنها سادات حسنی و بقیه سادات حسینی اند.

از لحاظ تاریخی، زیدیه به دو دسته زیدیان جارودی و زیدیان غیرجارودی تقسیم می شوند. جارودیان که علاوه بر اعتقاد به قیام و انقلاب، وابستگی و علقه شدید به اهل بیت(ع) داشته و اندیشه های شیعی در آنها پررنگ است و در مقایسه با اهل سنت، به شیعیان امامی نزدیک هستند، همواره جریان اصلی در میان زیدیه بوده اند. جریان دوم زیدیه که بیشتر حدیث گرا هستند، از لحاظ اعتقادی متشیع به حساب می آیند. حتی کسانی همچون ابوحنیفه هم که افکار انقلابی زید را می پسندید ولی در موراد دیگر همچون مساله امامت با زید همراه نبودند نیز به همین معنا متشیع و زیدی به حساب آمده اند. این جریان در طول تاریخ وجود داشته ولی همیشه در اقلیت بوده اند و انعکاس چشمگیری در طول تاریخ جز در چند برهه نداشته اند.

شیعیان زیدیه جارودی به جانشینی بلافصل حضرت علی (ع) پس از پیامبر (ص) اعتقاد دارند و خلفای سه گانه راغاصب می دانند. آنها برای امامت، چهارده شرط قائلند که تقریبا همان شرایط مابرای ولی فقیه است الااینکه امام باید ازاولاد حضرت زهرا(س) باشد. آنها فقط برای پنج تن آل عبا قائل به عصمت هستند. در حوزه های علمیه ایشان، از روایات امام باقر (ع) و امام جعفر صادق (ع) بسیاراستفاده می شود. در کنار نهج البلاغه و صحیفه سجادیه، کتاب اربعین حدیث امام خمینی (ره) نیز تدریس می شود. آنها مراسم عید غدیر و عاشورا را باشکوه برگزار می کنند. اعتقاد مردم یمن (خصوصا شیعیان زیدی) به ظهور منجی امام مهدی (عج) نیز بسیار قوی است به طوریکه در پنج سال اخیر، کتاب عصر ظهورشیخ علی کورانی، از پرفروشترین کتابها در کشور یمن بوده است.در حال حاضر تنها منبع موثق و معتبر فارسی درمورد عقاید زیدیه کتاب"درسنامه تاریخ وعقاید زیدیه" تالیف مهدی فرمانیان و سیدعلی موسوی نژاد از نشر ادیان می باشد.

از علمای معاصر زیدیه می توان علامه مجد الدین المویدی که با 100 سال عمر هم اکنون در قید حیات است را نام برد. او نماینده فعلی جریان زیدیه جارودی و صاحب تالیفات بسیار است و ساکن استان صعده، مرکز جریان جارودی زیدیه می باشد. عالم دیگری که در این منطقه ساکن است سید بدر الدین الحوثی است که از سادات طباطبایی و از علمای بنام و صاحب تالیف است. تالیفات او بسیار نزدیک با مکتب امامیه است مثلا کتابی دارد به عنوان "من هم الرافضه" و در این کتاب تلاش می کند ثابت کند رافضی ها امامیه و پیروان امام صادق(ع) نیستند بلکه در مرحله اول، بنی امیه و دشمنان اهل بیت(ع) هستند و در تالیف دیگری با عنوان "آل محمد لیس کل امه" به اثبات این مطلب می پردازد که سادات و اهل بیت(ع)، مقام بلندی داشته و دارند. ایشان در ایام جنگهای یمن در دهه 90 به ایران کوچ کرد و چند سالی در ایران به همراه فرزند خود حسین الحوثی میهمان بود و زندگی بسیار ساده و زاهدانه ای داشت.  

رئیس جمهور کنونی یمن، "علی عبدالله صالح" دوازده سال رئیس جمهور یمن شمالی بود و از سال 1990 میلادی که اتحاد دو بخش شمالی و جنوبی یمن شکل گرفت، 19 سال است رئیس جمهور یمن متحد است(جمعا 31سال). هر چند در ظاهر در خانواده ای زیدی مذهب به دنیا آمده ولی حکومت او رویکردی سکولار دارد و اساسا حکومت دینی نیست بلکه به نوعی برخلاف دین اسلام به ویژه مذهب شیعه فعالیت می کند. او فارغ التحصیل دانشگاه نظامی بغداد بوده و با اعضای حزب بعث و صدام معدوم، روابط ویژه ای داشته است و به صدام صغیر معروف است. دیکتاتور یمن که از سی سال پیش به پشتوانه سعودی ها در راس حکومت یمن قرار گرفته، مذهب زیدیه را به حاشیه رانده، و دست سلفی های تکفیری را برای بسط نفوذشان در یمن بازگذاشته است و به نوعی یمن را به حیاط خلوت سیاسی و مذهبی عربستان تبدیل کرده است. بعد از اینکه وهابیت سلفی با حمایت عربستان در یمن قدرت و پایگاه پیدا می کنند، اغلب دانشگاه ها و حوزه های علمیه دینی زیدیه به حاشیه می روند و فعالیتشان محدود می شود. به میراث فکری و فرهنگی ائمه زیدیه کمتر توجه می شود در مقابل کتابهای وهابیت به فور در یمن منتشر و توزیع می شود.

صعده مرکز گرایش زیدی جارودی، با وجود اهمیت چندجانبه و استراتژیکی که دارد، در حاشیه قرار می گیرد. این تبعیض مذهبی و سیاسی خلا عمیقی را در منطقه ایجاد می کند و تبدیل به بستری می شود برای شکل گیری تحولی عمیق در تاریخ سیاسی معاصر یمن. در چنین بستری جمعیتی به نام "جمعیت جوانان مومن" به رهبری شیخ بدرالدین الحوثی به همراه جمعی از دوستان و شاگردانش شکل می گیرد و فعالیت های فرهنگی متنوعی را در صعده را شروع می کنند و سپس این فعالیتها را به مناطق دیگر یمن نیز گسترش می دهند. پس از مدتی رهبری این گروه به عهده سید حسین الحوثی فرزند شیخ بدرالدین قرار می گیرد.

شهید سید حسین الحوثی عالمی دینی و بسیار تاثیرگذار بود، ایشان برخوردار از منظومه ای فکری قرآنی بود و در سخنرانی های او مفاهیم قرآنی موج می زند. شهید حسین الحوثی با سخنان پرجاذبه، انقلابی و آتشین و در عین حال روشنفکرانه و مصلحانه خود تلاش داشت جامعه خمود و رخوت زده زیدیه را با بازگشت به روح و مفاهیم قرآن احیا کند. او به کار با نوجوان و جوانان پرداخت و سعی کرد یک روحیه آگاهی بخشی و بیداری در آنها براساس مولفه های زیر ایجاد کند.

-شیعی بودن و حضور پررنگ مبانی شیعه در آن.
-نقد وضعیت موجود.
-ترویج افکار امام خمینی و انقلاب اسلامی ایران در زمینه هایی همچون مبارزه با استکبار و آمریکا و اسرئیل.
او در بیشتر سخنرانی های خود که در جمع جوانان ایراد کرده، از امام و انقلاب ایران نام می برد و علاقه و گرایش شدیدی به جریانهای شیعی مثل حزب الله لبنان و شخص سید حسن نصرالله دارد و پرچمهای حزب الله در سراسر منطقه صعده برافراشته می شود. مهمترین اعتراضات حسین الحوثی در سال 2003 و پس از نفوذ آمریکا در یمن به بهانه فعال شدن نیروهای القاعده در این منطقه مطرح شد. مهمترین اعتراض او این بود که چرا حکومت یمن اجازه داده است نیروهای نظامی آمریکا در یمن مستقر شوند و استقلال و حاکمیت سیاسی آنها را زیر سوال ببرند.

بعد استکبارستیزی، به ویژه مبارزه با صهیونیزم در این جنبش بسیار چشمگیر است.او معتقد بود نمازی که بعد از آن مرگ بر اسرائیل گفته نشود و برائت از صهیونیزم نباشد، مورد رضایت و قبول خداوند نیست. همیشه بعد از نماز، فریادشان به این شعارها بلند بود:"الله اکبر، الموت لامریکا، الموت لاسرائیل، اللعنه علی الیهود،النصر للاسلام". هم اکنون نیز در جنگها و حرکتهای نظامی پرچم سفیدی به دست دارند که این شعارها روی آن نوشته شده است. تحمل چنین جنبش شجاع و صریحی، برای حکومت مرکزی یمن که رابطه محکمی با آمریکا دارد و این حوثی ها را خطری برای حکومت خود می بیند بسیار سنگین است.

حکومت یمن فعالیت های متنوعی را مانند تطمیع، تحریک اهل سنت و حتی بدبین کردن زیدی ها نسبت به الحوثی انجام داد، ولی نتوانست حوثی ها را سرکوب کند و به ناچار وارد فاز نظامی شد. نهایتا دولت یمن 18 شاخه نظامی را برای دستگیری الحوثی می فرستد و حسین الحوثی و یارانش را محاصره می کند، ولی آنها در کوهستانها 90 روز مقاومت جانانه می کنند و دست آخر حسینی وار به شهادت می رسند. البته شعله اندیشه های انقلابی شهید الحوثی با شهادتش خاموش نشد، بلکه این شعله مقدس فروزانتر و آشکارتر گردید. از آن زمان تاکنون رژیم دیکتاتور یمن جنایات غیر انسانی وسیعی را در مورد شیعیان و صعده وزنان و کودکان بی گناه انجام داده اما گویا روح حسین در برادران و همرزمانش دمیده شده و در عین نابرابری تسلیحاتی و بایکوت رسانه ای دلیرانه مقاومت کرده اند.

برای شناخت پاره ای از این جنایات بجاست که بخشهایی از نامه شیخ بدرالدین به آیت ا... سیستانی را در اینجا بیاوریم. این نامه متعلق به چهار سال پیش است و از آن موقع تاکنون جنایات بزرگتری درمورد این شیعیان مظلوم انجام شده است. در این نامه خطاب به آیت الله العظمی سیستانی آمده است: "از حضرت عالی به خاطر بیانیه ای که در آن مظلومیت ما را برای جهانیان آشکار کردید، تشکر و قدردانی می کنیم." این نامه می افزاید: "بی شک، اعلام جنگ وحشیانه و ظالمانه نظام نژادپرست یمن بر ضد مستضعفان شیعه تاکنون به گوش شما رسیده است; جنگی که در آن، برای کشتار برادران تان از همه سلاح های ممنوعه بین المللی استفاده می شود، و دودمان شیعیان را برباد می دهد." نویسندگان این نامه تصریح کرده اند: "اجساد سوخته و پیکرهای متلاشی شده ای که نظام یمن به کشیدن آنها در خیابان ها افتخار می کند، چیزی جز اثبات وحشی گری های پیروان مدعیان مذهب زیدیه علیه علما، دانشجویان، روزنامه نگاران، معلمان و شیعیان مظلوم نیست.

تعداد بازداشت شدگان در سلول های زندان های رژیم از مرز هزاران تن گذشته و زشت ترین شیوه های شکنجه روحی و جسمی علیه آنان اعمال می شود. آنها پس از تحمل این شکنجه ها، مجبور می شوند برای عدم تدریس در مساجد و مدارس، ترک خطبه خواندن و وعظ دینی و امر به معروف و نهی از منکر تعهد کتبی بدهند." این نامه می افزاید: "این رژیم علاوه بر انهدام خانه ها، مدارس و آواره کردن هزاران خانواده، با هدف قرار دادن اندیشه اهل بیت(ع) و ریشه کنی میراث آنان، به سوزاندن برخی کتابخانه های خصوصی که دارای دست نوشته های منحصر به فردی از فرهنگ اسلامی است، پرداخته است.این جنایت به آنجا رسیده که تمامی نسخه های دو کتاب ارجمند نهج البلاغه و صحیفه سجادیه کاملا از بین رفته است.

جمهوری اسلامی:آیا مجلس در راس امور است

«آیا مجلس در راس امور است»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛هر سال روز 10 آذر به مناسبت سالروز شهادت آیت الله سید حسن مدرس با عنوان « روز مجلس » توسط خود نمایندگان مجلس شورای اسلامی گرامی داشته می شود. این نامگذاری به این دلیل صورت گرفته که شهید مدرس مظهر مقاومت مجلس در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی بود و به همین دلیل توسط رضاخان پهلوی تبعید شد و به دستور او در یک روز ماه مبارک رمضان و درحالی که روزه دار بود به شهادت رسید. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی امام خمینی از مدرس تجلیل کردند و خاطرات به یادماندنی و مهمی از مقاومت ها و مبارزات او در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی نقل نمودند و همین امر موجب شد نام و یاد مدرس که در دوران پهلوی تلاش می شد فراموش شود به ذهن ها و کتاب ها و رسانه ها برگردد و نمایندگان مجلس هم روز شهادت او را « روز مجلس » بنامند و به همین مناسبت از او تجلیل کنند.

اما به نظر می رسد هرچه بر عمر مجلس شورای اسلامی افزوده می شود از میزان پیروی عملی نمایندگان مجلس از سیره عملی مدرس کاسته می شود. مدرس هم در بخش فردی زندگی خود و هم در بخش اجتماعی ویژگی هائی داشت که همان ویژگی ها او را به یک عنصر ممتازو اسوه و الگو برای نمایندگان و مسئولان کشور تبدیل کردند. فقط اگر چنان ویژگی هائی در نمایندگان مجلس شورای اسلامی وجود داشته باشد می توانند به راه مدرس بروند و مثل مدرس به کشور خدمت کنند.
مدرس در زندگی فردی وام دار هیچکس نبود و به همین دلیل بر سر اصول با کسی سازش نمی کرد و اهل معامله نبود. او این امتیاز را از ساده زیستی خود داشت همان خصلتی که امام خمینی با نقل خاطرات زیادی مدرس را به خاطر برخورداری از آن ستودند و آنرا به نمایندگان مجلس شورای اسلامی ومسئولان نظام جمهوری اسلامی نیز بسیار توصیه کردند.

نماینده ای که از روز ورود به مجلس به فکر رای آوردن در دوره بعدی است و برای آنکه مبادا صلاحیتش را رد کنند و یا گروه های فشار موجب منزوی شدنش گردند و از ورود مجدد به مجلس محروم شود هرگز نمی تواند به وظیفه نمایندگی خود عمل کند. امروز کسانی را می شناسیم که بعد از اتمام دوره نمایندگیشان در مجلس شوفر تاکسی شده اند تا بتوانند زندگی روزمره خود را تامین کنند. افراد دیگری را سراغ داریم که چون در زمان حضور در مجلس شورای اسلامی حاضر نشدند طبق میل این و آن حرف بزنند و رای بدهند در دور بعدی از فهرست آنها حذف شدند و دستشان از کرسی نمایندگی مردم کوتاه شد. کسانی که نمیخواهند به چنین سرنوشتی مبتلا شوند چاره کار را در فروختن استقلال خود به این حزب و آن گروه و این مسئول و آن صاحب قدرت می بینند و هرگز نمی توانند حتی به میم کلمه مدرس برسند چه رسد به اینکه به راه و رسم مدرس شدن فکر کنند!

در زندگی اجتماعی مدرس تا زمانی که عضو مجلس بود به وظیفه ای که مجلس در برابر مردم و کشور دارد فکر می کرد. قانونگذاری و نظارت بر عملکرد مسئولان دو وظیفه مهم نمایندگان مردم در مجلس هستند. نمایندگان فقط وقتی می توانند به این دو وظیفه مهم عمل کنند که آئینه تمام نمای موکلین خود یعنی مردم باشند و از وکیل الدوله بودن پرهیز کنند. به همین دلیل است که قوای سه گانه از نظر قانون اساسی کاملا مستقل تعریف شده اند و نباید در کار همدیگر دخالت کنند.

نظارت مجلس نیز به معنای دخالت نیست ولی این ویژگی را دارد که بازدارنده است و باعث می شود مسئولان در هر مقام و هر رده ای که باشند فقط طبق قانون اساسی و در چارچوب قوانینی که مجلس تصویب می کند عمل کنند. این روش درعین حال که رابطه سالم و کارساز مبتنی بر تعامل را میان مجلس و سایر قوا تنظیم می کند مانع تخطی مسئولان از وظایف قانونی تعیین شده می گردد و جلوی خطرهائی از قبیل استبداد پنهان کاری سازش با بیگانگان و باز شدن منافذ برای استعمارگران را می گیرد.

مدرس با حفظ پای بندی به قانون و پشت پا زدن به امیال نفسانی و منافع نامشروع حزبی و گروهی و جناحی به چنان قدرت روحی بالائی رسید که توانست رضاخان را علیرغم همه قلدری هایش تحقیر کند اولتیماتوم روس ها را خنثی نماید و مجلس را به اوج استقلال برساند. این همان تعبیری است که امام خمینی برای نشان دادن جایگاه مجلس به زبان آوردند و فرمودند « مجلس در راس همه امور است » . واقعا مدرس کاری کرده بود که مجلس در راس امور بود و برای از بین بردن همین ویژگی بود که رضاخان با مدرس جنگید و پس از آنکه از طریق تهدید و تطمیع نتوانست کاری از پیش ببرد او را تبعید کرد و سپس به شهادت رساند و در فقدان او مجلس را تحت سلطه خود در آورد و یک مشت وکیل الدوله را به نام نمایندگان مردم بر مجلس تحمیل نمود.

خدمت بزرگی که انقلاب و نظام جمهوری اسلامی به ملت ایران کرد اینست که هویت مجلس را به آن باز گرداند و امام خمینی با عبارت « مجلس در راس همه امور است » بر استقلال مجلس تاکید کردند و نمایندگان را متوجه این واقعیت ساختند که در تصمیم گیری ها باید آزاد عمل کنند و زیربار هیچکس نروند. بزرگداشت شهید مدرس به اینست که نمایندگان مجلس در عمل به او اقتدا کنند و آزادی خود و استقلال مجلس را حفط نمایند. اینکه هر ساله در سالروز شهادت مدرس مراسمی در مجلس برپا شود و عده ای مقالاتی بخوانند و شعارهائی بدهند برای ابراز ارادت به مدرس خوب است اما پیروی از مدرس نیست .

مجلسی که نتواند در « روز مجلس » از روسای قبلی مجلس که در نظام جمهوری اسلامی خدمت کرده اند برای حضور در مراسم این روز دعوت کند چگونه می تواند مدعی باشد که در راس امور است مجلسی که نتواند تصویب یک لایحه را به پایان برساند و مجبور شود تحت فشار دولت آنرا به بهانه های غیرقانونی معطل نگهدارد چگونه می تواند مدعی باشد که در راس امور است مجلسی که اختیار اداره جلسات خود را نداشته باشد و رئیس جمهور بتواند بدون وقت قبلی و در حین مذاکرات رسمی وارد صحن علنی آن شود و برخلاف اراده رئیس مجلس به ایراد سخنرانی بپردازد چگونه می تواند مدعی باشد که در راس امور است مجلسی که در برابر تخلفات آشکار و مکرر مسئولان اجرائی از قانون نتواند به وظیفه نظارتی خود عمل کند چگونه می تواند مدعی باشد که در راس امور است مجلسی که نتواند گزارش جنایات کهریزک را بخواند چگونه می تواند مدعی باشد که در راس امور است مجلسی که نتواند به حساب متخلفان در ماجرای مذاکرات ژنو و مسائل هسته ای برسد چگونه می تواند مدعی باشد که در راس امور است و...

نمایندگان محترم مجلس بهتر است به جای بزرگداشت شعاری مدرس در سیره عملی مدرس مطالعه نمایند و به این واقعیت توجه کنند که اگر به راه مدرس نروند نه می توانند در برابر خطر استبداد داخلی بایستند و نه نفوذ استعمار خارجی .

حیات نو:لااقل «حداد عادل» باشید

«لااقل حداد عادل باشید» عنوان (یادداشت روز روزنامه‌ی حیات نو به قلم على محمد حاضری است که در آن می‌خوانید؛شب گذشته وقتى از سیماى جمهورى اسلامی، نطق احساسى شما را شنیدم براى چندمین بار طى ماه‌‌هاى اخیر از وجود شکاف و فاصله‌اى که بین ذهنیت و شناخت مثبتى که از حضرتعالى دارم و آنچه مى شنیدم، دچار افسوس شدم و برآن شدم تا به رسم دوستى‌‌هاى دیرین با شما سخن بگویم. خوب به خاطر دارید که آشنایى بنده با حضرتعالى به سال 58 باز مى گردد که حسب اتفاق و البته با حسن ظن جنابعالی، حقیر به عنوان یکى از دبیرهاى حق التدریسى دبیرستان صادق منطقه سه تهران، به حلقه محدود و بسیار صمیمى گروه مؤلفین کتب علوم اجتماعى سازمان پژوهش وزارت آموزش و پرورش پیوستم و شاید بتوانم بگویم یکى از خوش آیندترین تجارب اعتقادی، علمى و حرفه اى خود را در آن سال ها با حضرتعالى آغاز کردم. آن روز شکاف‌‌هاى سیاسى امروز نبود و همه به عشق اسلام، انقلاب و امام دور هم جمع بودیم و من صادقانه مى گویم که آنچه از آن ایام به ذهن دارم، هوشمندی، دقت و نگرش عقلانى توأم با دینمدارى و جدیت و پشتکار ستودنى شما در جمع محدود ما بود و البته احساسم تاکنون این بوده است که جنابعالى نیز نگاه مثبتى به این همکارتان داشتید. گویا دست تقدیر این بود که در همان ایام به فاصله اندکى هردو ما افتخار آن را داشتیم که از خانواده خود یک برادر به جمع عظیم شهداى انقلاب و جنگ تقدیم کنیم و این امر نیز پیوند و دوستى ما را محکم‌تر کرد.

خوب مى دانید که از همان ایام کمابیش به نقاط قوت و ضعف سوابق یکدیگر نیز واقف بودیم و بعضاً اختلاف نظرهایى هم داشتیم که از جمله در خصوص ارادت حقیر به اندیشه‌‌هاى مرحوم شریعتى و استنباط‌‌هاى ضد سرمایه دارى از اقتصاد اسلامى تا حدودى با هم فاصله داشتیم. خوب به خاطر دارم که از همان نیمه اول دهه 60، در صف بندى‌‌هایى که له وعلیه دولت آقاى موسوى به وجود آمده بود شما سلیقه مخالفین را بیشتر مى پسندیدید.

من در این سال‌ها همواره در جستجوى آن بوده ام تا عقلانیت، هوشمندى و نیز تعهد اعتقادى شما را مبناى اصیل مواضعتان بشناسم. ولى راستش را بخواهید مواضع چندماه اخیرتان را باهیچ چسبى نمى‌توانم با حسن ظن‌‌هاى سابق پیوند بزنم. اطمینان دارم که شما آنقدر آگاهى دارید که متأثر از تبلیغات جناحى این چند ماهه، تصورات غلطى از مطالبات و انتظارات منتقدین و معترضین نداشته باشید. من باور ندارم که خود شما از عمق اتفاقات و رخدادهایى که موجب سلب اعتماد بخش‌‌هاى مهمى از جامعه شده است بى خبر باشید و به طریق اولى باور ندارم که دلخورى‌‌هاى چند ساله از جریان اصلاح طلبى و شخص آقاى مهندس موسوى باعث شده باشد تا شما در کشف علل وضع موجود دچار خطاى اساسى شده باشید و همه مشکل را در قدرت طلبى آقاى مهندس موسوى بدانید. اگر قبول دارید که کشور دچار وضعیت خطرناکى است و باید کارى کرد و اگر قبول دارید که خطاهاى اساسى صورت گرفته است و باید به نحوى جبران شود باید انصاف داشته باشیم و این خطاها را یکسویه نبینیم.

جناب آقاى دکترحداد، جناح شما و در معناى عام تر کشور عزیزمان امروز«حداد» کم ندارد شاید بتوان گفت بخشى از مشکلات از حدادهاى فراوان است که به‌جاى پتک مى خواهند سرمعترضین به سندان بکوبند و چشم فتنه از حدقه در آورند. بیائید همه با هم «عادل» باشیم و یکسویه سینه چاک نکنیم. مادستمان به تریبون بین دستور مجلس و سیماى جناحى شما نمى رسد اما شما که همه را در اختیار دارید به عنوان یک عالم روشن فکر اگر نمى‌توانید حداد نباشید لااقل «حدادعادل» باشید.
به امید استمرار دوستى ها

ایران:قطعنامه‌های بی‌تأثیر

«قطعنامه‌های بی‌تأثیر»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی ایران به قلم دکتر منوچهر متکی وزیر امور خارجه است که در آن می‌خوانید؛در نشست اخیر شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، قطعنامه‌ای علیه برنامه هسته‌ای کشورمان به تصویب رسید. پیش‌نویس این قطعنامه از سوی آلمان در حالی ارائه شد که کشورمان رویکرد سازنده‌ای در رابطه با فعالیت‌های هسته‌ای‌اش داشته، همکاری کاملی را با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در جهت ایجاد شفافیت کامل در برنامه هسته‌ای‌اش به عمل آورده و مدیرکل آژانس مکرراً در گزارش‌های خود ماهیت صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران را مورد تأکید قرار داده است.

تلاش‌های فشرده غرب برای ایجاد اجماع جهت تصویب این قطعنامه کاملاً سیاسی، راه به جایی نبرد و نهایتاً در رأی‌گیری به عمل آمده سه کشور کوبا، مالزی و ونزوئلا به آن رأی منفی دادند و 6 کشور افغانستان، ‌پاکستان، ‌مصر، برزیل، ‌آفریقای جنوبی ‌و ترکیه نیز به آن رأی ممتنع داده و آذربایجان نیز در یک تصمیم‌گیری سیاسی در جلسه رأی‌گیری غایب شد.

به نظر می‌رسد بانیان غربی قطعنامه با توجه به موفقیت‌های چشمگیر دانشمندان هسته‌ای ایران در تکمیل و گسترش فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای با عنایت به ماهیت صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران و رویکرد تعاملی کشورمان با آژانس درصدد هستند افکار عمومی را از واقعیات موجود بویژه معضلات غرب در عرصه بین‌المللی منحرف کنند.

ذکر این نکته ضروری است که این قطعنامه در واکنش به ایجاد تأسیسات غنی‌سازی فردو صادر شد. این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران فراتر از تعهدات حقوقی موجود خویش 18 ماه زودتر از موعد قانونی این تأسیسات را به آژانس اظهار کرد و تاکنون نیز بازرسان آژانس 2 بار از این تأسیسات بازدید کرده‌اند و رضایت خویش را از نوع همکاری‌های کشورمان اعلام داشته‌اند.

بی تردید این قطعنامه نه تنها خللی در برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز جمهوری اسلامی ایران ایجاد نخواهد کرد بلکه عزم کشورمان را در ادامه راه فعلی برای توسعه فناوری هسته‌ای صلح‌آمیز راسخ‌تر خواهد کرد که از آن جمله می‌توان به تصمیم اخیر دولت برای تأسیس10 سایت جدید غنی‌سازی در مقیاس نطنز اشاره کرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها