در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید این جمله به نظر غلوآمیز بیاید، اما این کنفرانس میتواند سرنوشت آینده زمین را تعیین کند. اگر تصمیمی جدی و با پشتیبانی شرکتکنندگان در آن اتخاذ شود شاید زمین بتواند نفسی به آسودگی بکشد و در غیر این صورت، جهان با سرعت بیشتری به سوی مصیبتهایی خواهد رفت که انسان عامل به وجود آمدن آنها بوده است. در مرکز بلا در کپنهاگ، نهتنها کارشناسان درباره راههای مقابله با گرمایش زمین بحث خواهند کرد که مقامات رسمی کشورهای مختلف در عالیترین سطوح خود به بحث و بررسی درباره تصمیماتی خواهند پرداخت که روش عمل جهانیان در مقابل یکی از مهمترین چالشهای پیش روی بشر را در تمام تاریخش مشخص خواهد کرد. این نشست اگرچه پانزدهمین کنفرانس عمومی در چارچوب تغییرات اقلیم سازمان ملل متحد و پنجمین کنفرانس بررسی شرایط توافقنامه کیوتوست، اما از آنجا که قرار است تصمیمات سیاسی در قبال رفتار کشورهای عضو پس از سال 2012 در برابر مساله تولید گازهای گلخانهای و گرمایش زمین و تغییرات اقلیم در آن اتخاذ شود، اهمیتی دوچندان دارد. جهان با بیم و امید روزهای تقویم را تا رسیدن به این نشست خط میزند تا شاهد تصمیماتی باشد که شاید بتواند سیاره ما و به طور مشخصتر انسان را در برابر خطری که با آن مواجه است حفظ کند. اما هرچقدر که امیدها زیاد است، نگرانیها هم بالاست. آیا سیاستمداران قادر خواهند بود این بار دعواها و منافع سیاسی و اقتصادی را کنار بگذارند و به تعهدی مسوولانه تن در دهند که آینده تمدن انسان را تضمین میکند یا بار دیگر منافع اقتصادی و سیاسی، مانع نگاه دقیق و واقعگرایانه به آینده خواهد شد؟
گفته میشود بشر امروز با 3 بحران واقعی مواجه است؛ بحرانهایی که میتواند نقطه پایانی بر حضور انسان بر این سیاره بگذارد و به حیات تنها گونه هوشمند سیاره زمین در تاریخ حیاتش پایان دهد. این بحرانها انفجار جمعیت، بحران آب و غذای جهانی و از همه مهمتر تغییرات اقلیم است. انفجار جمعیت باعث کاهش منابع آب و غذای سالم شده و تغییرات اقلیم باعث تغییر الگوی زندگی بر سیاره ما شده است. آنچه حل آن نیازمند سیاستهای فراملی است و هیچ فرد و کشوری نمیتواند به تنهایی با آن مبارزه کند، گرمایش جهان است. اما گرمایش زمین چیست؟
سیاره زمین یکی از نقاط استثنایی منظومه شمسی است. این سیاره در فاصله مشخصی از خورشید قرار گرفته که آن را منطقه کمربند حیاتی مینامند. اگر زمین اندکی به خورشید نزدیکتر بود افزایش دما باعث میشد بذر حیات پیش از بارور شدن بر این سیاره خشکیده شود و اگر اندکی دورتر از جای فعلی خود بود، زمهریر در زمین شکل میگرفت که بذرهای حیات را منجمد میکرد. زمین در جای مناسبی برای شکلگیری حیات قرار گرفته است و حیات توانست بر این سیاره شکوفا شود و رشد و تحول پیدا کند اما در کنار این فاصله مناسب و وجود منابعی مانند آب و مواد معدنی و هزاران عامل ریز و درشت دیگر این جو یا اتمسفر زمین است که تضمینی بر ادامه حیات به شمار میرود. جو زمین نهتنها لایهای از گازهایی مانند نیتروژن و اکسیژن است که حیات را برای ما فراهم میآورد و فشار لازم برای ادامه حیات موجوداتی مانند ما را تامین میکند اما وظیفههای دیگری نیز بر عهده دارد. یکی از این وظایف محافظت از زمین در برابر پرتوهای کیهانی و تابشهای فرابنفش مضری است که از طرف خورشید و فضا به سمت زمین میآید و اگر ما به طور مستقیم در معرض آن قرار بگیریم، از بین خواهیم رفت. چندی پیش که لایه ازن زمین به دلیل آزاد شدن برخی ترکیبات گازی در جو رقیق شده بود، تعداد زیادی از ساکنان نیمکره جنوبی دچار سرطان پوست شدند. یکی دیگر از کارهایی که جو زمین انجام میدهد، کنترل دمای سیاره است. اگر زمین جو نداشت، در طول روز که در مقابل تابش مستقیم پرتوهای خورشید قرار میگرفت دما بشدت بالا میرفت و در شب یکباره دمای زمین تا دهها درجه زیر صفر کاهش پیدا میکرد. در چنین شرایطی از نظر تفاوت دمای شبانهروز کمتر موجود زندهای میتواست دوام بیاورد. نمونه چنین رفتاری را در سیاره عطارد و یا سطح ماه میتوانیم ببینیم. اما جو زمین پدیدهای به نام پدیده گلخانهای به وجود میآورد که با متعادل نگاه داشتن دمای زمین در شب و روز امکان ادامه فعالیتهای حیاتی را ممکن میکند. جو زمین به دلیل وجود گازهایی که به آنها گازهای گلخانهای میگویند و مهمترین آنها دیاکسید کربن است. وجود این گازها شرایطی مانند یک گلخانه را به وجود میآورد. تابشهای گرمایی که به زمین میرسد از جو زمین عبور میکند. گازهای جو زمین در برابر بخشی از پرتوهای گرمایی و همچنین در برابر نور مرئی طیف الکترومغناطیس شفاف است. اما این پرتوها پس از برخورد با سطح زمین و هنگام بازتاب، دچار تغییر طول موج میشوند و این لایه گازهای گلخانههای اجازه عبور مجدد این پرتوهای گرمایی را نمیدهد و راه بخشی از آنها را سد میکند. گرما درون لایه گرما کره باقی میماند و هنگام شب نیز دمای میانگین بالا باقی میماند. به این ترتیب حیات ما وابسته به وجود این گازهای گلخانهای است، اما شرایط سیاره ما خلاف آنچه به نظر میآید، بسیار شکننده است. تعادلی بسیار ظریف شرایط حیات روی این سیاره زیبا را به وجود آورده است و اندکی تغییر در این تعادل، میتواند همه شرایط را بر هم بزند و باعث شود عواملی که باعث بقای حیات روی زمین هستند تبدیل به عوامل مرگبار شوند.
انفجار جمعیت، بحران آب و غذای جهانی و از همه مهمتر تغییرات اقلیم مشکلاتی هستند که بشر امروزه با آنها روبهرو است
گازهای گلخانههای نیز چنین هستند. اگر حجم گازهای گلخانهای در جو زمین افزایش یابد، آنگاه این لایه مانع خروج بخشهای بیشتری از پرتوهای گرمایی از جو زمین میشود و با انباشته شدن گرمای بیشتر، کمکم دمای میانگین زمین افزایش پیدا میکند. این اثر است که از آن به تشدید اثر گلخانهای و افزایش دمای میانگین سیاره و در نتیجه گرمایش زمین میانجامد. این اتفاقی است که در نهایت باعث میشود تا چرخه متعادل سیستمهای اقلیمی روی زمین دستخوش تغییر شود و در نهایت حیات ما را روی زمین دستخوش تغییر کند.
پس از انقلاب صنعتی که در نتیجه آن انسان رو به استفاده بیش از پیش از سوختهای فسیلی از جمله ذغالسنگ و بعدها نفت و مشتقات آن آورد، روند تولید گازهای گلخانههای نیز افزایش یافت.
سوختهای فسیلی، از بقایای موجودات زنده دوران قدیم زمین به وجود آمدهاند و سوزاندن آنها همراه با آزاد کردن مقدار بسیاری زیادی از گازهای گلخانههای و بخصوص دیاکسید کربن است. اگر نگاهی به فعالیتهای روزانه خود بیندازیم، میبینیم که تا چه حد روند تولید این گازها افزایش پیدا کرده است. چراغ برقی که در خانه ما روشن میشود، رادیو، تلویزیون یا هر ابزار الکتریکی دیگر، نیازمند مصرف برقی است که عمده آن در نیروگاههایی تولید میشود که با سوختهای فسیلی کار میکنند. بنابراین هر کاربری برقی به طور مستقیم و غیرمستقیم در تولید گازهای گلخانههای نقش ایفا میکند. در کنار آن ماشینها، هواپیماها، اجاقهای خوراکپزی و گرمایشی، به طور مستقیم از مشتقات نفتی استفاده میکنند و به طور مستقیم گازهای گلخانههای را به جو زمین میفرستند و باعث گرمایش زمین میشوند. در چند قرن اخیر، این فرآیند کمکم خود را به شکل مشهودی نشان داده است و در 50 سال اخیر بود که دانشمندان متوجه مسیری شدند که با افزایش این گازها پیش روی ما قرار گرفته است. بنابر نظر این دانشمندان، با افزایش تولید و آزادسازی این گازها که خود نتیجه نوع سبک زندگی و فعالیتهای صنعتی ماست، دمای میانگین سیاره ما نیز افزایش مییابد. با افزایش این دما، ماشه مجموعهای از رویدادهای مرگبار چکانده میشود و سیل اتفاقات بعدی دومینووار جاری میشود. با افزایش دمای میانگین زمین، چرخه حیاتی آب و هوا روی زمین دچار تغییر میشود. جریانهای آبی که باعث تعادل دمای آبی میشوند، در اثر این رویداد تغییر میکنند و با این تغییر، زندگی برخی گونههای کوچک دریازی که در سر حلقه زنجیرههای غذایی بزرگتر قرار دارند نابود میشوند. در کنار آن، این فرآیند با آب شدن یخهای قطبی همراه خواهد بود. با آب شدن یخهای بیشتر و شناور شدن آنها در اقیانوسها، همزمان 2 اتفاق رخ میدهد؛ نخست کاهش دمای اقیانوسها که در نتیجه آن هاریکنها با قدرت بیشتر و در کمربندهای وسیعتری از مناطق زمین رخ میدهند. این آب شدن یخها باعث میشود تا سطح آبهای آزاد افزایش پیدا کند. از هماکنون، اثرات این آب شدن یخها را میتوان مشاهده کرد. برخی از محققان پیشبینی میکنند که اگر جلوی این فرآیند گرفته نشود، برخی از کشورها به طور کامل و برای همیشه زیر آب فرو خواهند رفت. مقامات کشور مالدیو از هم اکنون نگران آینده کشورشان در چند دهه آینده هستند و همین چند ماه پیش بود که رئیسجمهور و اعضای هیات دولت آن جلسه خود را زیر آب برگزار کردند تا توجه جهانیان را به خطرات ناشی از گرمایش زمین جلب کنند. این خطر تنها متوجه مالدیو نیست؛ مناطق ساحلی که اتفاقا بیشترین جمعیت جهان را در خود جای دادهاند در خطر جدی قرار دارند. ایالات متحده، ژاپن، کانادا، استرالیا، چین و بسیاری دیگر از کشورها در صورت چنین رویدادی با جمعیت میلیاردی آوارگان مواجه خواهند شد.
آب شدن یخها در برخی از مناطق میتواند اثرات مخرب تری به جای بگذارد. اگر صفحه یخی گرینلند آب شود (که هم اکنون شکست آن آغاز شده است)، احتمالا جریان آبی موسوم به جریان خلیج از کار میافتد و روندی پیچیده که به نوعی کنترلکننده دمای آبهای زمین و سیستم هوایی آن است، از کار خواهد افتاد و به این ترتیب، انسان با چهرهای خشن از رفتارهای آب و هوایی زمین مواجه میشود.
این تغییرات دما همچنین باعث انقراضهای گستردهای خواهد شد؛ انقراضهایی که از هم اکنون آغاز شده است. برخی موجودات مانند خرسهای قطبی از هم اکنون دچار مصیبت شدهاند و به دلیل نبودن قطعات یخ شناور، برای اولین بار در قرنهای اخیر، مردم جنازههای شناور خرسهای قطبی را در آبهای شمالی پیدا میکنند. البته موجوداتی که منقرض میشوند بسیار بیشتر و متنوعتر از خرسها هستند. بسیاری از سرحلقههای زنجیرههای غذایی بشدت به دمای میانگین زمین حساسند و با تغییر آن نابود میشوند و نابودی این موجودات کوچک باعث از بین رفتن تمام زنجیرهای خواهد شد که از آنها سرمنشأ میگیرد.
هماکنون گرمایش زمین چهره سیاره ما را تغییر داده و برفهای کلیمانجارو به افسانهها پیوسته است. شاید تا 40 سال دیگر هیچ نشانی از یخهای کلاهک قطبی شمال زمین نباشد. به هر جا که نگاه میکنید، اثرات این پدیده دیده میشود و گویی زمین و زمان به ما هشدار میدهد.
چنین چهره تاریکی از زمین، حاصل فعالیتهای بیمنطق انسان و استفاده نامحدود آن از منابع سوخت فسیلی است. انسان در برابر بزرگترین خطری قرار گرفته است که از آغاز پیدایشش روی زمین تا کنون با آن مواجه بوده است. اگرچه تصور میشد اگر مردم بدانند در برابر چنین خطری قرار گرفتهاند، بلافاصله همه امکانات خود را برای مقابله با آن به کار میگیرند، اما انسان این گونه عمل نکرد و با مطرح شدن این داستان ابتدا دست به انکار زد. بسیاری از سیاستمداران و دانشمندان گفتند زمین بزرگتر از آن است که دستکاری ما چنین اثر مرگباری بر آن بگذارد. برخی گفتند که در تاریخ بارها چنین اتفاقی افتاده و خود زمین راهحلش را پیدا میکند. البته شکی در این نیست که زمین از این فرآیند جان سالم به در خواهد برد، اما بعید است انسان در چنین زمینی جایگاهی برای زیست داشته باشد. زمانی که خطر جدی شد، سیاستمداران و دانشمندان به فکر افتادند که یکی از مهمترین آنها برگزاری اجلاس کیوتو بود که در سال 1997 میلادی برگزار شد و در آن همه کشورهای جهان توافق کردند تا تولید گازهای گلخانهای خود را کاهش دهند. اما چنین چیزی رخ نداد و برخی از بزرگترین کشورها مانند استرالیا، آمریکا و چین به آن نپیوستند؛ درحالی که بزرگترین تولیدکنندههای گازهای گلخانهای بودند.
سیاستمداران و اقتصاددانان استدلال میکردند که اگرچه تولید گازهای گلخانهای زیانبار است، اما تبدیل صنایع به صنایع غیرآلاینده هزینهبر است و مانع رشد اقتصادی کشورها میشود و کشورهای ضعیفتر هم استدلال کردند که چون اقتصادهای بزرگ مسوول چنین رفتاری هستند، پس خود آنها هم باید راهحلی پیدا کنند.
موعد اجرایی پروتکل کیوتو در حالی به پایان میرسد که نتوانسته به اهداف خود دست پیدا کند. در ماههای اخیر، چندین جلسه در سطح مقامات ارشد برگزار شد تا در این باره تصمیمگیری کنند؛ اجلاسی مانند سران اروپا و سران اپک که در هیچکدام از آنها توافقی جدی صورت نگرفت و با اینکه در همان روزها صحبت از شکست لایه یخی گرینلند و افزایش سرعت آب شدن یخهای قطبی منتشر میشد، همه آنها همه چیز را به اجلاس کپنهاگ واگذاشتند.
همانطور که در نمودار روبرو میبینید درجه حرارت زمین چه براساس اطلاعات ایستگاههای هواشناسی و چه حرارت آبهای آزاد در حال افزایش است. هرچند در بعضی سالها کاهش کمی را نشان میدهد اما در کل میانگین منحنی صعودی است.
اینک سالن بلا در شهر کپنهاگ خود را برای اجلاسی آماده میکند که باید در آن سران کشورهای جهان تصمیمات خود را برای کاهش میزان تولید گازهای گلخانهای در افق سال 2012 و پس از آن اعلام کنند. 2012 در تاریخ اقوام باستانی مایاها به عنوان پایان دنیا مطرح شده است و شاید اگر تصمیمات این اجلاس و تلاشهای مشابه به نتیجه نرسد، این سال به راستی آغاز نابودی زمین باشد.
اجلاس کپنهاگ موفق نخواهد شد مگر اینکه همه سیاستمداران برای یک بار فراموش کنند که روسای دولتهایی متفاوت هستند و به یاد بیاورند با همه اختلاف نظرهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، همه سرنشینان یک کشتی به نام زمین هستند. اگر زمین نباشد و حیات انسان روی آن نابود شود، دیگر چیزی هم به نام کشورها یا فرهنگها یا قدرتهای اقتصادی باقی نخواهند ماند که با هم به نزاع برخیزند. کپنهاگ تنها در شرایطی موفق است که هم سران و هم مردم عادی خود را سرنشینان این کشتی فرض کنند. مسوولیتهای دولتها آسان نخواهد بود، اما تنها راه برای بقاست. از سوی دیگر، تکتک شهروندان سیاره هم باید مسوولیت خود را بپذیرند. اگر دولتهای بزرگ باید با تصمیماتی شجاعانه تعهد خود را به کاهش سریع تولید گازهای گلخانهای بیان و به آن عمل کنند،شهروندان عادی هم باید با تغییر روش زندگی خود به حل این مساله کمک کنند.کارهای سادهای مانند استفاده کمتر از کیسههای پلاستیکی، استفاده از وسایل نقلیه عمومی، خاموش کردن چراغهای غیرضروری یا حتی خاموش کردن رایانههای شخصی به جای استندبایگذاشتن آنها، در کنار کارهای بزرگ سیاره ما را نجات خواهد داد.
زمین سیاره ماست و ما را بدون توجه به فرهنگها، سیاستها یا نژاد و زبانمان روی خود جای داده است و اگر بخواهیم بازهم برآن زندگی کنیم، باید خود را شهروندانی مسوول در برابر سیاره خود بدانیم. این مبارزهای است که اگر همه بشریت در آن شرکت نکنند، قطعا شکست خواهند خورد.
اینک زمین تبدار ما با چشمانی نگران به کپنهاگ مینگرد. آیا بشر این بار حاضر خواهد شد مسوولیت خود را بپذیرد؟
پوریا ناظمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: