در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید در این عرصه طبیعیترین تغییر را باید در راس فدراسیون بولینگ و کیواسپورت دانست که چون رئیس آن در مقام استاندار مرکزی نیز ایفای نقش میکرد لزوما باید از فدراسیون کناره میگرفت تا نایبرئیسش تا زمان برگزاری مجمع حکم سرپرستی فدراسیون را دریافت کند؛ اما در رابطه با چند تغییر دیگر قضیه کاملا متفاوت بوده است.
در فدراسیون شمشیربازی عسگری در شرایطی جای خود را به فضلالله باقرزاده (رئیس سابق فدراسیون) داد که عسگری چند ماه بیشتر از انتخابش از سوی مجمع فدراسیون نمیگذشت، هرچند وی از جمله افراد نزدیک به محمد علیآبادی، رئیس سابق سازمان به شمار میرفت.
در فدراسیون تنیس روی میز نیز مخالفان شاهرخ شهنازی تا توانسته بودند، برایش زده بودند تا از یک ماه قبل جداییاش از فدراسیون قطعی شود.
در شنا، شیرجه و واترپلو هم وضعیت به گونهای بود که باید حسین آیتاللهی، فرد خارج از حوزه مدیریت ورزش جایگزین وحید مرادی میشد که چنین نیز شد.
به هر حال عزل روسای فدراسیونها و گماردن سرپرستانی در راس آنها، حقی است که برای رئیس سازمان تربیت بدنی در اساسنامه فدراسیونها تعریف شده و نباید با آن مغرضانه برخورد کرد، آنچه مسلم است پشت هر تغییری باید فلسفهای وجود داشته باشد تا حرکت توسعهای ورزش را تسهیل نماید؛ اینکه چرا این فرد میرود و دیگری میآید، باید دارای دلایل فنی باشد تا جامعه ورزش با آن راحت برخورد کند.
این تغییر و تحولات در شرایطی کلید خورده است که به گفته سجادی تا اینجا فقط 6 فدراسیون کشتی، بسکتبال، والیبال، دوومیدانی، اسکیت و قایقرانی، عملکردشان مورد تایید قرار گرفته و بنابراین احتمال تغییر در سطح روسای دیگر فدراسیونها محتمل خواهد بود.
به گفته معاون حوزه قهرمانی ورزش، سازمان تربیت بدنی برای 4 سال آینده هدفگذاری مشخصی دارد و مطابق آن ابزارها و سرعت حرکت مجموعه سازمان مشخص شده و در این راه نیروهایی به کار گرفته خواهند شد که توان این همراهی را داشته باشند.
به طور طبیعی این هدفگذاری مشخص نباید در قالب بیان کلی باشد، بیشک وقتی صحبت از هدفگذاری 4 ساله به میان میآید، باید مشخص و اعلام شود که امروز در کجای ورزش آسیا و جهان هستیم و میخواهیم برای 4 سال بعد به کجا برسیم.
سجادی که خود از قهرمانان تحصیلکرده ورزش محسوب میشود، بهتر از بقیه میداند که وقتی صحبت از حرکت برنامهای و هدفگذاری فنی میشود، این هدفگذاریها باید در هر رشته مشخص و قابل دفاع باشد تا بر مبنای آن عملکرد هر مدیر و رئیس فدراسیونی نیز در هر مقطعی مشخص و قابل سنجش باشد.
اگر چنین تفکری مورد توجه باشد، هیچ ابایی نیز نباید برای بر شمردن دلایل کنار گذاشتن یک رئیس فدراسیون وجود داشته باشد.
بدیهی است ورزش ایران اگر میخواهد از تمام توان و فرصتهای خود بدرستی در جهت رشد و توسعه بیشتر استفاده کند، نباید اجازه دهد که تفکری خارج از حوزه ورزش، برای آن نسخه بپیچد. در ورزش اصل باید بر تخصص و تعهد باشد و اشتباه خواهد بود اگر خواسته شود راه گذشته در ورزش تداوم یابد.
در ورزش باید به تمام معنا تابع خرد جمعی بود تا با پویایی مجامع فدراسیونها، اعضای مجمع هر فدراسیون با نگاه تخصصی، مو را از ماست بکشند. موضوعی که اگر از شعار خارج شده و فعلیت یابد، جایی برای حضور روسای ناکارآمد در راس فدراسیونها باقی نمیگذارد.
حجتالله اکبرآبادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: