اما پرسش اینجاست که چرا تاکنون برنامهای مشخص و جامع برای مقابله با این پدیده به مردم اعلام نشده است و چرا هر چه در این باره گفته شده، صرفا در حد کلیات یا برنامههایی معمولی بوده که همیشه برای کاهش نرخ تورم اعلام میشده است؟ به عبارت بهتر برنامه ویژه برای مقابله با تورم ویژه ناشی از حذف یارانهها کجاست؟ کارشناسان اقتصادی با یادآوری ماهیت و چگونگی شکلگیری تورم انتظاری هدفمند کردن یارانهها ، تصمیمگیران را به طراحی برنامههای خاصی در این باره فرا میخوانند.
بهزعم آنان ماهیت تورم انتظاری را 3 بخش تشکیل میدهد که باید برای هر کدام از این بخشها برنامهای مستقل داشت که در عین استقلال بخشی، مانند حلقههای زنجیر به یکدیگر وابسته باشند و یک کل هوشمند را تشکیل دهند.
بخش اول ماهیت این تورم رشد طبیعی هزینه تولید کالا و خدمات تحت تاثیر حذف کمکهای یارانهای نقدی یا غیرنقدی و مستقیم و غیرمستقیم دولت است.
بخش دوم ایجاد نگرانی روانی در مردم بر اثر ایجاد انتظار افزایش قیمتهاست و بخش سوم وضعیت تولید کالا و خدمات در کشور است.
حالا وقتی این 3 عامل با یکدیگر مخلوط میشوند، ویژه بودن تورم انتظاری هدفمند کردن یارانهها روشن میشود ، به این صورت که تحت تاثیر حذف یارانهها هزینههای تولید و سپس قیمتها افزایش مییابد ، یعنی همزمان قدرت خرید مصرفکننده برای تهیه کالای گران شده، کاهش یافته یا از دست میرود و از سوی دیگر تولیدکننده نیز نمیتواند کالای خود را بفروشد ، چون زیرساختهای ناکارآمد و بهرهوری پایینش اجازه کاهش هزینهها را نمیدهد ، لذا با کاهش تقاضا و افت فروش مواجه شده، سوددهی و توجیه اقتصادی فعالیتش کاهش مییابد و از گردونه فعالیت خارج میشود. این پدیده شکاف میان عرضه و تقاضای کالا را بیشتر میکند و به تورم دامن میزند.
با این حال، عامل سوم که به قولی از 2 عامل اول خطرناکتر است، از راه میرسد و آن نگرانی و انتظار روانی مردم برای افزایش قیمتهاست که به بازار جرات و اجازه رشد بیشتر قیمت را میدهد و در نتیجه یک شوک تورمی رخ میدهد و پایه نرخ تورم را از 12 تا 18 درصد فعلی به سطحی بالاتر صعود میکند و همان بالا نگاه میدارد.
این بالا باقی ماندن یعنی این که آستانه تورم رشد یافته و تبدیل به پایه شده است که قیمتها با اتکا به آن پایه میتواند بازهم افزایش یابد.
این مدلی است که بیشتر کارشناسان درباره وقوع آن همزمان با حذف یارانهها هشدار میدهند و حتی بازار از آغاز زودهنگام آن خبر میدهد. اما دولت هنوز تدابیر خود را برای مقابله با عناصر این تورم انتظاری و بویژه «عنصر روانی» آن اعلام نکرده است.
صحیح است که ذخیرهسازی کالای اساسی در کشور شروع شده و میتوان با ورود آن کالاها به بازار، قیمتها را کاهش داد ؛ اما این سوالات همچنان بیپاسخ است که در صورت افزایش قیمتها از کجا، چقدر و تا کی میتوان کالای لازم برای ورود به بازار را تامین کرد؟ آیا پول کافی برای واردات همیشگی کالا وجود دارد؟
از سوی دیگر، برای رفع نگرانی روانی مردم چه خواهیم کرد و شهروندان چگونه قانع میشوند که رشد قیمتها ادامه نخواهد یافت؟ ... چنین پرسشهایی است که نگرانی از تورم انتظاری هدفمند کردن یارانهها را افزایش میدهد و لزوم اعلام تدابیر شفاف مقابلهای قبل از اجرای لایحه منتظر مانده در مجلس را بیشتر میکند.
سید علی دوستی موسوی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم