در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
غرفههای نمایشگاهها هم به هم بیارتباطند، آنقدر بیارتباط که در گوشهای از آن کرمانشاهیها به حاضران نشان میدهند میشود زیر یک سیاه چادر، با رقص شیرین چپی، در نوای خوش سرنا و دهل، پیمان ازدواج بست و در بخشی دیگر، غرفههای تشریفات به بازدیدکنندگان ثابت میکنند برای ازدواج باید میلیونر باشی!
نمایشگاه تخصصی خدمات و ملزومات ازدواج که از 28 آبان آغاز به کار کرده است و امروز به ساعات پایانی کارش نزدیک میشود، اگرچه پیش از آغاز به کار، از سوی سازمان ملی جوانان به عنوان وسیلهای برای ترویج فرهنگ ازدواج آسان مطرح شد، اما چگونگی برگزاری آن به بازدیدکنندگان کم و سن و سال و در آستانه ازدواج میفهماند، هدف اصلی برگزارکنندگان آن، بیشتر بازاریابی برای کارخانههای تولیدکننده لوازم خانگی، هتلها، مزونهای لباس عروس، تالارها، کلینیکهای مشاوره، آتلیههای عکاسی و فیلمبرداری و شرکتهای ادارهکننده خدمات مجالس و... بوده است.
گشت و گذار در این نمایشگاه، هر بازدیدکنندهای را که پیش از ورود به آن، گفتگوی محمدمهدی رضازاده مدیر روابط عمومی سازمان ملی جوانان استان تهران را با رسانهها خوانده باشد، بهتزده میکند، چراکه رضازاده پیش از آغاز به کار این نمایشگاه به رسانهها گفته بود هدف از این نمایشگاه، ترویج ازدواج آسان و آگاهانه، اجرای طرح آموزش ازدواج آسان جهت زوجهای جوان، آشنا کردن جوانان با تدارکات ازدواج، معرفی تسهیلات رفاهی دستگاههای دولتی و خصوصی برای برگزاری مراسم ازدواج جوانان و کاهش هزینههای زوجها برای تهیه لوازم اولیه زندگی است.
خالی مثل وزارت علوم
نخستین سالن نمایشگاه ازدواج به غرفههای استانهای گوناگون، وزارتخانهها و سازمانها و مراکز خیریه اختصاص دارد. نکته عجیب در این بخش، ناهمخوانی فعالیتهای برخی از این غرفهها مثل غرفه هلال احمر و اهدای عضو با موضوع ازدواج است.
اما نامربوط بودن موضوع در غرفه هلال احمر به بدی بیموضوعی در غرفه وزارت علوم نیست. تنها اجزای این غرفه نسبتا جادار را یک مسوول و چند جلد کتاب تشکیل میدهند. مسوول غرفه میگوید: «کتابها رایگان هستند و آنها را به جوانها هدیه میدهیم. اما همین که نخستین کتاب را برمیدارم، میگوید: «نه! این یکی را نمیدهیم»! تعداد کم کتابهای روی پیشخوان غرفه نشان میدهد لمس هرکدام از آنها، همان «نه» بلند را به دنبال دارد.
بیکاران مزدوج را سر کار میگذارند
هرچند بیشتر غرفههای مشاوره رایگان که از طرف موسسات گوناگون برپا شدهاند، بیشتر بازار گرمی برای کلینیکهای مشاوره و راهی برای جذب مشتری به حساب میآیند، در غرفه وزارت بهداشت و سازمان بهزیستی، مشاورهها واقعا رایگان و شنیدنی است.
وزارت بهداشت در این نمایشگاه بر مشاورههای جسمی و روانی پیش و پس از ازدواج متمرکز شده و سازمان بهزیستی بر شناساندن لزوم مشاورههای ژنتیک به جوانها اما هیچکدام از این غرفهها به اندازه غرفه وزارت کار و امور اجتماعی پر رفت و آمد نیستند به طوری که تنها در یک روز، حدود 100 برگه اشتغال پر شده است. مردی جوان خودش را به یکی از مسوولان غرفه معرفی میکند تا نامش را به نامهای اضافه کند که در آن به اداره کار و امور اجتماعی منطقه محل سکونتش سفارش شده برای اشتغال او اقدام کند.
دختری جوان به حجم فرمهای روی میز اشاره میکند و میگوید: «اگر کار پیدا کردن به این آسانی بود که 3 میلیون نفر بیکار توی کشور نداشتیم! این فرمها معجزه نمیکنند.»
ارسال بلوتوث و چاقوفروشی از هیچی بهتر است
من هم نمیفهمم حکمت وجود غرفهای برای ارسال بلوتوث رایگان و غرفهای برای عرضه دیگ مسی و چاقوی تیز زنجان در کنارغرفههای خدمات مشاورهای دینی و روانشناسی و حقوقی چیست.
اما راهروی استانها را که تا انتها میروم، به نتیجه میرسم که ساطور فروختن زنجانیها در نمایشگاه ازدواج نسبت به عملکرد برخی مسوولان استانها که بهجای معرفی رسومشان در ازدواج صرفا به چیدن سفره عقد و گذاشتن عروسک پای آن اکتفا کردهاند، شایستهتر است و اگر کرمانشاهیها و خراسانیها با صدای دهلهایشان فضا را گرم نمیکردند، میشد گفت حضور استانها در نمایشگاه تقریبا از سر اجبار و بدون هدف مشخص بوده است.
گلفروشی کنار خانه معصومین
کنار سیاه چادر و خانه خشتی نمادین حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س)، انواع گلهای گرانقیمت چیده شده است، لینداهای شاخهای 8000 تومان و آلوباها و کروتونهای 5000 تومانی را تماشا میکنم و از ذهنم میگذرد که شاید اگر روزی رئیس سازمان ملی جوانان حاضر به گفتگو شود از او بپرسم رابطه میان ازدواج ارزان و آسان با آنها چیست؟
غرفه همسریابی!
میان غرفههای مشاوره رایگان، چند غرفه همسریابی هم برپا شده که بهای ثبتنام در آنها از 20 تا 50 هزار تومان متغیر است. فرمهای تقاضای همسر دختران را ورق میزنم. مسوول غرفه میگوید: «مراجعهکننده زیاد داریم، هم زن و هم مرد. همهجور آدمی مشتریمان میشود حتی دانشجوی کارشناسی ارشد و...»
پشت سرم را که نگاه میکنم، مییبنم چند خانم در صف ایستادهاند و منتظرند تا زودتر جایم را به بقیه بدهم!
برای ازدواج باید میلیونر باشید
تا پیش از این که سالنهای جهیزیه را ببینم، نمیدانستم منظور زنی که میگفت بازدید از نمایشگاه جوانها را به این نتیجه میرساند که برای ازدواج باید میلیونر باشند، چه معنایی دارد؟ اما وقتی نخستین غرفه فروش لوازم عروسی را با آینه شمعدانهای 550 هزار تومانی دیدم، قیمت اجاره یکی از خودروها را برای یک روز پرسیدم و از نرخ تشریفات عروسی باخبر شدم به حرفهایش ایمان آوردم.
براساس پرسشهایم از صاحبان غرفهها، هر زوج جوان باید دستکم 4 3 میلیون تومان برای کرایه تالار و شام و پذیرایی، 400 هزار تومان برای گلآرایی، 250 هزار تومان برای آتشبازی، 300 هزار تا 4 میلیون تومان برای لباس عروس، 150 هزار تا 2 میلیون تومان برای فیلمبرداری و... بپردازد، اما خرجهای فرعی ازدواج را هم که محاسبه کنی به قول یکی از صاحبان غرفههای تشریفات عروسی، باید 20 - 10 میلیون تومان پسانداز داشته باشی.
اما نگرانکنندهتر از قیمت تشریفات مراسم حدودا 17 - 16 ساعته عروسی، قیمت لوازم منزل است که سازمان ملی جوانان آن را به نام لوازم جهیزیه با همکاری چند کارخانه و شرکت خاص، به نمایش گذاشته است و هر چند عرضهکنندگان تخفیفی اندک به کالا اختصاص دادهاند اما قیمتها همچنان کمرشکن و ترسناک است و باید با جیبهای پرتراول از میان یخچال فریزرهای 1.5 میلیون تومانی، جاروبرقیهای 150 هزار تومانی، سرویسهای 12 نفره 230 هزار تومانی، لباسشوییهای 360 هزارتومانی و.... گذشت.
ملاک سازمان ملی جوانان در انتخاب کارخانههایی که غرفهها به آنها سپرده شده است مشخص نیست و فضای کلی سالن با دیگر نمایشگاههای عرضه کالا هیچ تفاوتی ندارد.
هیاهو برای چه؟
در شرایطی که محسن زنگنه، رئیس سازمان ملی جوانان استان تهران همچنان بر ترویج فرهنگ ازدواج آسان و ارزانقیمت به عنوان هدف سازمانش از برپایی نمایشگاه ازدواج پافشاری میکند، اما بررسی بهای خدمات و اجناس ارائه شده از سوی شرکتها و کارخانههای شرکتکننده در این نمایش و ناهمگونی موضوعی غرفهها ثابت میکند هدفی که سازمان ملی جوانان از آن حرف میزنند صرفا سوژهای مناسب برای تبدیل شدن به خبر در رسانه هاست و به مرحله عملی شدن نرسیده است. شاید بهتر باشد در این باره به اظهارنظر یکی از بازدیدکنندگان درباره هدف اصلی نمایشگاه بسنده کنیم که در توصیف آن میگوید: «هیاهویی برای هیچ.»!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: