در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آن روزها، دادگاه خانوادهای نبود و اگر دادگاهی هم بود، لابد شلوغ نبود، بانو به مهریه و جهیزیهای ناچیز راضی بود، دارایی داماد نیز اگرچه اندک بود؛ اما بخشی از مهر را عندالمطالبه پرداخت تا ثابت کند مهریه زنان حق است و قول مردان محکم.
آن روزها نه خبری از مهریههای چند هزار سکهای بود، نه عروسیهای بینالمللی مجلل، نه جهیزیههای مد روز صادراتی از اروپا، نه تالارهای آنچنانی، نه مرسدسهای گل آذین، نه شامهای چند 10 میلیون تومانی، نه ماه عسلهای خارج از کشور، نه زندانهای پرداماد و نه دادگاههای پرعروس!
آن روزها همه چیز سر جای خودش بود، ترازوی عدالت بازیچه دست زن و شوهرهای جوان نبود و فرشته عدالت کارهای مهمتری از سبک و سنگین کردن حرفهای زوجهای در آستانه جدایی داشت، آن روزها آب بود، آیینه بود، عشق بود و لبخند... چشمهای محجوب علی که زندگی را از نخلستانهای گرم سوغات میآوردند؛ برای خوشبختی فاطمه بس بود همانطور که لبخندهای شیرین فاطمه، همه غمهای دنیا را از دل علی میبرد.
آن روزها خوشبختی آن قدرها که امروز ما خیال میکنیم پیچیده نبود، چیزی بود خالص و پاک مثل آفتابی که از پنجرههای خانه خشتی علی و فاطمه میتابید و اتاق سادهشان را گرم میکرد، عشق نان داغی بود که گندمش را دستهای فاطمه آرد کرده بود و خوشبختی تلاقی آب و آیینه و آفتاب بود. آن روزها، آن روزهای خوب... . پیوندشان مبارک.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: