خبری جالب توجه در آرشیو روزنامه‌ها

دردسر ازدواج نهم مرد‌84 ساله

وقتی آرشیو روزنامه‌ها را مرور می‌کنی، گاهی وقت‌ها به خبرهای جالبی برمی‌خوری که زمان ندارد و هروقت که آنها را بخوانی، جالب و تازه به نظر می‌رسند. نمونه‌اش ماجرای پرونده مرد 84 ساله‌ای است که هفته آخر آبان سال 80 در روزنامه‌ها چاپ شد. ماجرا از این قرار بود که زن هشتم یک مرد 84 ساله، وقتی متوجه شد شوهرش قصد دارد برای نهمین بار ازدواج کند، با مراجعه به دادگاه از او شکایت کرد.
کد خبر: ۲۹۵۲۷۴

البته مرد مسن همه 7 زن قبلی خود را پس از چند سال زندگی مشترک طلاق داده بود و آن زمان فقط با همسر هشتم خود زندگی می‌کرد. به هر حال، زن هشتم که مهری نام داشت و 64 ساله بود، چشم دیدن هووی 35 ساله را نداشت و کار را به دادگاه کشاند.

مهری به قاضی دادگاه گفت: آقای قاضی! زمانی که هیچ‌کس حاضر نشده بود از قاسم، شوهرم نگهداری کند، من قبول کردم به خانه او بروم و تر و خشکش کنم. زمانی که تصمیم به ازدواج گرفتیم، پسرها و دخترهایم مخالفت کردند؛ ولی من اهمیتی ندادم. در طول 4 سال زندگی مشترکمان، با همه بدخلقی‌ها و رفتارهای زشت قاسم ساختم؛ اما حالا اجازه نمی‌دهم او مرا هم مانند 7 زن قبلی‌اش قربانی هوس‌های خود بکند. درست است که شوهرم بسیار پولدار است؛ ولی من هیچ چشمداشتی به مال و اموال او ندارم.»

مرد 84 ساله در پاسخ به همسرش گفت: «پدرم از زمین‌داران بزرگ منطقه شهریار بود. زمانی که 19 سال بیشتر نداشتم، بدون آن که خودم اطلاعی داشته باشم، دختری را به خانه ما آوردند و گفتند او زن من است. وقتی گفتم زن نمی‌خواهم، پدرم با ترکه آلبالو به جانم افتاد. از آن به بعد از زن بدم آمد و بالاخره زن اولم را با داشتن 2 بچه طلاق دادم. چند ماه بعد، با دختر جوانی آشنا شدم و با او ازدواج کردم؛ ولی انگار هیچ وقت در زندگی مشترکم شانس نیاوردم و او را هم طلاق دادم. به همین ترتیب 5 بار دیگر ازدواج کردم؛ ولی هر کدام از زن‌هایی که به عقد من درمی‌آمدند، شرط موافقت خود با ازدواج را جدایی از همسر قبلی‌ام اعلام می‌کردند. 4 سال قبل، وقتی با مهری آشنا شدم، تصمیم گرفته بودم دیگر ازدواج نکنم. مهری زن بسیار خوب و مهربانی است؛ ولی چون همه بچه‌هایم مرا رها کرده‌اند، می‌خواستم بچه‌ای داشته باشم تا تمام ثروتم را برای او بگذارم. بنابراین یکی از بستگان، دختر 35 ساله‌ای را به من معرفی کرد، من هم چون دیدم او دختر خوبی است، خواستم با آوردن او به خانه‌ام، هم کمکی برای همسر 64 ساله‌ام باشد، هم از من نگهداری کند. من به هیچ وجه قصد جدایی از همسرم را ندارم.» این ماجرا به یکی از اخبار جالب آن روزها تبدیل شده بود که البته پس از آن هم نمونه‌های مشابه دیگری را شاهد بودیم.

مریم عفتی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها