در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حضور بیش از 400 هزار ایرانی در امارات عربی متحده که با بیش از 100 پرواز در هفته در حال تردد و مبادله کالا و خدمات میان 2 کشور ایران و امارات هستند، حاکی از حجم و عمق همکاری نزدیک میان2 کشور است.
درهمتنیدگیهای تجاری و اقتصادی بسیاری میان 2 کشور وجود دارد. براساس آمارهای رسمی، حجم مبادلات تجاری ایران و امارات از مرز 10 میلیارد دلار گذشته است. سهم ایران از این تجارت حدود 4 میلیارد دلار و مابقی سهم امارات است؛ در حالی که در شرایط فعلی بیش از 7500 شرکت به وسیله ایرانیان در دبی تاسیس شده و شرکتهای ایرانی سرمایهگذاریهای کلانی در امارات عربی متحده کردهاند.
با توجه به این که ایران در حال تحریم از سوی غرب به سر میبرد و در سالهای اخیر به خاطر برنامه هستهای با 4 قطعنامه تحریمی بینالمللی دیگر مواجه شده است این مساله بر روابط اقتصادی ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس ازجمله امارات عربی متحده تاثیر گذاشت، به گونهای که معاون شورای تجارت ایرانیان در دبی چندی قبل گزارش کرد فشارهای آمریکا، بانکهای بینالمللی را به قطع معاملات با ایران مجبور و در نتیجه روابط معمولی بازرگانی میان 2 کشور را با مشکل روبهرو کرده است. همین مقام از زبان یکی از بانکداران تصریح کرد طی ماههای گذشته بانکهای بینالمللی امارات از بیم آمریکا بیشتر معاملاتشان را در داخل ایران متوقف کردهاند.
این در حالی بود که امارات به گلوگاه بازرگانی و مالی ایران بدل شده و بخش بزرگی از مبادلات ایران با نیرومندترین قطبهای اقتصادی جهان را زیر کنترل خود گرفته است. بیش از 50 درصد بنزین، 70 درصد میوه، 60 درصد کفش و بخش مهمی از وسایل الکتریکی و الکترونیکی وارداتی ایران در اسناد گمرکی به نام امارات ثبت شده است. اما با وجود این همه تبادل و تعامل میان 2 کشور، امارات آن گونه که باید حق همسایگی را به جا نیاورد و مصادیق بسیاری را میتوان در این ارتباط عنوان کرد.
1- مهمترین و جدیترین تنشی که میان ایران و امارات وجود دارد، ادعای مالکیت شیوخ عرب بر جزایر سهگانه ابوموسی، تنب کوچک و تنب بزرگ است.
جزایر سهگانه خلیجفارس هزاران سال است که بخشی از ایران بوده و از سال 1780 میلادی در اداره شیوخلنگه قرار داشتند و حتی از خیلی پیشتر یعنی از 1367 تا 1381 میلادی والی بوشهر اداره امور3 جزیره را در دست داشته و اساسا به همین علت است که وزارت خارجه انگلستان در تمامی نقشههای رسمی خود هر 3 جزیره را به رنگ پرچم ایران نشان داده است.
جزایر سهگانه ایرانی در خلال ادوار مختلف تاریخ بجز در یک برهه کوتاه، همیشه در کنترل و اداره حکومت ایران قرار داشته و آن دوره کوتاه نیز به سال 1904 میلادی و اشغال این جزایر از طرف انگلیس برمیگردد که البته در نهایت با اعلام خروج نیروهای انگلیسی از خلیج فارس در سال 1971 میلادی، حاکمیت ایران بر جزایر مورد اشاره بار دیگر تثبیت شد. پس از انتقال قانونی جزایر سهگانه به ایران، اعضای اتحادیه عرب ازجمله عراق، لیبی، الجزایر، یمن جنوبی، کویت و امارات عربی متحده در دسامبر 1971 شکایتی علیه ایران در شورای امنیت مطرح کردند و بدون ارائه مدرکی مدعی شدند ایران این جزایر را اشغال کرده است. شورای امنیت در تاریخ 9 دسامبر 1971 جلسه فوقالعادهای برای رسیدگی به این شکوائیه تشکیل داد و پس از بررسی کامل، تصمیم گرفت پرونده شکایت را ببندد.
امارات عربی متحده اما بارها این مدعا را تکرار کرد و هر بار نیز بهدلیل غیرقانونی بودن مورد توجه هیچ دولت یا سازمان جهانی بجز حکومت بعث عراق قرار نگرفت. شورای امنیت سازمان ملل نیز به علت نبودن دلایل قانونی برای طرح شکایت تصمیم گرفت پرونده را مختومه کند.
اهمیت این جزیرهها به آن دلیل است که جزایر سهگانه هم از نظر استراتژیک و هم از منظر ژئوپلیتیک مهم هستند، چرا که صادرات نفت ایران و 80 درصد تجارت خارجی ایران از طریق خلیجفارس و تنگه هرمز انجام شده و علاوه بر این اساسا موقعیت جزایر تنب بزرگ و کوچک به نحوی است که بخش اعظمی از نفت خام مورد نیاز جهان از میان این جزایر عبور کرده و لذا کشتیهایی که قصد عبور از آبهای جزایر را دارند، موظف به رعایت دستورالعمل ایران و اجرای مفاد آن هستند. همچنین از طریق این جزایر میتوان بر تنگه هرمز تسلط داشت. این تنگه آبراهی است که خلیج فارس را به دریای عمان وصل میکند و دستکم یکپنجم صادرات جهانی نفت از این تنگه صورت میگیرد. بستن آن قیمت نفت را بالا میبرد و بر اقتصاد جهان تاثیر منفی میگذارد.
اما اینک موضوع جزایر سهگانه به دلیل منافعی که دارد، برای شیوخ عرب تبدیل به کابوسی شده و حتی از جهات حیثیتی و هویتی جایگزین کاستیهای تاریخی هویتی عربهایی شده است که به تدریج اعاده حیثیت هویتی خود را از سمت غرب و سرزمینهای اشغالی به جانب شرق یعنی ایران و مرزهای آبی با آن سوق دادهاند.
متاسفانه این چالش چندین ساله در 4 سال گذشته، با وجود گسترش روابط سیاسی رئیس دولت نهم با سران کشورهای حاشیه خلیج فارس، تشدید شده است. به شکلی که سال گذشته در پی اعلام افتتاح دفاتر اداری ایران در ابوموسی، اعراب بشدت اعتراض کردند و این اقدام را یک تخطی بارز و اقدامی غیرقانونی خواندند.
مقامات ایران در مواجهه با این درخواستهای غیرمنطقی اگرچه در برابر تهدیدات امارات مبنی بر ارسال پرونده جزایر به دادگاه لاهه تاکید کردهاند جزایر سهگانه جزء لاینفک کشورمان هستند و میگویند این مساله باید به طور دوجانبه بین 2 کشور حل شود و نیازی به حکمیت و داوری دادگاه بینالمللی نیست، اما به نظر میرسد احتیاج به اتخاذ موضعی جدیتر در قبال این موضوع داریم. زیرا روندی که دستگاه وزارت خارجه ایران در سالهای اخیر در این باره در پیش گرفته، حاکی از آن است که اعراب بیشتر از قبل، خود را محق مالکیت بر این جزایر همیشه ایرانی میدانند و این قدرت را یافتهاند که مانور بیشتری بر خواسته غیرقانونیشان بدهند.
2- در نتیجه تداوم چالش جزایر سهگانه، بحث هویتی و تاریخی مالکیت جغرافیایی بستری مستعد برای جذب دیگر چالشها و نیز همگرا ساختن کشورهای عربی برای تمرکز جبههگیریها علیه ایران شده است.
امارات عربی متحده، نزدیکترین همسایه عرب ایران در خلیج فارس محسوب میشود. برای همین هر گونه تحرک نظامی در این کشور میتواند بر منافع ملی و امنیت ایران تاثیر مستقیم داشته باشد. از این رو اجازه امارات به دولت فرانسه برای ایجاد پایگاههای نظامی در خاک کشورش، تهدیدی مستقیم علیه ایران به شمار میرود، بخصوص آن که به علت موضوع هستهای، بارها به شکل مستقیم و غیرمستقیم از سوی غرب تهدید به اقدام نظامی هم شدهایم.
اوایل خرداد امسال بود که سارکوزی پایگاه نظامی فرانسه را در امارات عربی متحده افتتاح کرد. حضور نظامی فرانسه در امارات نمیتواند مطلوب ایران باشد، چرا که پایگاه فرانسه در امارات که به وسیله نیکلا سارکوزی افتتاح شد، اولین پایگاه این کشور در منطقه خلیج فارس است و آن گونه که مقامهای فرانسوی و اماراتی گفتهاند، این پایگاه که پایگاه صلح نامیده شده به منظور بهبود ثبات و امنیت خلیج فارس راهاندازی شده است.
پایگاه فرانسه منحصر به امور دریایی نیست و فرانسه یک پایگاه هوایی نیز در نزدیکی ابوظبی خواهد داشت. همه اینها تحولات بزرگی است و سبب خواهد شد کارایی ارتش امارات افزایش یابد. اگرچه نیکلا سارکوزی، رئیسجمهور فرانسه پس از افتتاح پایگاه گفت این پایگاه علیه هیچ کشوری نیست، ولی بسیاری از کارشناسان بر این باورند که پایگاه مذکور برای رویارویی با چالشهای ناشی از ایران ایجاد شده است. این اقدام امارات در حالی صورت گرفته که از خیلی پیشتر نیروهای آمریکایی نیز در منطقه خلیج فارس حضور داشته و پایگاههای نظامی دارند. گسترش حضور نظامی بیگانگان در منطقه خلیج فارس به نفع هیچ یک از همسایگان منطقه نیست. به همین علت مسوولان ایران همواره گفتهاند وجود قدرتهای خارجی در خلیج فارس برای امنیت کشورهای منطقه مضرست و بارها از کشورهای عرب منطقه خواستهاند که با همکاری یکدیگر، خود امنیت خلیج فارس را تامین کنند؛ اما امارات بی توجه به این توصیه فراملی،علاوه بر آمریکا مجوز حضور فرانسویها در خلیج فارس را هم صادر کرده است.
3- برنامههای هستهای ایران نیز اگرچه به اذعان آژانس بینالمللی انرژی اتمی ماهیتی صلحآمیز دارد، اما برای اعراب باعث نگرانی شده است، هرچند خود در ظاهر چنین نگرانی را مطرح نمیکنند. این نگرانی آنها نیز ریشه در افزایش توان ایران در منطقه دارد، ولی آنها که به دنبال رقابت با نفوذ تهران در خاورمیانه هستند، فعالیتهای هستهای کشورمان را دستاویزی برای بهانهجویی قرار دادهاند و در موارد بسیاری همگام با غرب در این خصوص اظهار نظر کردهاند. اعراب از ایران تضمین میخواهند تا از صلحآمیز بودن برنامه هستهایاش مطمئن شوند. در همین خصوص اگرچه نخستوزیر امارات که حاکم شهر دبی نیز هست، تاکید کرده: «تا وقتی برادران ما در ایران، به دنیا تضمین میدهند که برنامه هستهایشان صلحآمیز است، این موضوع یک مساله داخلی برای ملت ایران تلقی میشود.» این نوع همکاریهایی که امارات با کشورهای غربی انجام میدهد موید این نکته است که امارات نیز به همراه دیگر شیوخ عرب، نگاهی فراتر به برنامههای هستهای ایران دارد.
4- امارات و ایران و شرکتهای غربی فعال در امارات توانستهاند تا حدودی مانع تحریمهای بینالمللی علیه ایران شوند، اما اینک به نظر میرسد امارات تمایل چندانی به این نوع همکاریها ندارد. علت آن هم به تصمیم سران امارات برای هستهای شدن باز میگردد. در آغاز سال 2009 میلادی قرارداد استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای میان آمریکا و امارات عربی متحده منعقد شد. بر اساس این قرارداد، ایالات متحده آمریکا به امارات عربی متحده یاری میرساند تا استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای، در این کشور اجرایی شود. به این ترتیب، امارات عربی متحده اولین کشور عربی میشود که این امکان را مییابد تا از انرژی هستهای برق تولید کند و در صورت تحقق این طرح، دیگر این کشور ضرورتی برای مصرف نفت و گاز کشور برای تولید انرژی نخواهد داشت.
اما این طرح در آمریکا مخالفانی هم دارد. آنها بر این نظرند که امارات باید برای جلب نظر آمریکا ابتدا بنادر خود را به مکانی برای فرار ایران از تحریمهای جهانی تبدیل نکند و عبور چنین کالاهایی به ایران ممنوع شود. به همین علت اکنون دیگر امارات علاقهمندی خاصی دارد که تحریمهای جهانی علیه ایران اجرایی شود. این علاقهمندی تا جایی است که این کشور ضرر اقتصادی چنین اقدامی را نیز میپذیرد.
توقیف کشتیهایی که حامل محمولههایی به مقصد ایران بودهاند نیز موید این گمانه است و دیگر مشخص شده که امارات عربی متحده تصمیمی جدی برای اجرایی کردن معاهده خود با آمریکا گرفته و مسوولان این کشور عقیده دارند که دیگر بنادر دبی را نباید در اختیار کشتیهایی قرار دهند که کالاهای ذکر شده در قطعنامههای تحریمی را برای ایران حمل میکنند.
5- تسلیم مقامات اماراتی در برابر فشار خارجی برای محدود کردن روابط خود با تهران به موارد مذکور ختم نمیشود، بلکه دامنه اش افزایش یافته و در حال حاضر به شهروندان ایرانی رسیده است. بدین شکل که روابط ایران و امارات در مرحله حساسی قرار گرفته و مشکلات متعددی برای ایرانیان مقیم یا افرادی که قصد ورود به این کشور را دارند به وجود آمده است، چراکه دولت امارات در ماههای اخیر سختگیریهای بیسابقهای نسبت به ایرانیان مقیم این کشور، تجار و گردشگران داشته است.
به این ترتیب میبینیم که بهانههای مختلف دولت امارات موجب محدود کردن ایرانیان در این کشور شده است.
بسیاری از کارشناسان تاکید دارند باید روابط ایران و اعراب بازنگری شود و لازم است نسبت به اتفاقاتی نظیر شکایت از ایران به سازمان ملل متحد که نوعی اهانت به تمامیت ارضی کشورها محسوب میشود، واکنشی اصولی نشان داد. مردم ایران نیز با اعتراضاتی که تاکنون به صورت خودجوش به اقدامات اعراب حاشیه خلیج فارس داشتهاند، این خواسته را تایید میکنند. کوتاه آمدن تهران در برابر امارات، استراتژیای بوده که نهتنها جواب نداده بلکه بیش از گذشته تنش میان 2 کشور را با زیادهخواهیهای امارات افزایش داده است.
مریم جمشیدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: