جایزه ابنسینا، مشوق بسیار بزرگی است برای پژوهشگران جوان عرصه فرهنگ و اندیشه، تا وقت خود را به عنوان بزرگترین سرمایه یک پژوهشگر، صرف کاوش در عناصر نادیده گرفته شده فرهنگ و تمدن اسلامی ایرانی کنند. تعیین چنین جوایزی، تضمینی است برای انجام این پژوهشها تا پژوهشگران بدانند که نتیجه کار آنها، بدون مشتری و مخاطب نخواهد بود. به یاد دارم؛ یکی از استادان ایرانی فلسفه که تحصیلکرده اروپا بود، میگفت: روزی از استاد غربی خود پرسیدم که چرا در میان این همه پژوهش و تحقیق و رسالههای فلسفی در غرب، بندرت شاهد پژوهشی با موضوع تاثیر اندیشههای ایران باستان بر متفکران یونان قدیم هستیم در حالی که چنین تحقیقی دارای مبانی و نتیجه آن بسیار مهم است و استاد غربی ما در پاسخ اظهار کرد مراکز علمی ما به چنین موضوعاتی بودجه اختصاص نمیدهند، بنابراین انگیزهای ایجاد نمیشود.
اینکه دانشگاهها و مراکز علمی و دولتی غربی برای اثبات وامداری خودشان به ایرانیها، بودجه اختصاص ندهند، چیز عجیبی نیست، اما اینکه خود ما هم به این موضوع تاکنون سرمایهای اختصاص نداده ایم، از عجایب تبیینناپذیر است. اما حال که بناست در چنین عرصهای، اندکی سرمایهگذاری کنیم و صدهزارم درصد از بودجههای مختص به امور کشوری و لشکری را به معرفی ابنسینا اختصاص دهیم، به گونهای این سرمایه محدود را خرج کنیم که به هدف خود نایل شویم و انگیزه مناسب را برای پژوهشگران جوان فراهم آوریم.
هنگامی که اسامی برندگان این جوایز اعلام شد با احترام بسیار زیاد به این برندگان بویژه برندگان جوایز فلسفی، مفاخر و حکمتانه بوعلی این احساس پدید آمد که چنین مقصودی حاصل نشده و نخواهد شد. برندگان این جوایز نه نیازی به ارزش مادی جایزه داشتند و نه شهرت حاصل از آن. شاید با توجه به اینکه اکثریت قریب به اتفاق این برندگان در مراسم اهدای جوایز حضور نداشتند، خود آنها هم با اتخاذ چنین رویهای موافق نبودند. از سوی دیگر، نفس حاضر نشدن برندگان در مراسم اهدای جوایز، از اعتبار جشنواره کاست.
همچنین انتخاب 4 ایرانی بین 5 برنده جایزه ناخودآگاه تصور نامطلوبی را نسبت به هدف انجام چنین مراسمی ایجاد میکند. در اینجا چند سوال قابل طرح است: نخست اینکه اگر محوریت اهدای جوایز، مقالات ارائه شده بود، چرا بیشتر برندگان، افرادی بودند که مقالهای به جشنواره ارائه نکرده بودند؟ دوم اینکه اگر ملاک تعیین برندگان، فعالیتهایی بود که آنها در طول عمر در زمینه یکی از ابعاد زندگی علمی و فرهنگی بوعلی انجام دادهاند، باید پرسید چرا در اغلب موارد، افرادی انتخاب شدند که نهتنها مشی فلسفی و علمی ابنسینا را نپذیرفتهاند، بلکه پژوهشهای آنها با محوریت اندیشهها و آثار دیگر اندیشمندان و دانشمندان بوده است؟
حسین برید
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم