در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تماشاگران سینما تا به امروز جیم کری را در نقشهای مختلف و متفاوتی دیدهاند. اما منتقدان سینمایی عقیده دارند یک سرود کریسمسی، متفاوتترین آنهاست. بعد از فیلمهایی مثل «خنگ و خنگتر»، «ایس و نچورا»، «نمایش ترومن»، «ماجستیک»، «شوخی با دیک و جین»، «بروس مقتدر» و «بله قربانگو» که همگی نمایش موفقی در گیشه نمایش داشتهاند، این بازیگر میآید تا دوباره تماشاگران سینما را به تعجب وادارد. هرچند که بازی او، همانطور که در گفتگوی پیشرو میگوید، مورد توجه اعضای سختگیر و کمدیگریز آکادمی اسکار قرار نمیگیرد.
وقتی پیشنهاد بازی در یک سرود کریسمسی را دریافت کردی، چه احساسی داشتی؟
خیلی خوشحال شدم، به 3 دلیل. اول این که این قصه چارلز دیکنز را خیلی دوست داشتم و دلم میخواست اگر نسخهای سینمایی از آن تولید میشود، من نقش اصلی آن را بازی کنم. دلیل دوم این بود که بسیار مایل بودم در یک فیلم سینمایی با رابرت زمهکیس همکاری کنم. دلیل سوم هم این بود که فیلم به کمک تکنولوژی جدید دیجیتالی و به شکل تازهای تولید میشد. در این حالت، تماشاچی تصاویر کارتونی و انیمیشنی مرا با صدای خودم روی پرده سینما میبیند و خبری از خود جیم کری نیست.
این شیوه بازی کردن برایت سخت نبود؟
نه، خیلی هم جذاب بود. ما صحنهها را به صورت زنده بازی و فیلمبرداری میکردیم و بعد این صحنهها به کمک کامپیوتر به صورت انیمیشنی در میآمد. زمهکیس این شیوه کاری را چند سال قبل در «قطار سریعالسیر قطب» و با کمک تام هنکس انجام داد و هنگام ساخت این فیلم، تجربه خیلی خوبی در این رابطه داشت. به همین دلیل، من به کار او کاملا اطمینان داشتم. رابرت از آن دسته فیلمسازانی است که در هر کار خود، تلاش دارد تجربههای جدیدی را ارائه دهد. این کار او مثل انقلابی در صنعت سینماست و ارزش هنری خیلی زیادی دارد.
فکر میکنی این نوع فیلمسازی گسترش پیدا کند و عمومی شود؟
بعید میدانم. از یک سو این شیوه کار بسیار گرانقیمت است و وقت زیادی میبرد و از سوی دیگر، بعید میدانم عموم بازیگران دوست داشته باشند به جای خودشان، تصاویر کارتونیشان روی پرده سینما دیده شود.
ولی تو و تام هنکس این کار را کردید؟
یکی از دلایلش این است که هر دوی ما طرفدار سینمای فانتزی هستیم و از همکاری با این نوع پروندهها حمایت میکنیم. فیلمهایی که به این شیوه تولید میشوند، حتما باید حال و هوای فانتزی و غیرواقعی داشته باشند. شما نمیتوانید یک فیلم اکشن یا ترسناک به این شیوه بسازید و برای آن تام کروز یا آنجلینا جولی را دعوت به کار کنید. باید دید آیا بازیگران مطرح سینما دوست دارند بازیگر فیلمهای فانتزی هم باشند یا خیر. بعد از آن است که میتوان درباره انیمیشنی کردن چهرهشان روی پرده سینما صحبت کرد.
گفتی که با قصه یک سرود کریسمسی از قبل آشنایی داشتی؟
بله. این قصه یکی از داستانهای محبوب دوران کودکیام است. آن را بارها و بارها خواندهام و هر بار از خواندنش لذت بردهام. هر وقت این کتاب را باز و خواندنش را شروع میکردم، خودم را به جای شخصیت اصلی آن مجسم کردم و نقش او را برای خودم بازی میکردم.
در فیلم در نقش چندین شخصیت متفاوت ایفای نقش کردهای. این کار سخت نبود؟
نه زیاد. چون قصه را خیلی خوب میشناختم، مشکلی با شخصیتهای مختلف و متفاوت آن نداشتم. از طرف دیگر، چالشهای کار بازیگری را دوست دارم. هرچه ایفای نقش سختتر باشد، از بازی در آن فیلم لذت بیشتری میبرم.
در این فیلم هم گریم سنگینی داری، مثل خیلی از فیلمهای دیگرت، چرا؟ چه چیزی را میخواهی در زیر این گریم پنهان کنی؟
قصد پنهان کردن هیچ چیزی را ندارم. از گریمهای سنگین استقبال میکنم، زیرا چهره مرا به شکل جدید و متفاوتی به نمایش میگذارد. این گریمها کمک میکند تا یک بازی و حضور تازه را تجربه کنم و این همان چیزی است که در بازیگری به دنبالش هستم.
نگران آن نیستی که تماشاچی فیلم، چهره تو را تشخیص ندهد و نتواند تصور کند که در حال تماشای بازی جیم کری است؟
او وقتی وارد سالن تاریک سینما میشود، میداند که دارد فیلم جیم کری را تماشا میکند. به همین دلیل جای نگرانی وجود ندارد.
کار کردن با رابرت زمه کیس چگونه بود؟
خوب و راحت، همان طور که فکر میکردم. رابرت فیلمساز بسیار مستعد و خلاقی است و همین مساله باعث میشود تا تو هم به عنوان بازیگر، تلاش کنی تا چیزی تازه خلق کنی، تجربه همکاری با او یکی از بهترین تجربههای کاریام بود. امیدوارم در آینده باز هم فرصت کار با او برایم پیش آید.
اگر تو را برای بازی در یک فیلم زنده دعوت کند، قبول میکنی؟
بله، چرا که نه؟ او هر نوع فیلمی که بسازد در آن خلاقیت به خرج میدهد. «فورست گامپ» و «مرگ برازنده اوست» او را تماشا کنید، تا متوجه شوید چه میگویم. دنیای فانتزی او مرا به حیرت وامیدارد. نمیدانم این همه شوق و اشتیاق را ازکجا میآورد.
سالهاست که صحبت تولید قسمت جدیدی از فیلم موفق «ماسک» است. خبر تازهای در این باره است؟
نه، فکر نمیکنم تهیهکنندگان فیلم این روزها در فکر تولید قسمت جدیدی از آن باشند. البته این روزها احیای فیلمهای موفق دهه 80 و 90 میلادی رونق گرفته است. به همین دلیل احتمال تولید قسمت دیگری از «ماسک» را نیز نمیتوان منتفی دانست.
تو جزو معدود کمدینهای فعال چند دهه اخیر صنعت سینما هستی، فکر میکنی چرا بیشتر بازیگرها علاقهای به ایفای نقش کمدی ندارند؟
متاسفانه فیلمهای کمدی و نقشهای کمدی در خود صنعت سینما هم جدی گرفته نمیشوند. انگار یک جور کسر شأن است. خیلیها اصلا بدشان میآید به آنها لقب کمدین بدهی، انگار که داری به آنها فحش میدهی. شما مراسم اسکار را نگاه کنید. این مراسم آینه تمام نمای صنعت سینمای ماست، ولی چقدر به نقشها و فیلمهای کمدی اهمیت میدهد؟ اگر در این باره حرف بزند یا کسی را نامزد دریافت جایزه کند، متهم به کوته فکری و حتی ابتذال میشود. آکادمی اسکار حتما باید فیلمهای فکور را انتخاب کند تا به عنوان یک مراسم خوب و جدی پذیرفته شود. مرا هم زمانی نامزد دریافت جایزه کردند که در یک نقش جدی بازی کردم. اما این وظیفه ما کمدینهاست که عقبنشینی نکنیم و با استمرار فعالیتهایمان، تلاش کنیم تا این حرفه را به جایگاه اصلیاش برسانیم و همه را وادار به پذیرش این واقعیت کنیم که سینمای کمدی و نقشآفرینان آنها را جدی بگیرند. طنز قضیه این است که ما کمدینها میتوانیم در نقشهای درام و جدی ظاهر شویم و حتی برای آنها تحسین شویم و جایزه هم بگیریم ولی بازیگران مدعی نقشها و فیلمهای جدی، نمیتوانند یک نقش کمدی را خوب و راحت بازی کنند. امیدوارم روزی این تناقض حل شود و ارزش واقعی هر چیزی به همان اندازهای که هست، محاسبه شود.
ترجمه: مهبد آستانی
منبع: آسوشیتدپرس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: