در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او درباره پذیرفتن این نقش میگوید: «چند سال پیش کاری را با لیلا برخورداری انجام دادم که یک نمایشنامهخوانی برای جشنواره مولوی بود. پیش از آن هم در پشت صحنه تئاتر فعالیت داشتم. همیشه در ذهنم بود که یک کار نمایشی را تجربه کنم که وقتی این تلهتئاتر پیشنهاد شد و گروه هم حرفهای به نظر آمد، قبول کردم.»
غفاری از نقشی که دارد راضی است و از اینکه در کنار بازیگرانی چون فرهاد تجویدی، فریده سپاهمنصور و ... قرار گرفته، خرسند است.
این بازیگر ادامه میدهد: «کار کردن با کارگردان خوبی چون محمد یعقوبی باعث افتخار هر بازیگری است. برای آماده شدن حدود یک ماه تمرین داشتم و با توجه به اینکه همه بچهها تئاتری بودند و صحنه را خوب درک میکردند، مشکل چندانی وجود نداشت.»
به اعتقاد غفاری این تجربه تنها بازی در یک اثر جدید نیست، بلکه آن را یک کارگاه آموزشی میداند و در پی کسب دانش بیشتری است.
او پس از اتمام این تلهتئاتر بازی در یک مجموعه را به کارگردانی «شفیع آقامحمدیان» آغاز خواهد کرد.
کارگردان برایم مهم است
فرهاد تجویدی بازیگر دیگری است که وارد اتاق میشود. گویا بازیاش فعلا تمام شده و برای استراحت آمده.
کتاب سفیدرنگی در دست دارد. کنجکاو میشوم که آن را ببینم، روی کتاب نوشته شده: نمایشنامه «خانم سویج عجیب» نوشته جان پاتریک، ترجمه آندرانیک خچومیان. به نظر میرسد یعقوبی سعی کرده حتی در دیالوگها هم به ترجمه و اصل نمایشنامه وفادار بماند.
فرهاد تجویدی با گریمی متفاوت نشسته است. حجم کار او را خسته نکرده و با روی خوش میپذیرد که درباره نقش خود صحبت کند: «نقش سناتور تیتوس، یکی از پسران خانم سویج را بازی میکنم. او مرد بانفوذ خودخواه ولخرجی است که به اتفاق برادر و خواهرش، مادرش را که همان خانم سویج است به آسایشگاهی میسپارند تا تحت نظر پرستاران باشد و به نوعی از دست او راحت شوند. در واقع میخواهند با آرامش از ثروت سویج بهره ببرند، ولی درگیر ماجراهای جالبی میشوند. سناتور تیتوس پسر ارشد خانواده سویج است و از طریق ثروت خانواده توانسته به مقام خود برسد.
من برای حضور در این تلهتئاتر 2 دلیل عمده داشتم که هر دو به کارگردان بازمیگردد. به نظر من محمد یعقوبی کارگردانی است که اخلاق و دانش را با هم دارد و این برای یک کارگردان حسن بزرگی است و حضورش موفقیت هر اثری را تضمین خواهد کرد.
سالها پیش، نمایشنامه خانم سویج را خوانده بودم و همان زمان متوجه شدم که این کار برای تلهتئاتر بسیار مناسب است؛ چون هم جنبه مفرح داشت و هم شکل اجرایی آن برای نمایش تلویزیونی مناسب بود. من 15 جلسه برای این نمایش تمرین کردم و از روزی که ضبط شروع شده در تمام روزها، بازی داشتم. در واقع، تیتوس یکی از نقشهای اصلی و پیشبرنده داستان است.»
او در هنر نمایش چهره آشنایی است و پیش از این تلهتئاتر «کشمشی در آفتاب» را برای تلویزیون بازی کرده. تئاتر را خوب میشناسد و حرفهای جالبی میزند: «به نظر من کار با محمد یعقوبی خیلی خوب بود، چون علاوه بر هنرمند بودن، انسان بینظیری است و گروه را با هم هماهنگ کرده است.
به نظر من بجز شناخت تمام عناصر بازیگری و اشراف بر اجزای یک نمایشنامه، شناخت دوربین نیز برای بازیگر تلهتئاتر بسیار مهم است. بازی در تلهتئاتر با صحنه تفاوتهایی دارد که باید در ضبط تلویزیونی لحاظ شود.
وقتی یک نمایش با 3 دوربین ضبط میشود، تلاش مضاعفی میطلبد. بازیگر باید دوربینها را کاملا حس کند تا بازیاش کاملا دیده شود. از طرف دیگر، عملکرد کارگردان تلویزیونی مهم است که ما از این نظر با وجود شخصی چون مسعود فروتن با آرامش جلوی دوربینها بازی میکردیم و میدانستیم هیچ ضعف و قوتی از دید او پنهان نمیماند.
نکته آخر در مورد نمایشنامه خانم سویج عجیب این است که آدمهای این نمایش در جامعه فعلی ما مصداقهای فراوانی دارند؛ آدمهایی که در چنبره مسائل مادی غرق شدهاند و ارزشی برای انسانیت قائل نیستند و افرادی را قربانی خواستههای خود میکنند. سناتور هم یکی از این آدمهاست.»
رنگ صورتی روی دیوار آسایشگاه
زمان استراحت گروه میرسد. چند بازیگر دیگر هم به ما میپیوندند که میان آنها «آیدا کیخایی» آشناست. او لباسی تیره روشن سبز بر تن دارد، کلاه سبزی روی سر کشیده، با حرارت صحبت میکند و نسکافه سفارش میدهد.
برایش توضیح میدهم که برای تهیه گزارش آمدهام. ناگهان یکی از عوامل وارد میشود و خبر فوت مسعود رسام را میدهد، همه لحظهای ساکت میشوند و بعد هر کسی چیزی میگوید. کیخایی کاملا متاثر شده و قادر به صحبت نیست، بعضیها تجربه همکاری با مرحوم رسام را به خاطر میآورند و با هم صحبت میکنند. ترجیح میدهم صحبت با کیخایی را به زمان مناسبتری موکول کنم.
به سمت استودیو 11 میروم. احمد آسوده بیرون میآید. به نظر خسته میآید و از این که در استودیو 11 ضبط دارد کمی دلخور است. البته حق با اوست، چون به اصطلاح یک نصفه استودیو در اختیار او و گروهش قرار گرفته و فضای بزرگتر، در اختیار برنامه دیگری است که یک دکور ثابت دارد.
استودیو، سرد و تاریک است. در نگاه اول به نظر خالی است. دکور، اتاق نشیمن یک آسایشگاه روانی است. رنگ دیوارها و مبلمان کمی تند به نظر میرسد و در کل بیشتر رنگهای صورتی به کار رفته است.
فریبا رحمانی، طراح صحنه و لباس این تلهتئاتر است و برای طراحی دکورها با نگاه به نمایشنامه، تحقیق هم میکند. با دقت و وسواس زیادی برای گروه کار میکند و این دکور نیز مهارت او را در طراحی کاملا نمایان کرده است.
دکور 3 ضلع دارد؛ سمت راست آن میز ناهارخوری است، وسط اتاق مبلمان راحتی و روبهرو پنجرهای است که خارج از محوطه را با پیچکهایی سبز به رخ میکشد. سمت چپ سالن هم در ورود و خروج قرار دارد.
یک کلاه، یک لباس
یک صدای آشنا سکوت استودیو را میشکند. فریده سپاهمنصور یا همان خانم سویج عجیب، کاغذ به دست به سمت دکور میرود. پیراهن مخمل قهوهایرنگی بر تن دارد و کلاهی مخمل هم روی سر گذاشته. به نظر لباس راحتی نیست، اما بانمک است.
سپاهمنصور دوست ندارد درباره خانم سویج صحبت کند، ولی میگوید: «من نمایشنامه را خواندم. کارگردان هم که مناسب بود، پس نقش را پذیرفتم. نقش خانم سویج یک نقش پیچیده است که تماشاچی را تا آخر نمایش جذب میکند. نکته مهم این است که کلاه من به لباسم دوخته شده و احساس خرگوش بودن دارم! لباس من اصلا راحت نبود و این مشکل به کمبود بودجه برمیگردد. این نمایش برای شبکه خاصی تولید میشود که طبیعتا تماشاگر خاص دارد، پس باید به مخاطب احترام گذاشت و برای من بازیگر هم امکانات قائل بود.»
کیخایی به استودیو میآید. هنوز متاثر است. با او درباره نقشاش گفتگو میکنم: «از ابتدا که محمد یعقوبی تصمیم گرفت این نمایشنامه را ضبط کند قرار بود همکاری داشته باشم، ولی نقشم مشخص نبود. وقتی شروع به خواندن نمایشنامه کردم، نقشهای جالبی در آن پیدا کردم، مثلا نقش سیسیبل که رزیتا غفاری بازی میکند، یکی از نقشهای خوب این نمایش بود. در نهایت، من برای نقش فلورانس یا فری که یکی از بیماران آسایشگاه است انتخاب شدم.
من پیش از این در یک نمایش نقش یک پیرزن دیوانه را بازی کرده بودم، اما نقش فری که یک دختر جوان سبکعقل بود، خیلی جای کار داشت و سعی کردم از تمام توانم برای بازی استفاده کنم. به نظرم فلورانس خیلی خوب شخصیتپردازی شده است.
دیالوگها خیلی خوب بود و متناسب با شخصیتها نوشته شده بود و در کل این نقش را دوست داشتم و از این که در کنار بازیگرانی چون تجویدی و سپاهمنصور بودم خوشحالم. علاوه بر اینها، کمکها و راهنماییهایی کارگردان هنری در کیفیت بازیها نقش بسزایی داشت.»
سناتور ناراحت است
همه به استودیو بازمیگردند. در این سکانس قرار است سپاهمنصور و علی سرابی بازی داشته باشند.
سپاهمنصور عروسک خرس کوچکی را در بغل گرفته و قرار است با دکتر امت، پزشک آسایشگاه صحبت کند.
دیالوگها چند بار تمرین و کار آغاز میشود: دکتر وارد میشود و روبهروی سویج میایستد. بدون حرف، مدتی طولانی به هم نگاه میکنند.
سویج به کاناپه تکیه میدهد و درحالی که سعی میکند لبخند نزند، خرس را در بغل میفشارد. گویا از نگاه دکتر چیزهایی متوجه شده است.
دکتر چند روزنامه در دست دارد و در سمت دیگر سالن ایستاده و با تحکم میگوید:
روزنامه عصر امروز.
او روزنامه را به سویج میدهد. سویج با اشتیاق روزنامهها را میگیرد و مینشیند. عینک میزند و درحالی که بخشی از آن را میخواند، قهقهه میزند.
دکتر خطاب به او میگوید:
نمیدونی سناتور چقدر از دستت ناراحته.
مسعود سرمدی، مدیر صحنه، از طریق گوشی متوجه میشود که رژی فرمان قطع بازی را داده. کات میشود. یعقوبی به اتاق میآید و با سرابی صحبت میکند.
این بخش چند بار تکرار میشود تا نتیجه مطلوب حاصل میگیرد.
مسعود فروتن هم به استودیو میآید. همچنان معتقد است هنگام کار تمرکز ندارد تا مصاحبه کند، ولی از او قول میگیرم در یک فرصت مناسب درباره کارگردانی تلویزیونی با هم صحبت کنیم.
خارج از استودیو، علی سرابی را میبینم که نقش دکتر امت را بازی میکند. چهرهای آرام و متفکر دارد. لباسی ساده پوشیده و ژاکت بافتنی بر تن دارد.
«من نقش پزشک آسایشگاهی را بازی میکنم که سویج در آن بستری است. تمام افرادی که در این آسایشگاه هستند، بیوگرافی دارند. برخلاف نمایشهای دیگر که درباره دکتر و پرستار آسایشگاه شناختی به تماشاچی داده نمیشود، دکتر امت نقش جالبی داشت و روی شخصیتش کار شده بود، چون قرار بود کارگردانی کار را یعقوبی برعهده بگیرد، ترغیب شدم که به گروه بپیوندم.»
خود او قرار است بزودی یک تلهتئاتر را کارگردانی کند و شناخت خوبی از تلهتئاتر دارد.
سرابی در ادامه میگوید: «با این که این نقش خیلی کوتاه بوده ولی از بازی در آن احساس خوبی دارم؛ چون در عین این که نمایش طنز نیست ولی ابعاد طنزی دارد که بیننده را مجذوب میکند. دلیلش این است که بیشتر بخشهای آن در یک آسایشگاه روانی میگذرد.»
قرار است صحنه بعدی ضبط شود. در این سکانس غفاری، تجویدی، سپاهمنصور و مسعود میرطاهری بازی میکنند.
گل کلاه غفاری از کلاه جدا شده و او با یکی از مسوولان لباس مشغول ترمیم کلاه هستند.
تجویدی دستها را به کمر زده و دور اتاق رژه میرود و دیالوگهایش را تکرار میکند.
گویا شارژ میکروفن تجویدی هم تمام شده و گروه کمی برای شروع ضبط معطل میشوند. از فرصت استفاده میکنم و پیش روی محمد یعقوبی مینشینم: «این اولین نمایشنامه از جان پاتریک است که به زبان فارسی ترجمه شده. متن و دیالوگها خوب بود و به نظرم برای ساخت تلهتئاتر کاملا مناسب بود. این نمایشنامه برای اولین بار خالق خود را در تلویزیون ما معرفی خواهد کرد.»
یعقوبی درباره انتخاب بازیگران میگوید: بیشتر بازیگران را در تئاتر میشناختم، به جز یکی دو نفر مثل رزیتا غفاری و فریده سپاهمنصور را که تجربه تلهتئاتر نداشتند. ولی گروه بازیگران این تلهتئاتر خیلی خوب بازی کردند و از انتخاب آنها راضی هستم. نقشها با دقت به بازیگران واگذار شد و هر کس سر جای خودش بود. علاوه بر اینها، از کار کنار مسعود فروتن خیلی راضی هستم.»
او اضافه میکند: «ما در انتخاب متن برای تلهتئاتر محدود هستیم و امیدوارم حساسیت برای ساخت تلهتئاتر ایرانی از نظر مضمون بیشتر شود.»
یعقوبی پیش از این 2 تلهتئاتر موفق «دل سگ» و «زمستان 68»را برای شبکه 4 تولید کرده که بارها و بارها پخش شدهاند.
ضبط شروع میشود، اما با اشکالاتی مواجه میشود. هنگامی که اطلاع میدهند کار مورد قبول واقع شده، همه بازیگران به اتاق فرمان میآیند تا بازیهایشان را از مونیتور ببینند.
برایشان آرزوی موفقیت میکنم و استودیو 11 را به امید تولید یک تلهتئاتر دیگر ترک میکنم.
منصور بسمل
عوامل سازنده تلهتئاتر خانم سویج عجیب
کارگردان هنری: محمد یعقوبی
کارگردان تلویزیونی: مسعود فروتن
تهیهکننده: احمد آسوده
مدیرتولید: سیدمهدی خضری
منشی صحنه: مریم عرباحمدی
مدیرصحنه: مسعود سرمدی
تصویربرداران: هادی حسینیپویا، زینالدین علامه و محمدرضا کاظمی
نورپرداز: مجید گلزاریان
صدابردار: تیرداد رضایی
طراح صحنه و لباس: فریبا رحمانی
گریم: نوید فرحمرزی، مژگان ناظمی
بازیگران: فریده سپاهمنصور، فرهاد تجویدی، رزیتا غفاری، آیدا کیخانی، علی سرابی، مسعود میرطاهری، رویا دعوتی، نوشین حسنزاده، محمد عسگری، مهران نائل و معصومه رحمانی.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: