خودمان را جدی بگیریم

یک: مدتی است که خبری روی خروجی سایت‌ها و خبرگزاری‌های مختلف قرار گرفته که متفاوت و غافلگیرکننده است: «سرقت فیلمنامه سیندرلای 3 از یک نویسنده ایرانی.» فریبرز روشنفکر نام این نویسنده جوان است که می‌گوید فیلم سیندرلای 3 بر اساس فیلمنامه ارسالی او به والت‌دیزنی ساخته شده است.
کد خبر: ۲۹۴۲۹۵

 او مستنداتی دارد که ثابت می‌کند وی مالک اصلی فیلمنامه این فیلم است. حالا ظاهرا دعوا کمی بالا گرفته و روشنفکر قصد دارد برای رسیدن به حقش به مراجع قضایی آمریکا شکایت کند. اما او پیش از این آکادمی اسکار را به هنگام دیدار سینماگران ایرانی در جریان ماوقع گذاشته است.

روشنفکر در این باره به ایرنا گفته است: وقتی موضوع منازعه را با محمدمهدی عسگرپور، ابراهیم حاتمی‌کیا و دیگران در میان گذاشتم همه آنها از دیدن مستندات من شگفت‌زده شدند و قرار شد که موضوع در همان جلسه اول دیدار با هیات آکادمی اسکار مطرح ‌شود. با این وجود مسوولان آکادمی اسکار با اظهار تاسف از اتفاق روی داده، گفته‌اند از آنجا که فریبرز روشنفکر از اعضای انجمن صنفی نویسندگان آمریکا نیست وی باید مستقیما به تشکیلات قضایی آمریکا مراجعه کند.

طبیعی است که طرح دعوی در تشکیلات قضایی آمریکا هزینه‌های سنگین خود را داشته باشد. ولی ظاهرا روشنفکر فکرهایی هم برای مواجهه قانونی با والت‌دیزنی، این غول رویاسازی دارد. روشنفکر گفته است: در آمریکا شرکت‌های حقوقی وجود دارند که منازعه‌های پرمنفعت را رصد می‌کنند و اگر ریسک سرمایه‌گذاری را روی یک پرونده منطقی تشخیص دهند، با طرف منازعه قرارداد منعقد می‌کنند. فی‌المثل 30 تا 50 درصد از انتفاع احتمالی را در قرارداد به عنوان حق‌الوکاله درنظر می‌گیرند.

به نظر می‌رسد کسی که می‌خواهد چنین کاری انجام دهد باید دستش خیلی پر باشد که همه خطرهای احتمالی را بپذیرد. آیا واقعا روشنفکر آنقدر مستندات در این زمینه دارد؟ و اگر چنین مستنداتی دارد آیا والت‌دیزنی از وجود آنها بی‌خبر است. روشنفکر در این باره می‌گوید: این مستندات اسنادی نیست که در دسترس والت‌دیزنی باشد چون مربوط به رقبای والت‌دیزنی می‌شود. من طرح داستانی دنباله‌سازی بر سیندرلا را در مهرماه 78 علاوه بر والت‌دیزنی به عمد برای 30 کمپانی فیلمسازی دیگر در آمریکا و اروپا فرستادم تا جواب‌های آنها سندی برای اثبات مالکیت این طرح داستانی باشد و عاقبت‌‌اندیشی من حالا جواب داده است. والت‌دیزنی به جای خریداری طرح من، آن را دزدید و اینک در تله بی‌چون و چرای مستندات من گرفتار است. من مالک بی‌‌چون و چرای ساختار سیندرلای 3 هستم و فقط همین مدارکی که پیش از این آنها را به مطبوعات ارائه کرده‌ام برای محکومیت والت‌دیزنی کافی است.

دو: این اتفاق و اتفاقات مشابه نشان می‌دهد که ما نباید خود را دست کم بگیریم. واقعیت این است ما در دنیای پیچیده و غریبی زندگی می‌کنیم که مقتضیات خاص خودش را دارد. به نظر می‌رسد «داد و ستدها»ی جهانی بسیار بسیار نزدیک‌تر از آنچه که قبلا حس می‌شد اتفاق می‌افتد. قرن بیست‌ویکم را قرن «ایده‌های نو» هم نامیده‌اند.

شاید باید به کمپانی والت‌دیزنی حق داد که با آن همه نیروی فعال و زبده چه در طرح خلق ‌ایده و چه در اجرا بیاید و طرح نوی یک جوان گمنام ایرانی را به نام خود ثبت کند و براساس آن یک انیمیشن دیگر روانه پرده سینماها کند، بدون آن‌که آب از آب تکان بخورد، اما احتمالا فریبرز روشنفکر ایرانی هم کمی و فقط کمی حق داشته باشد که جلوی این غول آمریکایی عرض اندام کند و حقش را بخواهد.با این همه به نظر می‌رسد به خاطر قوانین بین‌المللی و از جمله عدم اجرای قانون حق کپی‌رایت در ایران تنها باید به یکسری از اقدامات انفرادی دل خوش کرد. وجود قانون کپی‌رایت در کشور این حسن را خواهد داشت که در موارد اینچنینی بتوانیم با قدرت در عرصه‌های فرامرزی اقامه دعوی کنیم.

سوی دیگر این اتفاق یکسره متوجه میزان توانمندی هنرمندان ایرانی است که می‌توانند در جهان بشدت رقابتی شده، بدرخشند و به چشم بیایند. ای کاش زمینه و بستری بود که می‌توانست از تمام این نیروها و استعدادها به نحو شایسته و بایسته استفاده کند چرا که همه می‌دانیم حضور هنرمندان در عرصه‌های بین‌المللی چشمگیرتر شده و این حضور آنچنان قدرتمند و تاثیرگذار است که نمی‌‌توان از آن چشم‌پوشی کرد.

مهدی غلامحیدری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها