در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خداداد ماهها بعد در جام جهانی تکواندو به خاطر مصدومیت و ناآمادگی، انتظارات را برآورده نمیکند و چندی بعد تصمیم میگیرد قید حضور در مسابقههای جهانی دانمارک را بزند. او شاید کمی خوششانش است که نادریان و احمدی، جانشینانش در المپیک و جهانی نتیجه نگرفتهاند تا با وجود جوانگرایی که در تیم ملی صورت گرفته است، همچنان شانس بازگشت به تیم را برخوردار باشد.
او که مدعی است اختلافاتش را با سرمربی تیم ملی کنار گذاشته، بلندپروازیهای خاص خودش را دارد: «قهرمانی در بازیهای آسیایی گوانگجو و المپیک لندن.» خداداد از مسابقههای جهانی اخیر و آینده گفته است.
باور خیلیها این است که تیم ملی تکواندو در رقابتهای جهانی دانمارک نتیجه فوقالعادهای کسب کرده است. این موضوع را فراموش نکنیم که بیشتر تیمها جوانگرایی کرده بودند، درست مثل ایران. آیا برای شما هم نتیجه تیم ملی فوقالعاده بود؟
واقعا به کارنامهای که کسب کردهاند باید نمره موفق داد؛ تیمی که دورهای ویژه را طی میکند، بهترین بازیکنها را به هر دلیلی کنار گذاشته است، حالا با عنوان مصدومیت یا هر مساله دیگری، این تیم برای طی کردن دوره گذار نیاز به زمان دارد تا جان پیدا کند. به جرات باید بگویم حتی پایه این تیم براساس جوانها شکل گرفته. نه من بودم، نه ساعی و نه بیباک. از قهرمانان گذشته خبری نبود، ولی همین تیم رفت و با تعداد مدال بیشتر، از عنوان نایبقهرمانی جهان دفاع کرد. این نشان میدهد که کارنامه تیم ملی بهتر بوده است، آن هم در شرایطی که خیلیها امیدی به این تیم جوان نداشتند. من تا آخرین روز در اردو بودم و میدیدم که چقدر کادر فنی زحمت میکشید. باور کنید صمیمیت عجیبی میان مربیان و بازیکنان بود، حتی اگر یک ورزشکار مصدوم میشد و درد میکشید کادر فنی هم انگار این احساس را داشت. به هر حال تیم ما تا آستانه قهرمانی هم پیش رفت و حتی در روز آخر، قهرمان جهان بود، ولی ناداوریها این عنوان را از تیم کشورمان گرفت.
ولی ظاهرا پیش از اعزام تیم گفته بودی که نمیتوان خیلی به تکرار نایب قهرمانی امیدوار بود؟
ببینید! من در مصاحبهام گفته بودم تیم ما میتواند سوم بشود. من هم بازیکنان تیم خودمان را که میشناسم از حریفان جهانی هم شناخت کافی دارم. برای همین احساس میکردم تیم ما روی سکو خواهد رفت.
واقعا هیچ تیمی در دنیا مثل بچههای ما تمرین نمیکند. شاید فشار تمرینها و انگیزهای که بچههای ما دارند خیلی بیشتر از کره که قهرمان جهان است، باشد. من در اردو بودم و میدانستم که جوانها چقدر رشد داشتهاند. با این حال قبول دارم که پیشتر فکر میکردم تیم ملی سوم بشود. بچهها جوان بودند و کمتجربه. جو سالن و فشار تماشاچی با نام حریفان روی جوانها خیلی تاثیر گذاشت.
با این حال خیلیها معتقدند اوضاع مثل سابق بوده، چون دیگر تیمهای مدعی نیز جوانگرایی کرده بودند. فکر نمیکنی میتوانستیم با کمی تدبیر بهتر در روز پایانی قهرمان شویم؟
به هر حال ما یک مشکل بزرگ تمام نشدنی داریم. هر کدام از بازیکنان ما که روی شیابچانگ میرود علاوه بر حریف با داور هم باید مبارزه کند. اگر داور را کنار بگذارند ایران قهرمان جهان است. روی این موضوع تردید نداشته باشید. پتانسیل فنی و تکنیکی ما بیشتر از کرهایهاست. اگر میخواهیم قهرمان بشویم باید آنقدر خوب کار کنیم که داور هم نتواند جلودار ما باشد. قول میدهم در گوانگجو بهترین عنوان را به دست آوریم. در قهرمان جهان 2011 هم قطعا قهرمانی مال ایران است.
ما 2 بار قبلا تا آخرین روز، قهرمان جهان بودیم. واقعا چرا در آخرین لحظه این عنوان را از دست میدهیم؟
در آلمان و اسپانیا تا روز آخر قهرمان بودیم. در واقع در سالهای 2003 و 2005 در اسپانیا آخرین بازی فینال میان کره و آمریکا بود. اگر آمریکا میبرد ایران قهرمان میشد، اما کرهایها از تمام نفوذشان استفاده کردند و قهرمان شدند. این بار هم همین طور بود. کره چند دوره جام جهانی را از دست داد، مثل سال 2000 در لیون که ایران قهرمان شد یا همین سال 2009 در باکو که ترکیه اول شد و ایران هم نایب قهرمان. کرهایها میدانند که پتانسیل ایران خیلی بالاست. برای همین دست به هرکاری میزنند تا مانع قهرمانی ایران بشوند. البته مهم این است که جوانگرایی و آیندهنگری کردهایم.
البته پیش از المپیک نسبت به چنین تصمیمی واکنش تندی نشان دادی و آن اتفاقها رخ داد.
به هر حال قبول کنیم هیچ کشوری پیش از المپیک جوانگرایی نمیکند، اما ما بر سر برخی مسائل این کار را کردیم و یک جوان را آوردیم و آن مسائل پیش آمد. در المپیک هر کشور میآید که از تمام داشتههایش استفاده کند. از 4 سال قبل سرمایهگذاری میکنند تا در المپیک نتیجه بگیرند. مربیان ما هم با همین دید مسابقههای انتخابی را برگزار و به جوانها اعتماد کردند. یکسری از بزرگان خودشان نیامدند. بعضیها هم مصدوم بودند. مثلا خودم تصمیم گرفتم که این بار نباشم و به گوانگجو فکر کنم. در کل شرایط جوری که خیلی وقتها تیمهایی که در مسابقههای جهانی نتیجه میگیرند در المپیک نمیتوانند موفق باشند. المپیک دید وسیعتری میخواهد. ما الان بهترین زمان را برای جوانگرایی انتخاب کردیم.
فکر میکنی اگر به دانمارک میرفتی مدال کسب میکردی؟ جانشین تو تنها مبارز ما بود که خیلی زود حذف شد.
من وقتی تصمیمی میگیرم خیلی از شرایط را در نظر میگیرم. وقتی تصمیم گرفتم به مسابقههای جهانی نروم بهترین تصمیمام بود. با کادر فنی تیم ملی مشورت کردم. آن هم کاملا منطقی، نه احساسی. نمیخواستم چوبی که در جام جهانی خورده بودم اینجا هم بخورم. هنگام جامجهانی فکر میکردم شرایطم خیلی خوب است، ولی وقتی روی شیابچانگ رفتم دیدم این طور نیست. این دفعه مهدی احمدی خیلی آماده بود. خیلی هم تلاش کرد، اما فکر میکنم باید بیشتر از این کار بکند. به هر حال در وزن 58 کیلوگرم خلا داریم. بظاهر جایگزین من پیدا نشده است.
واقعا آماده نبودن عامل رفتن تو به دانمارک بود یا ترس از کنار گذاشته شدن از تیم ملی؟ چون اگر در مسابقههای جهانی مثل جام جهانی نتیجه نمیگرفتی، بهترین بهانه را به مربیان میدادی تا تو را هم کنار بگذارند؟
من آینده را هم در نظر گرفتم. اگر میرفتم مسابقههای جهانی، وضعیت مصدومیتم به گونهای بود که به قول دکتر به طور ناخواسته مجبور میشدم برای همیشه کنار بروم. فکر همهچیز را کردم. به این قضیه هم فکر کردم که کادر فنی دید مثبتی که الان دارد را شاید پس از جهانی دانمارک نداشته باشد. من بازیکنی نیستم که بدون مسابقهای انتخابی به تیم ملی بیایم. این دفعه حتی در قهرمانی کشور نیز شرکت کردم. همه را بردم و قهرمان شدم. مهدی احمدی را نیز با چهار پنج اختلاف شکست دادم. همین الان هم اگر مسابقه بگذارند شاید همه را با اختلاف بزنم، اما نگاه من جهانی است. من کره را نگاه میکنم. میدانستم با این شرایط نمیتوانستم خوب کار کنم.
اینکه جوانگرایی در تیم ملی نتیجه داده و ممکن است کادر فنی به این نتیجه برسند که قید استفاده از تو را بزنند، روی روحیهات تاثیرگذار نیست؟
آنقدر روحیه دارم که با این مسائل ضعیف نمیشوم. شاید خیلیها هستند که حسرت حضور در مسابقههای جهانی را میخورند، ولی من دنبال سکوی پرتاب به المپیک هستم. الان فقط انگیزهام این است که جبران مافات کنم. هدفم فقط گوانگجو و لندن است. میخواهم آنقدر خوب تمرین کنم که در المپیک هم مدال بگیرم.
اما شرایط سنی تو به گونهای است که هر لحظه امکان دارد مربیان تصمیم تازهای بگیرند؟
یک چیزی بگویم. هادی ساعی در 34 سالگی طلای المپیک را گرفت. خیلی از قهرمانان نامی دنیا در 29 تا 34 سالگی به اوج میرسند. در واقع این بهترین سن است تا از همه داشتهها و تجربیات استفاده کرد. من الان فقط 28 سال دارم. شاید خیلیها بگویند بهزاد قدیمی شده است، ولی من از 16سالگی در تیم ملی بودم و مدال کسب کردم. از خوششانسی یا بدشانسی الان هم کاپیتان تیم ملی هستم. من 28 ساله هستم، پس هنوز جا دارم که افتخار کسب کنم. حتی پس از المپیک لندن هم شاید چند سال بمانم و این بستگی به تواناییهایم دارد. من برای قهرمانی جهان نتوانستم، پس کنار کشیدم. اگر بهزاد خداداد بداند که آماده نیست خیلی راحت از حضور در مسابقهها انصراف میدهد. من در المپیک تازه 30ساله میشوم. قبلا هم داشتیم کسانی را که تازه در این سن مدال جهانی گرفتند. مانند علی تاجیک یا لوپز آمریکایی.
اختلافهای شما با رضا مهماندوست به پایان رسید؟
اگر اختلافی وجود داشت الان دیگر نیست. به المپیک مربوط بود و آن را کنار گذاشتیم. حتی تصمیم گرفتم در اردو بمانم و کنار بچهها باشم. مطمئن باشید دیگر اختلافی وجود ندارد. ما باید به آینده نگاه کنیم.
با این حساب اگر کادر فنی تیم ملی برای وزن 58کیلوگرم هم تصمیم بگیرد جوانگرایی کند، هیچ واکنشی نشان نمیدهید؟
همیشه گفتهام که اگر کسی در وزن 58 کیلو مدعی است بیاید در انتخابی برنده شود و هوگوی تیمملی را بپوشد.
اگر کسی مرا ببرد بدون هیچ حرف و حدیثی جای خودم را به او میدهم. کادر فنی هم همین را گفته است. من نگفتم همیشه برنده هستم. دست بالای دست بسیار است. یکی چیز دیگر هم بگویم وقتی ببینم به درد بخور نیستم خودم کنار میروم تا این که مرا کنار بگذارند. این تنها چیزی است که مرا خیلی آزار میدهد. من مثل خیلیها نیستم که فقط آرزوی حضور در رقابتهای جهانی را دارند. من بهترین مدال را میخواهم.
فکر میکنی در گوانگ جو مدال میگیری؟
مسابقهها خیلی سخت است. کره با تمام توان خود میآید، اما من برنامهریزی کردهام تا مصدومیتم برطرف شود و به اوج آمادگی برسم. من پیش از المپیک حتما طلای گوانگجو را میخواهم.
علی رضایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: