آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسینی از فوتبالیستهای خوشاخلاق است؛ منظور از خوشاخلاقی البته این نیست که وقتی کسی زخمی میشود توپ را به بیرون میزند، بلکه رفتارش متین و صبورانه است و حتی در برخورد با خبرنگاران با حوصله به سوالها پاسخ می دهد.
تلخترین روز زندگی سیدجلال حسینی، روزی است که ایران با کره جنوبی مساوی کرد و شانس حضور در رقابتهای جام جهانی 2010 را از دست داد. حسینی ماجرا را اینطور بازگو میکند: «ما یک گل جلو بودیم و با تمام توان بازی میکردیم. 8 7 دقیقه بیشتر نمانده بود و اگر میبردیم این شانس را داشتیم که صعود کنیم. اما دقیقه 82 از روی بدشانسی گل خوردیم و رویای جام جهانی نقش برآب شد. آن روز یکی از تلخترین روزهای زندگیام بود.»
وقتی نوبت به تعریف خاطره شیرین میرسد، مکث میکند و با خود زمزمه میکند: «خب بگذارید ببینم... تولد که نباشد. مرگ هم نباشد... نمیدانم به خدا»! خودش میخندد و بالاخره یک چیزی یادش میآید: «فکر میکنم قهرمانی با تیم سایپا بود. زمانی که آقای دایی مربیمان بود. رقابتها نزدیک بود و کمتر کسی میتوانست درست حدس بزند چه کسی پیروز میشود. اما ما بازی را بردیم. این که یک سال زحمت میکشی و نتیجه میگیری خیلی ارزشمند است.»
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....