در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از جمله نتایج برنامههای محوری دولت نهم و دهم، ایجاد امکان طرح مباحثی است که تا پیش از این، در نظر و عمل، در سطح مدیریت کلان جامعه و اقتصاد ملی کشورمان مهجور مانده بود. با این حال، این تمام ماجرا نیست. به طور مثال، با آن که یکی از شعارهای محوری دولتهای محترم نهم و دهم، عدالت محوری بوده و انصافا نیز در این زمینه بسیار جدی بوده است، وقتی از سوی قوه مقننه این هدف والا سرلوحه اقدامات و برنامهها و مدیریت اجرایی کشور قرار میگیرد، بدون اینکه مانیفست عدالت تدوین و منتشر شود، ممکن است در اجرا، دچار خطاهایی شویم که جبران برخی از آنها شاید غیر ممکن باشد. برای درک ملموستر این واقعیت، مثالی را از غیر قوهمجریه میآوریم؛ فرض کنیم که حکم قطع دست سارق را اعلام کرده، درصدد اجرای آن باشیم. آیا بدون تعریف دقیق فقهی و حقوقی، اجرای عدالت ممکن است؟ هر چند هم که با تمام خلوص، اجرای عدالت را در صدر اهداف خود قرار داده باشیم. فرصت را مغتنم شمرده، مثالی را در قوه مجریه، در قالب پرسشی طرح میکنیم: آیا بخشش معوقههای بدهکاران به سیستم بانکی، در مانیفست عدالت دولت جای میگیرد یا در تناقض با آن است؟ اگر عدالت است چرا و اگر در تناقض است چرا؟ پاسخ مستدل را به انتظار مینشینیم و امیدواریم مانیفست عدالت دولت در تعاریف و مصادیق، در سطح خرد و کلان در سطح فرد و بخش و دیگر اقتضائات آن، بزودی منتشر شود.
برهمین اساس ارائه برنامه تحول اقتصادی دولت خوشبختانه موجبات مطرح کردن مبانی مربوط به تدوین برنامه جامع انرژی جمهوری اسلامی ایران را فراهم کرده است، اما برنامه جامع انرژی چیست؟
برای درک بهتر و واقع بینانهتر از برنامه جامع انرژی، لازم است تا به فرآیند توسعه و ارتقای ترتیبات برنامهریزی در تعامل انرژی و اقتصاد نگاهی تحلیلی داشته باشیم.
الف) تاکیدات اولیه در پژوهشهای انرژی و اقتصاد، براساس ارزیابی و محاسبه انرژی به عنوان یک عامل تولید در کنار کار و سرمایه در تابع تولید یک بنگاه در سطح خرد و تابع تولید کشور در سطح کل، تعیین ارتباط جانشین یا مکمل بودن انرژی با دیگر عوامل تولید در کوتاه مدت و بلند مدت همچنین کششهای متناظر بوده است.
ب) دستیابی به تعادلی عمومی در اقتصاد با تاکید بر انرژی به عنوان عامل سرمایه طبیعی، برنامهریزان را بر آن داشت تا با برخی تجدید نظرهای اساسی در روششناسی ارزیابی انرژی اقتصاد، عرصههای جدیدی را در پژوهشهای علوم اقتصادی وارد کنند. مدلهای برنامهریزی جورگنسو، هیودسان و وارتون گامهای اولیه در سطوح عالی مطالعات در تعامل انرژی و اقتصاد است.
ج) نوسانات شدید قیمتهای جهانی نفت به عنوان مهمترین حامل انرژی در دهههای 70 و 80 میلادی و همچنین نگرش نوین به مقوله محیط زیست، موجبات نوآوریهای نوین در روش شناختی و در تحلیل نهایی، توسعه سطوح عالی مدیریت و برنامهریزی انرژی در اقتصادهای ملی، منطقهای و بینالملل شد. ایده توسعه پایدار (Sustainable Development) که امروزه به عنوان یک راهبرد برای اقتصاد ملی یک کشور تلقی میشود، فراگردی از ارتقای روش شناختی برنامهریزی در تعامل انرژی و اقتصاد و در چارچوب ملاحظات زیست محیطی است.
حال منصفانه از خود سوال کنیم که ما در کجای این فرآیند قرار داریم! آیا اگر در این مسیر، در موضع قابل دفاعی نباشیم، توانستهایم طرحی نو دراندازیم؛ اگر طرح داریم این ساز و کار بدیع کجاست و اگر نداریم که نداریم، بهتر نیست کمی محتاطتر و با ژرف اندیشی بیشتر، قدمها و گامهای بعدی را برداریم؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: