jamejamonline
صفحه نخست عمومی کد خبر: ۲۹۳۵۰۱   ۲۰ آبان ۱۳۸۸  |  ۰۰:۱۰

گروه حوادث: با شکایت یک زندانی از کارمند فروشگاه زندان به اتهام کلاهبرداری، تحقیق در این زمینه آغاز شد. به گزارش «جام‌جم»، اوایل این هفته مردی به شعبه 12 بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 2 تهران مراجعه و از 2 مرد به اتهام کلاهبرداری میلیونی شکایت کرد.

مرد شاکی در اظهاراتش به بازپرس طوفانی گفت: چند سال قبل به خاطر اختلاف مالی و بدهکاری میلیونی به یک نفر، دستگیر و پس از محکومیت به حبس 5 ساله روانه زندان شدم.

چند ماه قبل به سلول دیگری در زندان انتقال یافتم و با مردی آشنا شدم که به اتهام جعل اسناد و کلاهبرداری، یازدهمین سال محکومیتش را سپری می‌کرد.

پس از چند روز که این مرد فهمید به خاطر بدهی میلیونی باید در زندان بمانم و شاکی پرونده‌ام حاضر به بخشیدن من نیست، قول داد مقدمات آزادی‌ام را فراهم کند.

شاکی اضافه کرد: هم‌سلولی‌ام خواست پس از آن که به مرخصی رفتم، 15 میلیون تومان به حساب بانکی یکی از کارمندان فروشگاه زندان واریز کنم تا پس از برداشت آن، در کمتر از 2 هفته مقدمات آزادی‌ام فراهم و رضایت شاکی‌ام جلب شود.

به گفته‌اش عمل کردم و 15 میلیون تومان به حساب بانکی کارمند فروشگاه زندان واریز کردم، اما پس از پایان مدت مرخصی، مجبور به بازگشت زندان شدم. وقتی دوباره با هم‌سلولی‌ام روبه‌رو شدم، از او در خصوص آزادی‌ام سوال کردم که گفت، پولی دریافت نکرده که مرا آزاد کند.

ناپدید شدن 15 میلیون تومان

شاکی ادامه داد: به اوضاع مشکوک شدم و از او خواستم در این باره با کارمند فروشگاه زندان صحبت کند، اما وقتی 3 نفری با هم روبه‌رو شدیم آن دو یکدیگر را متهم کردند که 15 میلیون تومان را دیگری برداشت کرده است.

به هر دو نفر مشکوک هستم و فکر می‌کنم، آنها برای کلاهبرداری از من با هم تبانی کرده‌اند. حالا هم به خاطر این که زمان مرخصی‌ام به پایان رسیده، باید برای ادامه محکومیتم به زندان بازگردم.

پس از شکایت این مرد، پرونده‌ای تشکیل و به اداره پلیس تهران ارسال شد و در ادامه تحقیقات، مرد زندانی و کارمند فروشگاه زندان به مرکز پلیس انتقال یافتند و یکدیگر را متهم کردند.

نشانه اتهام به سوی دو متهم

کارمند فروشگاه زندان در اظهاراتش به پلیس گفت: من از رابطه این دو زندانی بی‌اطلاع بودم تا این‌که زندانی سابقه‌دار یک روز به ملاقاتم آمد و از من خواست اجازه دهم یکی از اقوامش پولی را به حسابم واریز کند و من تحویل وی دهم که پذیرفتم و پس از برداشت پول، آن را در اختیار مرد زندانی قرار دادم و او پول‌ها را تحویل یکی از اقوامش داد که به ملاقات او آمده بود و از این موضوع که 15 میلیون تومان مربوط به زندانی دیگر باشد، بی‌اطلاع بودم.

به دنبال اظهارات این مرد، زندانی سابقه‌دار گفته‌های او را نپذیرفت و بیان کرد، کارمند فروشگاه زندان، پول‌ها را به سرقت برده تا او را دچار دردسر کند.

بنابر این گزارش، به دنبال اظهارات متناقض زندانی سابقه‌دار و کارمند فروشگاه زندان، آنها با قرار قانونی بازداشت شدند و تحقیقات تکمیلی درخصوص فاش شدن ابعاد مختلف پرونده ادامه دارد.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
نقطه طلایی

نقطه طلایی

یک) عکس را خیلی وقت است گذاشته‌ام. جایی که همیشه جلوی چشمم باشد. پشت عکس، بابا با خودکار آبی و خط شکسته نستعلیق نوشته: «باغ اکبرآقا- نوروز۱۳۶۵ - با محمدمهدی جان».

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

حملات و ترورهای مرگبار در سراسر افغانستان به امری روزمره بدل شده‌است. هر کسی هم می‌تواند هدف باشد.

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

از یک سنی به بعد، دیگر شخص و انسان نیستند. تبدیل می‌شوند به یک مفهوم. یک مکتب، یک تفکر. بعضی وقت‌ها با یک من عسل نمی‌شود خوردشان.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
یک عصر متفاوت

در مرحله نیمه‌نهایی عصرجدید چه اتفاقاتی افتاد؟ به همراه جزئیاتی از چگونگی برگزاری مرحله پایانی

یک عصر متفاوت

پیشخوان

بیشتر