در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حالات و اخلاق کودکان مختلف، متفاوت است؛ پس احتمال دارد که برخی کودکان، کجخلقی را مرتبا تجربه کنند در حالی که در مورد برخی از کودکان، این حالت کمتر پیش میآید. خلاف بزرگسالان، کودکان قادر به کنترل احساسات خود و جلوگیری از بروز آنها نیستند.
تصور کنید چه حسی دارید وقتی میخواهید از یک وسیله استفاده کنید اما قادر به انجام این کار نیستید. این موضوع عصبانیکننده است. عرق میکنید، قدم میزنید و در را محکم به هم میکوبید. این یک نمونه از عصبانیت در بزرگسالان است. کودکان نیز سعی میکنند دنیای خود را مدیریت کنند و وقتی قادر به انجام کاری نیستند، به سمت یکی از وسایل در دسترس میروند تا عصبانیت خود را روی آن خالی کنند.
چند دلیل اصلی عصبانیت کودک که برای والدین بسیار آشناست، عبارتند از: جلب توجه کودک، خستگی، گرسنگی یا ناراحتی او.
عصبانیت اغلب نتیجه نارضایتی کودک از محیط اطراف است. وقتی او نمیتواند به چیزی دست یابد، مثلا به یک وسیله یا یک شخص یا نمیتواند کاری را که میخواهد انجام دهد، عصبانی میشود. عصبانیت یک بخش غیرقابل اجتناب از زندگی کودکان است، همانطور که یاد گرفتن چیزهای مختلف جزئی از زندگیشان است.
عصبانیت در سال دوم زندگی که کودکان در حال یادگیری زمان هستند، عادی است. به طور کلی، کودکان بیش از آنچه که میتوانند بیان کنند، درک میکنند. تصور کنید قادر به بیان نیازهای خود به دیگران نیستند؛ این هم یک تجربه عصبانیکننده است که میتواند منجر به بداخلاقی شود. همینطور که مهارتهای زبانی پیشرفت میکند، کجخلقی نیز کاهش مییابد.
موضوع دیگری که نوپایان با آن درگیرند، افزایش نیاز به استقلال و خودمختاری است. کودکان در این سن، استقلال و کنترل محیط اطراف را طلب میکنند، حتی بیش از آن مقداری که قادر به دستیابی به آن هستند. این موضوع شرایط مناسبی را برای بروز بداخلاقی ایجاد میکند، چون کودک تصور میکند که «من خودم میتوانم این کار را انجام دهم» یا «من آن وسیله را میخواهم، آن را به من بدهید.» وقتی کودک میفهمد که نمیتواند آن کار را انجام دهد یا هر چیزی را که میخواهد نمیتواند داشته باشد، شرایط برای کجخلقی آماده میشود.
جلوگیری از کجخلقی
بهترین راه برای مقابله با کجخلقی در کودکان، متوقف کردن کودک در اولین مرحله ممکن است. در اینجا به چند روش اشاره میشود:
مطمئن شوید که کودکتان به خاطر عدم توجه شما دچار عصبانیت نشده است. برای یک کودک، توجه منفی مثل پاسخ والدین به یک کجخلقی، بهتر از توجه نکردن است. این عادت را در فرزندتان ایجاد کنید که در مقابل رفتارهای مثبتش به او توجه نشان دهید.
کنترل برخی چیزهای کوچک را در اختیار کودکتان قرار دهید. این موضوع میتواند استقلال او را تامین کند و او را از کجخلقی نجات دهد. انتخابهای کوچکی مثل «آب سیب میخواهی یا آب پرتقال؟» یا «قبل از حمام مسواک میزنی یا پس از آن؟» را به او پیشنهاد دهید. از سوال کردنی که منجر به پاسخ، منفی میشود اجتناب کنید، مثل «میخواهی الان مسواک بزنی؟» در این صورت به احتمال قوی، پاسخ منفی است.
اشیای ممنوعه را دور از چشم و دسترس او قرار دهید تا باعث درگیری نشود. واضح است که این کار همیشه ممکن نیست خصوصا در بیرون از منزل که قابل کنترل نیست.
حواس کودک خود را پرت کنید. موقعی که کودکتان عصبانی است، حواس او را با پیشنهاد یک چیز جدید پرت کنید یا محیط او را عوض کنید. او را بیرون ببرید یا به یک اتاق دیگر منتقل کنید.
وقتی کودک در حال بازی یا یادگیری است، فضا را برای موفقیت او آماده کنید. از اسباببازیها و بازیهای مناسب سن او استفاده کنید. همچنین قبل از شروع یک کار سخت از کارهای سادهتر آغاز کنید.
وقتی کودکتان چیزی را میخواهد به پاسختان به دقت فکر کنید. فکر کنید که پاسختان عصبانیکننده است یا خیر.
محدودیتهای فرزندتان را بشناسید. اگر میدانید که کودکتان در حال تلاش برای انجام کاری است، اصلا وقت خوبی برای خرید رفتن یا سعی در جلب توجه او به موضوع دیگری نیست.
اگر کودک در حال تکرار رفتاری است که احتمال صدمه به خود را دارد و شما قبلا از او خواستهاید که این کار را نکند، با جدیت با او برخورد کنید تا بفهمد در مورد مسائل مربوط به سلامتی او کاملا جدی و انعطافناپذیر هستید.
مهمترین چیزی که باید در رویارویی با کودکی که در مرحله عصبانیت و بداخلاقی است در نظر داشته باشید، این است که آرام و خونسرد بمانید. موضوع را با عصبانیت خود بدتر و پیچیدهتر نکنید. بچهها میتوانند عصبانیت والدین را حس کنند. این موضوع میتواند عصبانیت آنها را بدتر کند و منجر به رفتارهای بدتری از جانب آنها شود. در عوض سعی کنید فکر کنید و نفس عمیقی بکشید.
فرزندتان شما را الگوی خود قرار میدهد و به شما تکیه میکند. تنبیه بدنی فایدهای ندارد. تنبیه فیزیکی به کودک یاد میدهد که استفاده از زور و تنبیه بدنی خوب است. به جای آن، سعی کنید کنترل خود را به او یاد دهید.
ابتدا قبل از هر اقدامی سعی کنید بفهمید چه اتفاقی روی داده که موجب عصبانیت فرزندتان شده است. با بدخلقی و عصبانیت، باید براساس دلیل ایجاد آن رفتار شود. سعی کنید بفهمید که بر کودکتان چه گذشته است. مثلا اگر او دچار ناامیدی بزرگی شده، سعی کنید برای او آرامش ایجاد کنید.
اما وقتی به کودکتان چیزی را که میخواسته، ندادید و او عصبانی شد، وضعیت فرق میکند. شما باید موضوع را برایش توضیح دهید، چون او تا حدی میتواند دلایل ابتدایی را متوجه شود.
نادیده گرفتن خشم و غضب کودک نیز یک راه دیگر است، البته اگر این عصبانیت، تهدیدی برای او یا دیگران نباشد. فعالیتهای خود را ادامه دهید و توجهی به کودکتان نکنید، اما او را زیرنظر داشته باشید و او را تنها رها نکنید، چون ممکن است احساس کند هنگام احساسات غیرقابل کنترلش، تنها رها میشود.
برای کودکانی که هنگام عصبانیت در خطر آسیب رساندن به خود یا دیگران هستند، باید فضایی آرام، امن و ساکت ایجاد کرد تا آرام بگیرند. در محیطهای اجتماعی هم میتوان از این راه استفاده کرد.
کودکان بزرگتر، اگر یاد گرفته باشند که رفتارهای حاوی عصبانیت، آنها را به خواستههایشان میرساند، بیشتر از این روش استفاده میکنند. وقتی آنها در سنین مدرسه هستند، میتوان از آنها خواست تا در اتاق خود بمانند تا آرام شوند و کنترل خود را به دست گیرند.
پس از توفان
گاه یک کودک برای کنترل عصبانیت خود دچار مشکل میشود. در این موارد باید به او اطمینان بدهید که در آرام کردنش به او کمک خواهید کرد.
اما پس از آرام شدن، چیزی را که میخواسته و به خاطر آن عصبانی شده، به عنوان جایزه به او ندهید. این کار فقط به او ثابت میکند که عصبانی شدن، موثر است و او را به اهدافش میرساند. به جای آن، او را به صورت کلامی تشویق کنید.
همچنین امکان دارد که کودک پس از عصبانیت آسیبپذیر شود، زیرا متوجه میشود کمتر از قبل دوست داشته میشود. اکنون زمان در آغوش گرفتن اوست. باید به او اطمینان بدهید که دوستش دارید، اما در برخی موارد هم لازم است با پزشک مشورت کنید:
وقتی سوالاتی در مورد این که چه باید بکنید یا کودکتان چه باید انجام دهد، دارید.
وقتی از پاسخهای خود ناراضی هستید.
وقتی کجخلقی، بسیاری از احساسات بد دیگر را در کودکتان برمیانگیزد.
وقتی کجخلقی کودک با شدت در فواصل زمانی خاص تکرار میشود.
وقتی کودک به خود یا دیگران صدمه میرساند.
وقتی کودک تبدیل به یک فرد خرابکار و ویرانگر میشود.
وقتی کودک دچار کمبود اعتماد به نفس یا وابستگی زیاد به دیگران میشود.
در این حالت، پزشک مشکلات فیزیکی کودک را که با رفتارهایش ارتباط دارد، بررسی و موضوع را رفع میکند، مثلا به بررسی مشکلات شنوایی، بینایی، بیماریهای مزمن، تاخیر در صحبت کردن یا ناتوانی در یادگیری میپردازد.
به یاد داشته باشید که معمولا کجخلقی در کودکان، موضوعی نیست که باعث نگرانی شود و اغلب به خودی خود کم میشود. با بزرگ شدن کودک، این رفتارها نیز در او کاهش مییابد. او بتدریج کنترل بیشتری روی خود پیدا میکند و باعث رضایت بیشتر پدر و مادر میشود.
الهه عیوضزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: