در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شماره اول آنچارتد یک بازی کاملا خوشساخت و روان بود که به خوبی نشان میداد با کنسول پلیاستیشن3 چه کارهایی میشود کرد. روند بازی شماره اول همانطور که نقد این بازی در همین صفحه گفتیم، اصلا چیز جدیدی نبود. در طول بازی آنچارتد همیشه این احساس وجود دارد که قبلا همه این کارها را کردهاید. قسمت دوم از این لحاظ تغییر چندانی نکرده است و پیشرفتها همه از نظر فنی هستند. در این بازی به دنبال نوآوری و ایده خلاقانه نباشید.
روند بازی همچنان ترکیبی است از Gears of War و تومریدر. ناتان دریک میتواند مانند مارکوس پشت موانع پناه بگیرد و کورکورانه شلیک کند و در مواقع لزوم مانند لاراکرافت از لبهها و میلهها آویزان شود و پرشهای سرگیجهآور انجام دهد. روند بازی تعادل خوبی میان این 2 سبک به وجود آورده که البته هیچکدام از آنها خیلی حرفهای و عمیق نمیشوند.
واقعا نمیدانم در نقد بازی آنچارتد2 که یک بازی فوقالعاده خوشساخت و روان است چه میشود گفت؟ داستان، گرافیک، کاراکترها، گیمپلی و دیگر مولفههای بازی آنقدر خوب هستند که اصلا نمیفهمید آنچارتد2 کی شروع و کی تمام شد. اما اگر بخواهیم به بازی خرده بگیریم و ایرادهای بزرگ و کوچک دربیاوریم، فهرست این ایرادها بسیار طولانی میشود. مثلا پرشها از پیش تعریف شده هستند و شما نمیتوانید آزادانه سکوبازی انجام بدهید. یا بعضی وقتها هوش مصنوعی همراه شما کارهای مسخرهای میکند. اما هیچکدام از این ایرادها کوچکترین لطمهای به روند بازی نمیزنند. پس بهتر است خردهگیری را کنار بگذاریم.
داستان آغاز و پایان بسیار خوبی دارد و اما در میانه کار پیش به یک جور رفع تکلیف شبیه است. از همان اول میشود فهمید فلین آدم روراستی نیست و مثلث عشقی دریک، کلویی و النا چه سرانجامی دارد. اما در بیشتر موارد داستان را به خاطر مراحل و گیمپلی نوشتهاند و تنها یک بهانه است تا شما را به نقاط مختلف دنیا در جستجوی راز یاران گمشده مارکو پولو ببرد. فصل پایانی داستان واقعا عالی است و نشان میدهد برای یک بازی ماجراجویانه چطور باید پایانی ساخت که هم مخاطب را به وجد بیاورد و هم نقطه اوجی برای داستان باشد. در این میان باید حتما به صداگذاری خوب و دیالوگهای بامزه شخصیتها هم اشاره کنیم که جزو نقاط قوت داستان هستند.
روند بازی صددرصد خطی است. حتی یک سانتیمتر هم نمیشود از مسیری که از قبل تعریف کردهاند منحرف شد. در بسیاری از موارد (به خصوص بخشهای سکوبازی) هدف اصلا معلوم نیست اما چون تنها یک راه جلویتان وجود دارد میتوانید با اطمینان وارد آن راه بشوید. در این زمینه حتی یک دکمه راهنما وجود دارد که بازی به شما میگوید مثلا باید از طریق فلان چیز خودت را به فلانجا برسانی. به هیچ عنوان قرار نیست در آنچارتد2 جایی گیر کنید و دور خودتان بچرخید. معماها هم بسیار ساده و پیشپا افتاده هستند.
در بخش اکشن اوضاع هیچ فرقی با شماره اول ندارد. تعداد دشمنها به سمت بینهایت میل میکند. دیگر نمیشود مدت طولانی پشت چیزی پناه گرفت، چون به خاطر فیزیک خوب بازی و تخریبپذیری بالای محیط ممکن است جانپناه خود را به راحتی از دست بدهید. مخفیانه کار کردن در آنچارتد2 همیشه عواقب خوبی دارد. میشود با حمله بیسر و صدا به دشمنها از به صدا در آمدن آژیرهای خطر و حمله لشکر سربازان جلوگیری کرد.
بسیاری از منتقدان آنچارتد2 را زیباترین بازی کنسولی حال حاضر لقب دادهاند که اصلا بیراه نیست. جزئیات موجود در هر صحنه سرگیجهآور است. حرکات صورت کاراکترها کاملا طبیعی از کاردرآمده و حرکات آنها در تعامل با محیط بازی واقعا دیدنی است. در مراحل برفی نوع راه رفتن ناتان بسیار طبیعی است و احساس فرو رفتن تا زیر زانو در برف به بازیکننده منتقل میشود. بازیسازهای استودیوی ناتیداگ سابقه کاملا درخشانی در زمینه طراحی مراحل دارند و آنچارتد2 نقطه درخشانی در کارنامه آنها محسوب میشود. تنوع مراحل و موانع محیطی با توجه به زمان نسبتا طولانی بازی واقعا بینظیر هستند.
آنچارتد2 یکی از بهترین بازیهای امسال است و به نظر نمیرسد به جز Assassin's Creed 2 رقیب جدی دیگری داشته باشد. همانطور که گفتم، این بازی مانند شماره قبل اصلا چیز جدیدی ندارد اما گیمپلی روان و گرافیک دیدنی آنچارتد2 ترکیبی هستند که امسال به این خوبی در هیچ بازی دیگری کنار هم جمع نشده بودند.
سید طه رسولی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: