در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر احزاب سیاسی به نمایندگی از افکار عمومی تقاضاها، درخواستها و مطالبات متعدد، متنوع و متضاد آنها دستهبندی، تجمیع و فرموله میکنند و سپس آنها را به حاکمیت منتقل میکنند، پس احزاب در جای خود نیز باید پاسخگوی افکارعمومی باشند و این موضوع بخصوص در حوادث و رخدادهای پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بیش از گذشته ضروری است.
اگر احزاب سیاسی که مجوز فعالیت از کمیسیون ماده 10 قانون احزاب در وزارت کشور اخذ میکنند و به تناسب همین مجوز از حمایتهای متعدد حاکمیت چون اخذ یارانه، برخوردار از امنیت برای فعالیت و مهمتر به رسمیت شناختن و دارای شناسنامه و هویت مشخص سیاسی میشوند، طبیعی است این احزاب در مواقع مقتضی باید پاسخگوی حاکمیت و نیز مردم باشند.
نمیشود حزبی سیاسی در جمهوری اسلامی که برآمده از آرای مردم میباشد و بیش از 98 درصد مردم به قانون اساسی رای دادهاند که بنابه فرموده امام خمینی (ره) مترقیترین اصل آن ولایت فقیه است، فعالیت کند و خود در ساختارشکنی، نادیده انگاشتن فصلالخطابها پیشگام باشد و نسبت به شکستن حریمها واکنشی نشان ندهد. آیا میتوان پذیرفت تشکل سیاسی در کشور فعالیت کند، اما مواضع سیاسی آن نسبت به آمریکا و مداخلات پایانناپذیر آن در امور داخلی ایران مملو از ابهام و ایهام باشد و چشم خود را بر تحریمها، تهدیدها، مداخلات و حتی تحقیرهایی که آمریکا نسبت به ملت ایران و ارزشهای مسلط آن نشان میدهد، فروگذارد؟ این که امام خمینی(ره) فرمودند: آمریکا دشمن شماره یک ملت ایران است.
این احزاب و فعالان سیاسی نسبت به این موضع امام (ره) چه وضعی دارند؟
آیا حزب سیاسی که رقابت سیاسی و قاعده بازی را سرلوحه خود علیالقاعده باید بداند، میتواند ادعا کند که رای اکثریت زمانی معنادار است که به نفع آنان رقم خورد و اگر رقیبان سیاسی آنها با اقبال مردمی روبهرو شدند، در انتخابات تقلب صورت گرفته است؟
پاسخگوی زیر سوال بردن ارزشهای جامعه، باورهای دینی، شکستن حریمها و قداستها، ساختارشکنیها و اعتماد عمومی نسبت به نظام که به نام فعالیت سیاسی و حزبی و حضور در تظاهرات و میتینگهای مختلف صورت میگیرد، چه فرد، حزب یا مرجعی است؟
آیا میتوان پذیرفت افراد یا کسانی به نام خط امام (ره) بر میراثهای ماندگار امام خمینی (ره) مثل «نظام جمهوری اسلامی» و «ولایت فقیه» هجوم ببرند و نام خود را احیاگران نام و راه معمار کبیر انقلاب اسلامی بنامند؟
بیشک از جمله پیامدهای انتخابات دهم لزوم شفافسازی مواضع و دیدگاهها و پاسخگویی احزاب و فعالان سیاسی در حوزه مسوولیت خود میباشد. آیا میتوان پذیرفت که به نام اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری گروهی و احزابی بدتر از دشمنان قسمخورده انقلاب اسلامی بر ارزشهای دینی و پایهها و بنیادهای نظام جمهوری اسلامی ضربه وارد کنند؟
ناصحانه و مشفقانه از بازندگان انتخابات و برخی حامیان کژاندیش آنان میخواهیم تا دیرتر نشده است، با عذرخواهی از عملکرد و مواضع ناصواب دست بردارند. هیچ انسان منصف و دلسوزی مایل نیست که برخی دوستان دیروز انقلاب در بند باشند، اما آیا میتوان پذیرفت که روز 13 آبان که در دولت موسوی و ریاست کروبی بر مجلس سوم به نام روز ملی مبارزه با استکبار جهانی نامگذاری شد و اینان تلاش کردند که در آن روزها افتخار سکه استکبارستیزی را به نام خود ضرب کنند و در پرتو مبارزه با آمریکا در انتخاباتهای متعدد از مردم رای گرفتند و بر مسندهای مهم کشور تکیه زدند، امروز نه تنها پشیمان از آن مبارزات بلکه آمریکا را دوست بدانند و دوستان خود را دشمن معرفی کنند.
دانشجویان و جوانان عزیز، مطبوعات و رسانهها بخصوص رسانه ملی، احزاب و تشکلهای سیاسی، نهادهای قانونی چون خانه احزاب، کمیسیون ماده 10 و دستگاههای مسوول چون دولت، مجلس و قوه قضاییه نیز وظایف و ماموریتهایی در این خصوص دارند که باید بموقع و درست انجام دهند. حرف بر سر این است که مواضع احزاب و فعالان سیاسی درباره مسائل باید روشن و شفاف باشد و به تناسب مسوولیتهایی که دارند، در نزد افکار عمومی پاسخگو باشند. نهضت پرسشگری و درخواست پاسخ باید راه بیفتد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: