در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ویترین تاریخ، فرهنگ، هنر
برنامه از حیث ساختار، ویترین تاریخ، فرهنگ و هنر کشور است و با بخشهای مختلف خود، دامنه وسیعی را پوشش میدهد. ساختار خاصی که در زمان شروع به کار برنامه سال 1386 توانست برنامهسازی در تلویزیون را متحول کند و با ارائه شیوه جدیدی از بحث و گفتگو، علاقهمندان فراوانی را جلب کند و تماشای هر شب این برنامه را جزو اولویتهای خیلیها قرار دهد.
این برنامه همانند دیگر برنامههایی که به بحث و گفتگو با یک مهمان خاص درباره یک موضوع خاص میپردازند، یک مجری اصلی دارد، اما تفاوتش با آنها در این است که مجری خود به بحث با مهمانان و کارشناسانی که به برنامه دعوت شدهاند، نمینشیند و این کار را به یک متخصص و کارشناس میسپارد. در حقیقت، برنامه از بخشهای متنوعی تشکیل شده که هر شب 2 بخش از آن اجرا میشود و هر بخش مخاطبان خاص خودش را جذب میکند؛ ادبیات، سینما، تئاتر، عکاسی، معماری، نقاشی و....
البته نباید اهمیت مجری اصلی برنامه را در جلب نظر مخاطبان فراموش کرد. محمد صالحعلا آنچنان در نحوه اجرا دست به آشناییزدایی زده که هم یک سبک و متد شخصی را در اجرا ارائه داده و هم یک رابطه تاثیرگذار و صمیمی بین خود و مردم ایجاد کرده است. وقتی در آغاز برنامه او با ادبیات خاص خودش (که تا حدی تکراری شده) مردم را مورد عنایت و لطف قرار میدهد و آنها را هموطنان جان، هموطنان پیشانی بلند و روی سپید میخواند، راهی جز همنشینی و همراهی با او و برنامهاش باقی نمیگذارد.
این تلاش و همت او برای اجرایی متفاوت، جذاب، خلاقانه و مودبانه هم جای تقدیر و تشکر دارد و هم حاوی نکات مهمی است. محمد صالحعلا از سالیان پیش در زمینههای مختلف هنری فعالیتهای حرفهای داشته و تا امروز در زمینه کارگردانی سینما و تئاتر، بازیگری، شعر و ادبیات و... کارنامه نسبتا غنی و خوبی را از خود به جای گذاشته است. با این تجربه و در حالی که میتواند خود به بحث با مهمانان برنامه بنشیند، آن را به کارشناسان صاحبنظر آن رشته واگذار میکند و به قول خودش دست به سینه پای بحثها مینشیند و صرفا بحثها را به عنوان یک مخاطب دنبال میکند. این را مقایسه کنید با برنامههایی که تنها یک مجری دارند با تمام مهمانانشان در تمام زمینهها از علمی، هنری و حتی سیاسی وارد بحث میشود.
قدم زدن روی شیشه
هیچ برنامهای از خطر یکنواختی و خستهکنندگی مصون نیست، حتی اگر صاحب امتیازات ویژهای باشد. دو قدم مانده به صبح باید بداند دوقدمی که تا صبح مانده باید روی شیشه طی شود و هر لحظه امکان شکستن این شیشه وجود دارد، چراکه با عنصری به اسم مخاطب روبهرو هستند؛ مخاطبی که دارای شعور، سواد و سلیقه است و باید از نظر فرهنگی و هنری ارضا شود و وقتی برنامه نتواند تجربه جدیدی برایش به همراه داشته باشد، قطعا از اولویتهای مخاطب حذف میشود، حتی اگر زمانی برایش جزو بهترین برنامه بوده باشد.
از زمانی که برنامه دو قدم مانده به صبح آغاز به کار کرده است تاکنون تغییرات ظاهری و ساختاری اندکی را در خود ایجاد کرده است که با توجه به همین تغییرات، برنامه را میتوان به چند دوره تقسیم کرد. برخی تغییرات بسیار خوب و بجا بود و توانست برنامه را از یکنواختی نجات دهد، اما موفقیت و چشمگیر بودن این برنامه در سری اول آن، دیگر تکرار نشد و بینندگان از این بابت کمی دلسرد شدند. در سری اول برنامه که محمد رحمانیان مجری تئاتر بود، طرفداران این کارگردان خوشفکر تئاتر به تماشای این برنامه مینشستند، چراکه با یک آدم معتبر در این رشته روبهرو بودند. البته این به آن معنا نیست که مجری و کارشناس بخش فعلی تئاتر فاقد این اعتبار است، اصلا. اتفاقا کارشناس فعلی هم جزو آدمهای معتبر و باتجربه این رشته است، اما به هرحال حقیقت را باید پذیرفت که کارشناس فعلی به هیچ وجه محبوبیت محمد رحمانیان را در بین اهالی تئاتر ندارد یا وقتی شادمهر راستین، منتقد، نویسنده و مستندساز محبوب ایرانی، مجری بخش معماری بود و درباره رشته تخصصیاش یعنی معماری به بحث با مهمانان برنامه مینشست، علاوه بر اهالی رشته معماری، اهالی سینما را نیز جذب آن بخش میکرد و آن بخش حال و هوای دیگری داشت.
از نکات دیگری هم که باعث القای حس یکنواختی و سکون به بینندگان برنامه شده و در سری جدید برنامه به وجود آمده، کیفیت بحثها در بخشهای مختلف برنامه است. در سری جدید برنامه، دیگر از بحثهای جنجالی و چالشبرانگیز خبری نیست و بینندگان تنها یک گفتگوی توافقی را شاهد هستند که هیچکس حرفی مخالف دیگری نمیزند تا در خلال بحث یک دستاورد فکری جدید به دست آید. در صورتی که در سری گذشته این برنامه، بحثهای جدی و مفیدی صورت میگرفت. بیشترین سهم بحث را بخش سینمایی برنامه داشت که اجرای آن را فریدون جیرانی، کارگردان آثاری چون قرمز و سالاد فصل بر عهده داشت.
البته بخش سینمایی برنامه از آن بخشهایی است که تاکنون تغییری در خود ایجاد نکرده است و همان ساختار و هدف گذشته را دنبال میکند و به بحثهای اساسی در قسمتهای مختلف سینمایی میپردازد از هنر دوبله گرفته تا اوضاع بخش اکران، انجمنهای صنفی، نقد و منتقد و مباحث تاریخی و تحلیلی در سینما.
بخشی که دکتر رضا پورحسین به بحث با دکتر علیاکبر ولایتی مینشیند، همواره ساختار خود را حفظ کرده است و مطالب مطرح شده در این بخش اصالت و اعتباری خاص دارد.
در آخر باید گفت که این برنامه خوب، اصیل و ارزشمند، با همه حسنهایی که دارد و در این مطلب سعی شد به برخی از آنها اشاره شود، دچار نوعی سکون و کمتحرکی شده است. بر خود لازم دیدیم به آن بپردازیم تا دوباره شاهد شکوفایی این برنامه خوب و تاثیرگذار باشیم.
آسمان سینهام را چون شمایی مشتریست
باز کن دکان که وقت عاشقیست
حسین گودرزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: