در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قصه
مرو (با بازی کاستهلیتو) مردی میانسال است که در رشته کاری خود تخصص زیادی دارد. او یک کارگر صنعتی است که روزانه 10 ساعت کار میکند. وی سالها قبل با دختری اهل آلبانی آشنا شد و با وی ازدواج کرد. حاصل این ازدواج پسری به نام لورنزو (با بازی کامپانلی) است. همسر آلبانیتبار مرو پس از چند سال زندگی مشترک، وی را به مقصد آلبانی ترک کرد و لورنزو را پیش او گذاشت. از آن زمان مرو تنها زندگی کرده و با سختی و مشقت، پسر خود را بزرگ کرده است. لورنزو عشق بزرگ زندگی مرو و تنها دلیل وی برای زندگی و ادامه حیات است. مرو سخت کار میکند تا پسرش یک زندگی آرام و راحت داشته باشد و کمبود مادر واقعی خود را حس نکند. در عین حال، مرو آرزوهای زیادی برای لورنزو دارد. در بین این آرزوها، یکی مهمتر از بقیه است. مرو همیشه رویا و آرزوی آن را داشته که لورنزو با حضور در مسابقات حرفهای ورزش مشتزنی، تبدیل به یک قهرمان این رشته ورزشی شود، اما لورنزو در این زمینه یک مبتدی است و مرو برای اینکه او را از حالت آماتوری درآورده و تبدیل به یک قهرمان حرفهای کند، باید تلاش زیادی به خرج دهد. خود مرو سالها قبل در ایام جوانی، ورزش مشتزنی میکرده است، ولی او هیچوقت نتوانست از حالت آماتوری درآید. حالا او میخواهد پسرش کاری را که وی نیمهتمام گذاشت، به یک پایان خوب و خوش برساند. به همین دلیل، او تمرینهای سخت و سنگینی را پیش روی لورنزو قرار میدهد. برنامه تمرینی لورنزو سخت و دشوار است. وی مجبور است در روز چندین ساعت متوالی به تمرین بپردازد. این مساله وقت و انرژی زیادی از هر دوی آنها میگیرد. لورنزو هم باید یاد بگیرد چگونه در رینگ با حریفهای خود مبارزه کند و هم بیاموزد که چگونه به کمک مشتزنی در زندگی روزمره از خودش دفاع کند. لورنزو وقتی عشق و علاقه پدرش را در رابطه با مشتزنی میبیند، جذب این ورزش میشود و علاقه و محبت بین پدر و پسر بیشتر از گذشته میشود.
لورنزو فقط به خاطر خودش نیست که میخواهد ورزش مشتزنی را بخوبی یاد بگیرد. یکی از هدفهای مهم او رنگ واقعیت زدن به رویای دیرینه پدرش است؛ پدری که زندگی و جان خودش را وقف او کرده است. اما ارتباط صمیمی و بسیار نزدیک مرو و لورنزو با بازگشت ناگهانی دنیسا، مادر لورنزو (با بازی آنیتا کراووس) دستخوش تحولات و ماجراهایی میشود. او که سالها در زندگی پسرش حضور نداشته، حالا برگشته تا جای خالی خود را پر کند. دنیسا برای غیبت طولانی خود دلایل منطقی و قابل قبولی هم دارد. مرو نه میتواند مانع از دیدار لورنزو و مادرش شود و نه میخواهد که چنین کاری کند. او هنوز هم به همسر خود که سالها قبل خیلی ناگهانی و بدون هیچ توضیحی وی را ترک کرد، علاقه دارد. آشنایی لورنزو با آنا هم مساله دیگری است که میتواند مانع از ادامه فعالیت مشتزنی او شود. در چنین شرایطی مرو باید یک تصمیم درست بگیرد تا اوضاع را به حالت عادی درآورد. اما آیا او توانایی آن را دارد که چنین تصمیم مهمی را بگیرد؟
نقد
آلساندرو آنجلینی برای قصه فیلم خود منطقه شمال غربی کشور ایتالیا را انتخاب کرده است؛ جایی که لوکیشنهای آن نقش مهم و تعیینکنندهای در قصه و پیشبرد ماجراهای آن دارند. «سرت را بلند کن» یادآور آثار نئورئالیستی سینمای ایتالیاست که با رنگ و بویی امروزی ارائه میشود. وجه ورزشی فیلم در بعضی لحظات ناخودآگاه قسمت اول «راکی» سیلوستر استالونه را به یاد میآورد. قصه فیلم بین دو درام ورزشی و خانوادگی در نوسان است و فیلمساز بخوبی توانسته ارتباط بین این دو را حفظ کند. این دو وجه فیلم به آرامی در کنار هم قرار گرفته و به جلو میروند. در عین حال، هیچیک از این دو خودش را به دیگری تحمیل نمیکند. قصه فیلم بدون این که تلاش داشته باشد تا حال و هوایی شعاری به خود بگیرد، بحث پیرامون مسائل مختلف اجتماعی و فرهنگی (و حتی سیاسی) را نیز پیش میکشد و در دل ماجراهای خود، آنها را تحلیل میکند. فیلمبرداری فیلم عالی است و صحنههای بسیار جذابی را به بیننده ارائه میدهد. بازیها طبیعی و روان است و کاستهلیتو مثل همیشه یک بازی عالی و زیرپوستی در نقش یک پدر مجرد و زحمتکش ارائه میدهد. آلبانیتبار بودن همسر مرو، رنگی فراملیتی به قصه فیلم میزند و آن را تبدیل به اثری با مضمون بینالمللی میکند. ورود دنیسا همسر مرو به قصه فیلم، آن را وارد مرحله تازهای میکند و به شکلی پیشبینی نشده قصه را وارد چالشهای تازهای میکند. لورنزو در بین آدمهای دور و بر خود بعضی وقتها شبیه موجود اسیری به نظر میرسد که خودش هم نمیداند چه کار باید بکند. بزودی او هم مثل پدرش مجبور به یک تصمیمگیری مهم میشود و کارگردان فیلم، تصمیمگیری نهایی پدر و پسر را به شکل جذابی به یکدیگر پیوند میزند.
کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: