وقتی همه خوابیم

نزدیک به 60 سال از ملی شدن صنعت نفت در ایران می‌گذرد؛ 60 سالی که با توسعه بهره برداری از منابع نفت، گاز و برق آبی و ان‌شاء‌الله بزودی زود تولید برق هسته‌ای ، جایگاه کشورمان در رتبه کم‌نظیری در آسیا و حتی جهان از نقطه نظر انرژی قرار گرفته است.
کد خبر: ۲۹۲۵۱۶

جایگاه ایران در جهان بی‌بدیل می‌شود آن‌گاه که این رتبه را به لحاظ نقاط برجسته ژئوپلتیک، ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک ایران اسلامی ارزیابی کنیم. می‌توانیم برای برخورداری از چنین موقعیتی به خود ببالیم اما آیا واقعا توانسته‌ایم در قالب یک شبه ابرقدرت مبتنی بر این جایگاه، به بایسته‌های آن شایسته عمل کنیم؟

تا پیش از انقلاب اسلامی کشورمان به صورت دربست و در برنامه تولید و عرضه حامل‌های اولیه و ثانویه انرژی به داخل و خارج کشور از آموزه‌های چشم آبی‌ها پیروی می‌کرد؛ آموزه‌هایی که بر مبنای تامین امنیت عرضه انرژی به کشورهای صنعتی و رفع نیازهای داخلی تدوین می‌شد. اواخر دوران رژیم پهلوی، چشم آبی‌ها ناگزیر شدند به صورت روش حداقلی، درباره ابعاد رو به گسترش پدیده انرژی در ایران یک ساماندهی صورت دهند و استنفورد آمریکا، اولین برنامه جامع انرژی را در اقتصاد ملی ایران، تدوین و ارائه کرد اما آن هم در حد یک گزارش در سوابق سازمان برنامه و بودجه باقی ماند. از آن زمان تاکنون نیز از برنامه جامع انرژی در اقتصاد ملی خبری نبوده است.

برنامه جامع انرژی چیست که باید درباره آن این همه دغدغه داشت؟ نگارنده در حد بضاعت قصد دارد به این دغدغه بپردازد. با این حال، فرصت را مغتنم شمرده، در برهه تاریخی بررسی لایحه هدفمندی یارانه‌ها در صحن علنی مجلس که وزن اصلی این لایحه روی اصلاح نظام قیمت‌گذاری سوخت و سایر حامل‌های انرژی در کشور است ‌ یک نکته را یادآور می‌شود؛ نفت ملی شد اما وقتی همه خواب بودند نظام برنامه‌ریزی در کشور ملی نشد و همچنان وابسته ماند. طی یک دهه، کشورمان درگیر سخت‌ترین بحران‌هایی بود که در سال‌های 1357 تا 1367 به آن تحمیل شد و بالطبع، فرصت بازنگری و بازنگاری برای اصلاح ساختارهای عمیق نظام وابسته برنامه‌ریزی از ما گرفته شد. با این حال و طی 2 دهه گذشته تدوین و اجرای برنامه جامع انرژی در اقتصادهای ملی بسیاری از کشورهای جهان، حتی از نان شب مردم واجب‌تر قلمداد شد؛ جایی که ایران در حوزه انرژی و حوزه‌های وابسته آن، دارای جایگاه شبه ابرقدرتی بوده است.

دولت‌های نهم و دهم، وجهه همت خود را در تحول اقتصاد ملی با تاکید بر بخش انرژی گذاشته‌اند و مجلس شورای اسلامی نیز همراه خوب و قدرتمندی بوده است، اما آیا کار به همین جا ختم می‌شود؟ به جرات می‌توان گفت در بیدار شدن، قدم اول را خوب برداشته‌ایم اما این فقط تحقق شرط لازم کار است و متاسفانه، از تمهیدات لازم برای تحقق شرط کافی در تحول اقتصادی کشور با تاکید بر بخش انرژی تا حد زیادی غفلت شده است. شاید بخشی از این نقیصه خطرناک، به کم‌کاری مراکز دانشگاهی و پژوهشی برگردد.

نگارنده در این مجال به دنبال پیدا کردن مقصر نیست، اما مهم، باور این مساله است که بدانیم شروط کافی در مسیر تحول مهیا وآماده نشده و مهم‌ترین آن نقیصه جدی فقدان برنامه جامع انرژی کشور بوده که تحول اقتصادی بدون آن به مثابه ساخت و پرتاب موشک برای حمل ماهواره است، بی‌آن که مراحل اولیه و تست‌های شبیه‌سازی در مراحل آزمایشگاهی و پیش‌پرتاب طی شده باشد. اگر چنین شد، شاید ماهواره در مدار قرار بگیرد اما امکان دارد با سقوط موشک، این توفیق به دست نیاید. در صحنه اقتصاد ملی نیز فرآیند کار مشابه است، با این تفاوت که عوارض سوء آن از عمق و وسعت بیشتری برخوردار خواهد بود.

بهروز پورسینا

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها