در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
البته این حادثه بدون تلفات با دستگیری متهم پایان یافت. گروگانگیری در بانک خصوصی، یادآور واقعهای خونین در تبریز بود که اکنون در سالگرد آن قرار داریم. مرور این پرونده و نمونههای مشابه آن لزوم رعایت نکات ایمنی در بانکها و شرکتهای خصوصی را بخوبی نشان میدهد. در ماجرای اخیر در الکترونیکی بودن بانک و قرار داشتن دکمه آژیر خطر در محل مناسب از موفقیت متهم در پیشبرد نقشهاش جلوگیری کرد، اما در واقعه 8 سال قبل شرکتی که هدف سارق مسلح قرار گرفت تجهیزات ایمنی کافی نداشت. ساعت 15 و 13 دقیقه روز دوشنبه 7 آبان سال 80 ، مرد 35 سالهای به نام علیرضا دست به اقدامیجنونآمیز زد. او پیش از این یک بار در سال 75 به جرم حمل سلاح گرم و شلیک 2 گلوله به یکی از دوستانش توسط دادگاه عمومی تبریز به حبس محکوم شده و زندان را تجربه کرده بود. علیرضا این بار در حالی که یک تپانچه برلینگ در دست داشت به خیابان راهآهن رفت و وارد دفتر یک شرکت صنعتی شد. او 2 نفر از کارمندان شرکت را به یکی از اتاقها برد و در آنجا پسری 12 ساله را دید که همراه پدرش و چند کارمند دیگر مشغول بازی شطرنج بودند. علیرضا شروع به تهدید کارمندان کرد و وقتی با اعتراض یکی از آنها مواجه شد، انگشتش را روی ماشه فشرد و اولین قتل را رقم زد. با طنین صدای گلوله، زن جوانی که تا آن زمان خود را از مرد مهاجم پنهان کرده بود، خودش را به پشت بام رساند و با تلفنی که در اتاقک قرار داشت. پلیس 110 را از ماجرا مطلع کرد. این اتفاق در حالی رخ داد که علیرضا از گروگانهایش میخواست الماسهای گرانقیمت تراشکاری را که در شرکت نگهداری میشود به او بدهند، اما کارمندان توضیح دادند الماسه تراشکاری در شرکت وجود ندارد. سرانجام با باز شدن در گاوصندوق، مرد مهاجم یکصدهزار تومان پولی را که آنجا بود برداشت و سپس دست گروگانها را بست.
دقایقی بعد، تیم های عملیاتی پلیس ساختمان شرکت را محاصره کردند این اقدام در حالی صورت گرفت که علیرضا 4 گروگان دیگرش را هدف گلوله قرار داده بود و قصد داشت قتلگاه را ترک کند. مأموران پلیس از گروگانگیر خواستند خودش را تسلیم کند، اما او شروع به تیراندازی به سوی پلیس کرد.
گروه ضربت نیز با پرتاب گاز اشکآور به سمت گروگانگیر مسلح آتش گشودند. در این هنگام علیرضا که تمام راهها را به روی خودش بسته میدید، اسکناسهایی را که از گاوصندوق شرکت به دست آورده بود از پنجرهها بیرون ریخت. لحظات به کندی و سخت سپری میشد و جان ماموران بشدت در خطر بود از طرفی آنان نمیدانستند چه اتفاقی برای گروگانها افتاده و چند نفر اسیر مهاجم جنون زده هستند. در نهایت 3 ساعت و نیم پس از آغاز این ماجرای خونین، در حالی که 4 نفر از ماموران نیز زخمی شده بودند گروه ضربت به داخل ساختمان هجوم برد، اما برخلاف انتظار، خبری از تیراندازی و واکنش سارق مسلح نبود. سکوتی سنگین بر دفتر شرکت حکمفرما شده بود و این موضوع از واقعهای ناگوار خبر میداد. ماموران وقتی به یکی از اتاقها وارد شدند در کنار اجساد 5 قربانی با جنازه علیرضا مواجه شدند. این مرد پیش از ورود پلیس به ساختمان با شلیک گلولهای به شقیقهاش به زندگی خود پایان داده بود.
پس از آن مدیرعامل شرکت که از این واقعه جان سالم بدر برده بود جزییات حادثه را شرح داد و گفت: «علیرضا در تماس تلفنی به برادرش گفت در محاصره پلیس است و دیگر او را نخواهند دید. او همچنین در تماس دیگری از دوستش خواست پولی به زن و بچهاش بدهد.»
ماجرای گروگانگیری خونین در تبریز چند روز صفحههای حوادث روزنامهها را به خود اختصاص داد و در نهایت به فراموشی سپرده شد، حال آنکه بررسی بیشتر و واکاوی این پرونده شاید میتوانست از تکرار گروگانگیریهای مشابه پیشگیری کند.
مریم عفتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: