در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سونا همیشه طرفدار زیاد داشته است. چه در دهه 70 که معجزه لاغری با سونا شهرت پیدا کرده بود و چه حالا که با بخور نعناع و اوکالیپتوس همراه است. اما برای مراد محمدی سونا یک کابوس است. برای او سونا یادآور لحظهای است که مرگ را جلوی چشمان خود دید.
سال 2003، مسابقات جهانی باکو. مراد محمدی به وزن کشی میرود. روی صفحه ترازو، وزن مراد از عدد 60 میگذرد و به او اجازه شرکت در مسابقات مگر در صورت کم کردن وزن را نمیدهند. او به سونا میرود تا وزن کم کند و آنقدر در سونا میماند که ضعف میکند. محمدی این ماجرا را اینگونه توضیح میدهد: مدت زیادی در سونا ماندم و آب بدنم کامل کشیده شده بود و دیگر انرژی نداشتم اما باید یک کیلوی دیگر وزن کم میکردم. موفق شدم وزن را کم کنم اما موقع خروج از سونا بچهها زیر بغلم را گرفتند. توان حرکت کردن نداشتم.
محمدی از آن سونا به عنوان محلی که مرگ را جلوی چشمانش دیده یاد میکند: همه توانم در سونا از بین رفته بود. من که به زور میتوانستم سرپا بایستم، نتوانستم آن طور که باید کشتی بگیرم و از دور مسابقات حذف شدم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: