در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مسعود در کودکی آرزو داشت پزشکی متبحر شود. او میگوید: «میخواستم به مردم کمک کنم.» اما از آن هدف مقدس و والا تا ته چاه بدنامی برای این جوان فاصله زیادی نبود و او با چنان سرعتی سقوط کرد که خودش هم نمیداند چه اتفاقی افتاد: «نمیدانم چرا همه چیز به هم ریخت و به این حال و روز افتادم. اشتباه کردم، اشتباهی بزرگ.»
مسعود 20 سال بیشتر نداشت که اولین سوءسابقه در پروندهاش ثبت شد. خودش میگوید که به خاطر جرمی سبک به زندان افتاد اما تجربه حبس روند زندگی او را تغییر داد و او را به مجرمی حرفهای تبدیل کرد: «در زندان با چند نفر دوست شدم که خلافکاران حرفهای بودند، آنها بعد از آزادی مرا وارد باند کیفقاپی کردند.» مسعود در زندان که بود از دوستانش روشهای کیف قاپی را فرا گرفت. برای همین به گفته خودش چند ماه بعد از آزادی این جرم را پیشه خود قرار داد و بهتدریج جذب باند سرقت از گیشههای بانک شد. مسعود درباره انگیزهای که او را به این کار واداشت توضیحات مفصلی میدهد: «اعتیاد. به موادمخدر آلوده شده بودم و برای تامین هزینه موادمخدر چارهای جز دزدی نداشتم. خیلی از سارقان و اعضای باند خودمان هم شرایطی مثل من داشتند. اعتیاد با آدم کاری میکند که فقط پول و مواد برایش مهم است و به چیز دیگری فکر نمیکند.»
یکی دیگر از دلایلی که مسعود را به ورطه تبهکاری کشاند، بلندپروازیهای او بود. خودش میگوید: «فکر میکردم چرا بچه پولدارها باید همه چیز داشته و از همه نوع امکاناتی برخوردار باشند ولی من از همه چیز محروم باشم. میخواستم به آرزوهایم برسم. بیپولی مرا از زندگی دلخواهم محروم کرده بود و من نمیخواستم ناکام باقی بمانم. برای همین به دزدیها ادامه دادم و با پولی که به دست میآوردم، ولخرجی میکردم.
آرزویم داشتن خانه مجلل و خودروی مدل بالا بود. میسوختم و احساس میکردم وقت آن رسیده است به آرزوهایم دست یابم.
مسعود از طریق سرقتهای سریالی که انجام داد، یک پژو 206 و یک واحد آپارتمان در خیابان پاسداران برای خودش خرید، اما هیچ مجرمی نیست که بتواند برای همیشه خودش را پنهان نگه دارد. مسعود بالاخره دستگیر شد و آرزوهایش به باد رفت و خانهای که روی آب ساخته بود ویران شد: «باز هم باید بروم زندان. خیلی سخت است. جوانیام تباه شد و از بین رفت. از کارهایی که کردهام پشیمان هستم و با توجه به شاکیان زیادی که دارم، میدانم باید مدت طولانی در زندان بمانم و همه پولهایی را که به دست آورده بودم و خرج کرده بودم به مالباختگان پس بدهم.من پشیمانم.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: