در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش «جامجم» چندی پیش ، مردی به شعبه 14 بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 2 تهران رفت و از سرقت مغازهاش در شمال غرب تهران خبر داد.
پس از شکایت این مرد، ماموران پایگاه دوم آگاهی تهران به محل حادثه اعزام شدند که معلوم شد گفتههای شاکی صحت دارد و مغازهاش مورد سرقت قرار گرفته است.
به این ترتیب، ماموران به تحقیق از مغازهدارهای پاساژ و نگهبان آن پرداختند که معلوم شد هیچ کدام از آنها، متوجه سرقت نشدهاند.
با به دست آوردن این اطلاعات، ماموران که احتمال میدادند دوربینهای مداربسته نصب شده در پاساژ، تصاویر سارقان فراری را ثبت کرده باشد، به بازبینی دوربینها پرداختند که مشخص شد تصویر 2 سارق هنگام تخریب مغازه و سرقت نقرهها ثبت شده است.
دوربین مداربسته، سارقان را لو داد
با به دست آمدن تصویر سارقان، تحقیقات برای یافتن آنها ادامه یافت، تا این که هفته گذشته، مرد مغازهداری با مرکز فوریتهای پلیسی 110 تهران تماس گرفت و عنوان کرد؛ جوانی برای فروش چند قلم نقره به مغازهام آمده، گمان میبرم اموال وی مسروقه باشد.
پس از این تماس تلفنی، ماموران به مغازه وی اعزام شدند که معلوم شد فروشنده نقرهها یکی از همان سارقان فراری بوده که پلیس در جستجوی وی است.
به این ترتیب مرد جوان دستگیر شد و برای تحقیقات لازم به پایگاه دوم آگاهی تهران انتقال یافت و مورد بازجویی قرار گرفت.
اعتراف 2 دوست به سرقت
مرد سارق در اظهاراتش به پلیس گفت: قبول دارم قصد فروش اموال مسروقه را داشتهام؛ اما من سارق نیستم. شب سرقت، دوستم به دیدنم آمد و گفت: نقشه سرقت از یک مغازه نقرهفروشی را طراحی کرده و قصد عملی کردن آن را دارد و من پذیرفتم و با او همراه شدم.
شب حادثه، 2 نفری دقایقی قبل از بسته شدن درهای پاساژ، وارد محل شدیم و در انبار پاساژ خود را پنهان کردیم و هنگامی که مطمئن شدیم نگهبان پاساژ در حال استراحت است، به مغازه نقرهفروشی نزدیک شدیم، دوستم پس از تخریب در، نقرهها را برداشت و داخل یک کولهپشتی ریخت و با هم فرار کردیم. در میانه راه، دوستم مقداری از نقرهها را به من داد و به خانهاش بازگشت و از آن روز بعد، دیگر او را ندیده ام.
به دنبال اظهارات این جوان متهم، همدست وی تحت تعقیب قرار گرفت تا این که 2 روز قبل در یکی از کمپهای تهران شناسایی و دستگیر شد.
با انتقال دزد معتاد به پایگاه دوم آگاهی تهران، وی مورد بازجویی قرار گرفت و به سرقت از مرد مغازهدار اعتراف کرد و گفت: به مواد مخدر (شیشه) اعتیاد داشتم و برای تامین هزینه اعتیادم، تصمیم به سرقت گرفتم و آن را با همدستی دوستم عملی کردم و نقرهها را به مردی در چهارراه استانبول فروختم.
بنا بر این گزارش، متهمان با قرار قانونی روانه زندان شدند و تحقیقات از آنها ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: