درباره اکران فیلم‌های فرهنگی

سینمای مخاطب‌ محور؛ سینمای مشتری‌محور

این درست است که سینما در میان باقی هنرها، وجه صنعتی و تجاری پررنگ‌تری دارد و عملا بدون ساز و کار صنعتی امکان فعالیت ندارد و وجه هنر و خلاقیتش در کنار جنبه تجاری‌اش معنا پیدا می‌کند اما این بدان معنا نیست که هر فیلمی با هدف تجارت ساخته شود و هدف از ساخته شدن یک اثر سینمایی، صرفا کسب درآمد باشد.
کد خبر: ۲۹۱۱۹۵

 در معرفی تماشاگران سینما، هم می‌توان از واژه «مخاطب» استفاده کرد، هم از واژه «مشتری.» زمانی که می‌گوییم مخاطب، هدف‌مان ارتباط فرهنگی است و نگاه‌مان به تماشاگر، به عنوان کسی است که با بینش و شعور خود، مفاهیم و ارزش‌ها و لایه‌های معنایی اثر را کشف می‌کند و نظر او درباره فیلم بسیار تعیین‌کننده است. یک مخاطب تنها برای گذران وقت یا سرگرمی به سینما نمی‌رود و از دیدن یک فیلم دنبال رسیدن به خواسته‌های ساده و سطحی خود نیست. اما زمانی که می‌گوییم مشتری، زاویه دیدمان اقتصادی است و دنبال آمار و ارقامی هستیم از میزان تماشاگران و تعداد بلیت‌های فروخته شده و البته میزان پول‌ساز بودن یک فیلم. طبیعی است که در این شرایط، دیدگاه مخاطب چندان برایمان اهمیت ندارد و قرار نیست فیلم با ذهنیتی بیدار و منتقد نگریسته شود. در سینمای تجاری، فیلمی مناسب است که بتواند با تحت‌تأثیر قرار دادن تماشاگران، آنها را مجذوب خود کند. این جذابیت زمانی که در ارتباط با طیف وسیعی از مردم قرار می‌گیرد، به غریزه آنان ربط پیدا می‌کند. به این معنی که مثلا یک فیلم کمدی ساده، می‌تواند هر تماشاگری را در هر سن، از هر جنس و با هر میزان سواد به یک واکنش وادارد و این یعنی تمرکز بر چیزهای عامه‌پسند. در میان این عامه، حتما خواص هم حضور دارند که به دلیل ویژگی‌های یکسان شخصیتی، می‌توانند واکنشی مشابه دیگران داشته باشند اما فیلم‌های خاص برای تماشاگران خاص ساخته می‌شود و این تماشاگران خاص همان مخاطبان و افراد متفکری هستند که فیلم دیدن برایشان اهمیتی بیشتر از یک سرگرمی صرف دارد.

امکان عرضه فیلم‌ها در جریان حرفه‌ای سینما، در مکانی است که خلاف گالری‌ها و نمایشگاه‌ها، دارای ابزار و آلات صنعتی و مکانیزه است. همچنین اندازه و وسعتش نشانگر اهمیت تجاری آن است. فراموش نکنیم که یک فیلم باید در نسخه‌های گوناگون تکثیر شود و در سالن‌های پرشماری در سطح کشور نمایش داده شود و مثل یک تابلوی نقاشی یا یک پرتره یا یک مجسمه نیست که در جایی نصب شود و مورد بازدید بینندگان قرار بگیرد. به همین دلیل از زمان تولید یک فیلم سینمایی، باید به نحوه عرضه‌اش هم فکر کرد. هزینه‌های ساخته شدن یک فیلم، باید برگردد و در غیر این صورت، امکان ادامه حیات سینما میسر نیست. زمانی سینما مهم‌ترین سرگرمی مردم بود و تازگی و طراوت این هنر صنعت، با اشتیاق مردم روبه‌رو بود اما رفته‌رفته با رکود این حرفه و پیدا شدن رقبایی مثل تلویزیون، اینترنت، ماهواره و سیستم نمایش خانگی، تلاش جدی‌تری از سوی سینماگران برای بردن تماشاگر به سینما صورت گرفت. در ایران، علاوه بر این مشکلات، وجود صنعت قاچاق فیلم (در قالب سی‌دی‌های غیرمجاز) و نیز فرسودگی سالن‌های سینمایی و البته عدم جذابیت فیلم‌ها باعث شده تا درباره وضعیت خطیر اقتصاد سینما بحث‌ها و مطالعات بیشتری شود.

تلاش برای رسیدن به رمز و راز جذابیت و احیای شرایط مطلوب سینما از نظر اقتصادی باعث شده تا وضعیت نمایش فیلم‌های فرهنگی روز به روز لاینحل‌تر شود. طبق آماری که از سوی مجله سینمایی «فیلم» در شهریور امسال منتشر شد، بیش از 200 فیلم فرهنگی طی 10 سال اخیر ساخته شده‌اند که امکان نمایش پیدا نکرده و پشت خط مانده‌اند. این یعنی به طور متوسط سالی 20 فیلم و با توجه به میانگین 60 فیلم تولیدی در سال، یعنی بیش از 30درصد تولیدات سینمای ایران که آثار فرهنگی و خاص محسوب می‌شوند، امکان نمایش عمومی ندارند. در این مورد البته راه‌حل‌های زیادی مطرح شد. زمانی بحث بر سر این بود که می‌توان با اختصاص یک گروه سینمایی به این آثار، نمایش‌شان را تداوم بخشید و قانونمند کرد. این اتفاق افتاد و طرح اکران «آسمان باز» راه افتاد که برخی از فیلم‌ها را در 2 یا 3 سالن در طول 2 تا 3 هفته نمایش می‌دادند. با این که در جریان این طرح نزدیک 20 فیلم نمایش داده شد اما بدون این که مشکل خاصی به وجود بیاید یا دلیلی ذکر شود، روند نمایش فیلم‌های خاص متوقف شد و دیگر کسی نگران نمایش این فیلم‌ها نشد. البته در کنار برخی دیدگاه‌های مسوولان سینمایی، برخی کارگردانان و تهیه‌کنندگان این فیلم‌ها هم مقصر بودند که اعتقاد داشتند فیلم‌شان ظرفیت نمایش در سالن‌های متعدد را دارد و این نحوه نمایش جفا در حق آنهاست. روشن است که فیلم‌های فرهنگی و خاص، عموما آثاری هستند که با هزینه کمی ساخته می‌شوند و ستاره‌های سینما در آنها حضور ندارند و اگر هم بازیگر معروفی در یکی از این فیلم‌ها حاضر شود، شرایط کار در چنین پروژه‌ای را پذیرفته است. مثلا یکی از همین کارگردانان جریان مستقل در آمریکا وودی آلن است که سال‌هاست دور از تشریفات و بریز و بپاش‌های نظام استودیویی فیلم می‌سازد و گاهی بازیگران مشهور و سرشناسی مثل دایان کیتن، رابین ویلیامز، میا فارو و این اواخر اسکارلت جوهانسون، پنه‌لوپه کروز و خاویر باردم در فیلم‌هایش بازی می‌کنند. آلن درباره حضور جوهانسون در فیلم «امتیاز نهایی» گفته بود که اگر این خانم قرار بود دستمزد متعارف خودش را بگیرد، آن وقت وودی آلن مجبور بود هزینه تولید تمام فیلم‌هایش را از ابتدای فعالیتش تاکنون به او می‌پرداخت! این شوخی البته نشانگر شعور بالای برخی بازیگران است در درک موقعیت‌شان. آنها با حضور در این فیلم‌های خاص، با دستمزدی بسیار کم برای خود اعتباری دست و پا می‌کنند که این اعتبار را از بازی در ده‌ها فیلم تجاری به دست نمی‌آورند.

در ایران هم اوضاع نسبتاً مشابهی برقرار است. برخی بازیگران بزرگ و پول‌ساز سینمای تجاری با بازی در فیلم‌های خاص، هم در پی ارتقای سطح کیفی کارشان هستند و هم شرایطی فراهم می‌کنند تا امکان نمایش این فیلم‌ها بیشتر شود. اما زمانی که اساساً اراده‌ای برای نمایش این فیلم‌ها توسط سینماداران و برخی مسوولان وجود ندارد، دیگر چه اهمیتی دارد که این فیلم خاص کار خوبی از کار درآمده باشد یا کار ضعیفی باشد و چه قدر ممکن است حضور بازیگرانی مثل مهناز افشار (کارگران مشغول کارند)، حمید فرخ‌نژاد (آتشکار)، روِیا نونهالی (عصر جمعه)، هدیه تهرانی (نسل جادویی)، نگار جواهریان (تنها دو بار زندگی می‌کنیم)، سعید ابراهیمی‌فر (اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر) و... در این گونه فیلم‌ها باعث تغییر نگاه اقتصادی و محافظه‌کار پخش‌کنندگان و سینماداران باشد.

حقیقت این است که سوای این که برخی از این فیلم‌ها پروانه نمایش دارند یا نه، مشکل اساسی در خود اهالی سینماست. حداقل از بابت تقسیم زمان نمایش فیلم‌ها، این آثار نیز می‌توانند به سهم خود به روی پرده بروند. درست است که کسی انتظار فروش بالایی از این فیلم‌ها ندارد اما واقعاً بی‌انصافی است که فیلمی مثل «صداها» ساخته فرزاد مؤتمن که جزو فیلم‌های خوب جشنواره پارسال بود، به اسم اثر فرهنگی در سانس‌های محدود 2 یا 3 سینما نمایش داده شود. از زمانی که بحث اکران آسمان باز مطرح شد، عده‌ای اعتقاد داشتند که یک یا چند سالن سینما در تهران می‌توانند پاتوق ثابت و دائمی باشند برای نمایش این گونه فیلم‌ها تا تماشاگر علاقه‌مند، هر زمان که خواست، با مراجعه به آنجا، به تماشای فیلم مورد علاقه‌اش بنشیند و چندان نگران نباشد که فیلم فرهنگی مورد نظرش در کدام سینما و با چه شرایطی نمایش داده می‌شود. اما این اتفاق نیفتاد و در پی طرح جدیدی که با نام «نگاهی دیگر» شناخته می‌شود، باز هم این فیلم‌ها در سالن‌های محدودی در سینماهای مختلف به نمایش درمی‌آیند. البته اینها جزییات ماجراست و چندان اهمیتی ندارد. مهم این است که پس از 4 سال، بار دیگر فیلم‌های فرهنگی و خاص به همت شورای صنفی اکران، در نوبت نمایش عمومی قرار گرفته‌اند. این همان حکایت قدیمی است که می‌گویند به مرگ گرفتن و به تب راضی شدن!

امان جلیلیان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها